شمارهٔ ۶ - ایضاً له مخمس در مدح علاءالدین محمد
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف مقام عالی یک شخصیت بزرگ دینی و معنوی میپردازد که او را با صفات نیک و فضایل گوناگون معرفی میکند. او به دعا و تضرع میپردازد تا به درگاه این شخصیت مورد احترام نزدیک شود و از الطاف و رحمتهای او بهرهمند گردد. شاعر بر امید و شوق خود به این شخصیت تأکید کرده و از دلسوختگان و عاشقان راه او نیز سخن میگوید. در انتها، او خواستار این است که این ارتباط و اقبال از سوی آن شخصیت هرگز قطع نشود.
در حضرت با نصرت مخدوم حقیقیمستجمع انواع هنر بحر فضایل
هوش مصنوعی: در کنار حمایت و یاری از آقای حقیقی، همهٔ انواع هنر و فضایل جمع شده است.
دستور فلک رتبه علاء دول و دینآنکس که بود درگه او کهف افاضل
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به فردی دارد که در جایگاه والایی از قدرت و علم قرار دارد. او از فضیلت و علم برخوردار است و مکانی که در آن حضور دارد، به منزله یک پناهگاه برای نیکان و اهل فضل به شمار میرود. این فرد در حقیقت نمایندهای از برتریها و ارزشهای بالا در جامعه است.
زمین بوس من عرضه دار ایصبا
هوش مصنوعی: ای صبا، زمین را به من بوسه بده.
در حیز تقریر نگنجد که چسانستشوق من دلخسته بدان شکل و شمایل
هوش مصنوعی: شوق و اشتیاق من به تو به حدی است که نمیتوانم به خوبی توصیفش کنم، بهویژه وقتی که به شکل و حالت تو فکر میکنم. دلbroken من این احساس را بیشتر نمایان میکند.
از حضرت عزت شهدالله که شب و روزخواهم بتضرع که بود کام تو حاصل
هوش مصنوعی: از خداوند بزرگ میخواهم که در طول شب و روز با زاری و درخواست، آرزوی برآورده شدن خواستهات را داشته باشم.
مبادا بجز مستجاب این دعا
هوش مصنوعی: مبادا که این دعا جز اینکه مستجاب شود، نتیجهای دیگر داشته باشد.
من بنده که دارم رقم مهر تو بر جانکردم بهوا داری تو قطع منازل
هوش مصنوعی: من، بندهای هستم که مهر و محبت تو را در وجودم حس کردهام و با تمام وجود این عشق را در دل دارم، اما تو به نظر میرسد که برای من اهمیتی قائل نیستی و مرا از خود دور میکنی.
احرام در قبله اقبال گرفتمو آیند بدین قبلگه اعیان قبایل
هوش مصنوعی: من لباس احرام را به سمت کعبه پوشیدم و به زودی به این مکان مقدس، که محل تجمع قبایل است، خواهم رسید.
بامید الطاف بی منتها
هوش مصنوعی: با امید لطفهای بیپایان و بیدریغ.
شک نیست که دلسوختگان شور برآرندجائیکه بدانند که عذبست مناهل
هوش مصنوعی: بدون شک افرادی که دلسوخته و عاشق هستند، در جایی که بدانند آبشخورهای خوشبختی وجود دارد، شور و شوقی ایجاد میکنند.
من بنده هم امید کرم دارم و خود هستپیوسته بر احوال رهی لطف تو شامل
هوش مصنوعی: من به لطف و رحمتی که از تو دریافت میکنم امیدوارم و همیشه در حال و وضع خودم به یاد مهربانیها و توجهات تو هستم.
برین لطف واجب بود شکرها
هوش مصنوعی: این محبت و نعمت بزرگ بود که قدردانی و شکرگزاری نسبت به آن واجب است.
تصدیع گذشت از حد و ابرام ز غایتدانم که ندارد سر این صاحب عادل
هوش مصنوعی: گذشت و سختی کار از حد و اندازه فراتر رفته و میدانم که این فرد عادل، پایانی ندارد.
تا نام و نشان باشد از اقبال و زادبارتا هست بدو نیک اثر مدبر و مقبل
هوش مصنوعی: تا زمانی که نشانهای از خوشبختی و زادگاه خوب وجود دارد، تأثیرات مثبت شخصی که تدبیر و آیندهنگری دارد، باقی خواهد ماند.
مباد از تو اقبال هرگز جدا
هوش مصنوعی: مبادا که خوشبختیام از تو دور شود.