شمارهٔ ٧٣١
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از غم و درد دلش به خاطر عشقش به گلرویان سخن میگوید و از شکست دلش به خاطر این عشق مینالد. او با حسرت به گذشته فکر میکند و میگوید که روزگار همیشه متغیر است و ممکن است روزی به روزهای خوب گذشته بازگردد.
مرا چون خار غم در دل شکست از مهر گلرویاننهادم سر ازین حسرت بنفشه وار بر زانو
هوش مصنوعی: غم مانند خاری در دل من فرو رفته و از عشق به صورتهای زیبا، سرم را در این حسرت که شبیه به حسرت بنفشه است، بر زانو نهادهام.
ولی نیک و بد گردون چو گردانست میگویمعسی الایام ان یرجعن یوما کالذی کانوا
هوش مصنوعی: ولی خوبی و بدی روزگار مانند چرخشی است که همیشه در حال تغییر است. پس میگویم شاید روزگاری برگردد مانند آنچه که قبلاً بود.