شمارهٔ ۶٢٢
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از وضعیت حیرت و سردرگمی خود صحبت میکند و میگوید که اگر یک چیز کوچک از حقیقت به دستش بیفتد، از آن راضی است و دیگر در پی زیباییها و ظواهر دنیا نیست. او به مدح و غزل نپرداخته و از کسی که بتواند او را مدح کند، امیدی ندارد. همچنین به نوبهار شادی و گل عشق اشاره میکند و حس غم و اندوه خود را در این فصل بیان میکند. در نهایت، او به خلوت و تفکر درون خود اشاره دارد و میگوید که در آنجا هم احساس نمیکند که در جنت قرار دارد.
گر بدست آید مرا در تیه حیرت یک جوینقانعم منت پذیر از من و از سلوی نیم
هوش مصنوعی: اگر در دل این بیخبری و حیرت به دستم بیفتد حتی یک لقمه نان، من راضیام و از تو و از مرغ صالح نیز چیزی نمیخواهم.
ور پلاسی باشدم از نقش منت بی علمطالب دیبای چین و اطلس و خارا نیم
هوش مصنوعی: اگر من به زیبایی و ظرافتی چون پارچههای چینی و اطلس و سنگهای قیمتی دست یابم، اما بدون علم و دانایی باشم، نمیتوانم به ارزش واقعی آنها پی ببرم.
دم فرو بستم بکلی از مدیح و از غزلبشنو از من کز چه معنی در پی اینها نیم
هوش مصنوعی: من از گفتن مدح و غزل کاملاً خاموش شدم، بشنو که من به چه دلیلی دنبال این چیزها نیستم.
از کسی لطفی نمی بینم که گویم مدح اوبر جمال دلبری هم عاشق و شیدا نیم
هوش مصنوعی: من از کسی محبت و نیکی نمیبیند که بخواهم او را ستایش کنم، چرا که خودم نیز مجذوب زیبایی محبوبم هستم.
نوبهار شادمانی و گل عشرت نماندبلبلم اندر خزان غم از آن گویا نیم
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که فصل بهار با شادابی و گلهای خوشبو دوران خوشی به همراه دارد، اما بلبل، که نمادی از عشق و سرودن است، در فصل خزان و در میان غم و اندوه، از این شادی بیبهره است. به عبارت دیگر، زیبایی و خوشیها نمیمانند و بلبل در غم و اندوه به سر میبرد.
چون بود در کنج خلوت فکر بکرم همنشینراست گو ابن یمین در جنت المأوا نیم
هوش مصنوعی: وقتی که در گوشهای تنها به فکر فرو میروم، همنشینی راستگو و درستکار دارم که میتواند به من الهام ببخشد و بهشتی از اندیشهها را برایم فراهم کند.