شمارهٔ ٧٨٢
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی نگرش به زندگی و دنیا میپردازد. شاعر از ایدل (معنوی) میخواهد که به دنیا و زحمتهای جسمی و روحی توجه نکند و از چیزهای بیارزش مانند گل و خار بگذرد. او همچنین به انسان یادآوری میکند که نباید بیفکر و بیتوجه صحبت کند، بلکه باید دل را پاک کند و به معنای عمیقتر زندگی فکر کند. در نهایت، این شعر دعوت به رها شدن از تعلقات دنیوی و تمرکز بر حقیقت معنوی است.
ای دل ز پی جهان چه پوییوز زحمت جسم و جان چه جویی
هوش مصنوعی: ای دل، چرا به دنیای فانی مینگری و به زحمتهای جسم و جان چه فایدهای میجویی؟
گر خار بگیردت سر دستبگذر ز گل ای فلان چه بویی
هوش مصنوعی: اگر خار به دستت بچسبد، از گل کناره بگیر، ای فلانی، چه فایدهای دارد؟
رو دست تهی چو گربه می لیسچون سگ پی استخوان چه پویی
هوش مصنوعی: وقتی که بیچیز هستی و دستت خالی است، مانند گربهای میمانی که ناز و ادا در میآورد. اما وقتی دنبال چیزی میگردی، همانند سگی میشوی که به دنبال استخوان است و فقط به هدفش فکر میکند.
چون بر تو نفس همیشمارندبی فکر مگو هر آنچه گویی
هوش مصنوعی: وقتی که دیگران دائما درباره تو صحبت میکنند، نگران نباش و بدون فکر هر چیزی را نگو.
رو پردهٔ دل بشوی ای شیخاین خرقه و طیلسان چه شویی
هوش مصنوعی: دل را از هر آلودگی پاک کن، زیرا این لباس و ظاهر چه ارزشی دارند؟