شمارهٔ ١٠ - مثنوی دیگر
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به جستجوی معشوق و حقیقت وجودی انسان اشاره میکند. او میگوید که برای رسیدن به مطلوب باید طلب کرد و در این طلب، وجود خود را بررسی کرد. گنجی که در انسان نهفته است، در ویرانههای وجود او قرار دارد و باید با عشق و تلاش به آن دست یافت. این گنج به نور حقیقت و عشق مرتبط است و انسان نمیتواند آن را در خارج از خود بیابد. در پایان، شاعر بیان میکند که این عشق و جستجو هرگونه درد و رنج را قابل تحمل میکند و در واقع، روشنگر زندگی است. عشق به معشوق منجر به فنا و بقا میشود، که در این حالت، وجود انسان به وجود معشوق پیوند میخورد و از این طریق، حقیقت و جمال الهی نمایان میشود.
طلب تا محرم اسرار کردیبآن مطلوب یار غار کردی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به رازهای خود دست پیدا کنی و به معشوق خود نزدیک شوی، ابتدا باید درون خود را بشناسی و به آنچه از دلت میخواهد، بپردازی.
طلب کن تا خبر از دوست یابیوجود دوست را بی پوست یابی
هوش مصنوعی: خواهش کن تا خبری از دوست به دست آوری، و با این خبر، وجود دوست را بدون هیچ پوشش و حجاب مشاهده کنی.
طلب کن تا خبر از گنج یابیتو کی این گنج را بی رنج یابی
هوش مصنوعی: از دیگران بخواه تا به تو بگویند که چه زمانی میتوانی بدون زحمت به ثروت و گنج برسیدی.
طلب چون رخت هستی میرهاندطلب کس را بمنزل میرساند
هوش مصنوعی: خواسته و آرزو مانند لباس زندگی است که انسان را از خطر دور میکند و به مقصد میرساند.
طلب باشد براق عشق جانانطلب باشد سواد اعظم جان
هوش مصنوعی: در جستجوی عشق معشوق، همه چیز ارزشمند است. تلاش برای رسیدن به این عشق، به معنای واقعی، مهمترین هدف زندگی است.
طلب سرمایه گنج وجودستطلب پیرایه اصل شهود است
هوش مصنوعی: به دنبال به دست آوردن گنجینه وجود هستیم و این جستجو برای زیباییهای ظاهری و ظواهر دنیایی نیست، بلکه در اصل به دنبال درک و شناخت حقیقت و وجود هستیم.
تو آن مطلوب را در خود طلب کنچو در خود یافتی دیگر طرب کن
هوش مصنوعی: آن چیزی که به دنبالش هستی را در درون خود جستجو کن، چون زمانی که آن را در خود یافتی، دیگر شادمان خواهی بود.
عجب گنجیست در ویرانه توهمیشه همدم و همخانه تو
هوش مصنوعی: چقدر ارزشمند است وجود تو، حتی در شرایطی که به نظر خراب و ویران میرسد، تو همیشه همنشین و همراه من هستی.
اگر در جستجوی او شتابیتو او را عاقبت در خود بیابی
هوش مصنوعی: اگر تو به دنبال او باشی و شتاب کنی، در نهایت او را در درون خود پیدا خواهی کرد.
که هر کس طالب آن رو بگرددچو پروانه بگرد او بگردد
هوش مصنوعی: هر کسی که خواهان آن است، باید مانند پروانه دور آن محبوب بچرخد.
زمانی از تو او هرگز جدا نیستبجز تو با کسی هم آشنا نیست
هوش مصنوعی: در همه حال و شرایط، تو همیشه در ذهن او حضور داری و او هیچکس دیگری را مانند تو نمیشناسد.
برون از خود تو آنمطلب نجوئیره بیهوده در عالم نپوئی
هوش مصنوعی: از خود خارج نشو و به دنبال چیزی نگرد که وجود ندارد، زیرا در این دنیا راه بیهودهای در پیش خواهی گرفت.
