شمارهٔ ٧٠٠
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وضعیت خود و تلاشهای حاسدان اشاره میکند. او احساس میکند که اگر وزیر شاه از حالش آگاه بود، او را درک میکرد. شاعر به مشکلات و حوادثی اشاره میکند که باعث کاهش مقامش شدهاند. او میگوید که بخاطر یک یا دو مورد ناچیز، زحمات و تلاشهای او نادیده گرفته شده و دیگران به او ظلم کردهاند. در نهایت، شاعر به امید این است که روزی بخشی از زنجیرهایی که به او تحمیل شده، باز شود و بتواند از دوستانش تحسین بگیرد.
وزیر شاه نشان حالم ار بدانستیبراستی که نیم کج طریق چون فرزین
هوش مصنوعی: اگر وزیر شاه حال من را میدانست، بیشک میفهمید که من در نیمهی راه و به طور نامناسب قرار دارم، مانند فرزین.
بپای پیل حوادث سرم نگشتی پستزیادتی نرسیدیم از سپهر برین
هوش مصنوعی: در برابر نیروهای بزرگ حوادث، سرم را فرو نگذاشتم و از آسمان بالاتر نتوانستیم به مقام والایی دست یابیم.
ز بهر یکدو سه من می که آنجوان خوردستبر اسب کینش سواری نمیرسد چندین
هوش مصنوعی: به خاطر یک یا دو و یا سه لیتر شراب، آن جوان که بر اسب میتازد، کسی به او نمیرسد و قدرتش خیلی زیاد است.
بده هزار حیل حاسدان چنان کردندکه نور بازگرفت از من آفتاب زمین
هوش مصنوعی: حسودان به قدری تلاش کردند که نور و درخشندگیام را از من گرفتند، مانند اینکه خورشید از زمین پنهان شده باشد.
طویل باد حیاتت که تا بدولت توبیک پیاده فکرت که راند ابن یمین
هوش مصنوعی: عمر طولانی داشته باشی که تو را به موفقیت برساند، همان گونه که اندیشهات رهبریات را پیش میبرد.
هزار بند که منصوبه اعادی بستز هم گشاید و یابد ز دوستان تحسین
هوش مصنوعی: با وجود هزاران محدودیتی که دشمنان برای او ایجاد کردهاند، در نهایت این مشکلات از میان میرود و او موفق به جلب تحسین دوستانش میشود.