چو کردی عاشقی با دوست آغازدگر با عشق او میسوز و میساز
هوش مصنوعی: وقتی که عشق به دوست را آغاز کردی، دیگر با عشق او بسوز و بساز.
بدنیا از تف هجران نسوزدبعقبی ز آتش نیران نسوزد
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر دلِ شکسته و separation نمیسوزد، و به خاطر آتشِ نیران هم نمیسوزد.
بگفتا عاشقانرا میکشم منپس از کشتن دیت هم میکشم من
هوش مصنوعی: او گفت که من عاشقان را میکشم و بعد از کشتن آنها دلهایشان را نیز میکشم.
برای یک دیت صد بار کشتنمرا خوشتر بود از زنده گشتن
هوش مصنوعی: برای یک قرار ملاقات، اگر صد بار مرا بکشند، این برایم از زنده ماندن بهتر است.
اگر صد بار عاشق کشته گرددبخون خویشتن آغشته گردد
هوش مصنوعی: اگر کسی بارها عاشق شود، ممکن است که بارها دچار درد و رنج شود و در نهایت به خاطر عشق خود به شدت آسیب ببیند.
ز خون من اگر گلها برویدبخونش خونبها هرگز نجوید
هوش مصنوعی: اگر از خون من گلها روییده شود، هرگز به خاطر خونبها از آنها نمینویسم.
نه در کعبه نه در دیر مغانستولیکن در میان جان نهانست
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد که حقیقت و معنای اصلی نه در مکانهای مذهبی مانند کعبه یا معبد مغان، بلکه در درون خود انسان و دل او نهفته است.
همه در تست این مطلوب حاصلچه حاصل چون علایق گشت فاصل
هوش مصنوعی: همه در امتحان این خواسته چه چیزی بدست آوردند، چون علاقهها فاصله گرفتند.
مرا بس آن نگاه گاهگاهتهزاران جان فدای یک نگاهت
هوش مصنوعی: آن نگاه گاه و بیگاه تو برای من به اندازهای ارزشمند است که هزاران جان را فدای یک نگاه تو میکنم.
مرا جز کشتنت راحت نباشدبدیت ماه من حاجت نباشد
هوش مصنوعی: من به جز از بین رفتن تو، هیچ آرامشی ندارم و به وصال تو نیازی ندارم.
چو او را یافتی عاشق شو اکنونبوصف دلبری لایق شو اکنون
هوش مصنوعی: وقتی او را پیدا کردی، حالا عاشق شو و خود را شایستهٔ وصف محبت او بکن.
نترسی زانکه خواهی کشته گشتنبخون خویشتن آغشته گشتن
هوش مصنوعی: نگران نباش، چون اگر بخواهی کشته شوی، به خون خودت آلوده خواهی شد.
چه کشتن باشد این خود زندگانیستبقاهای حیات جاودانیست
هوش مصنوعی: اینکه با درد و رنجهایی که در زندگی وجود دارد، انسان همچنان به زندگی ادامه میدهد و این استمرار خودش نشاندهندهی قدرت و عمق زندگی است. زندگانی واقعی در ادامه و پایداری در مواجهه با چالشها و سختیها نهفته است.
مرا جز کشتنت افنا ضروریستکه عاشق را فنا کشتن ضروریست
هوش مصنوعی: تنها راهی که برای من باقی مانده، کشتن توست، زیرا برای عاشق ضروری است که معشوقش را نابود کند.
منم پیدا و هم سر نهانتمنم هم مغز تو هم استخوانت
هوش مصنوعی: من به وضوح در کنار تو هستم و در عین حال در عمق وجودت نیز وجود دارم. من هم بخش ظاهری تو هستم و هم باطن تو که شامل روح و جسمت میشود.
دلارامی نکو خوئی چه رادیچه میورزی بعاشق اتحادی
هوش مصنوعی: اگر عشق و محبت را در دل داری و به دنبال آرامش هستی، نباید در حق عاشق و محبوب خود کم محلی کنی و در کنار او به خوبی و مهربانی رفتار کنی.
همی گویم منم گوش و زبانتمنم جان و تن و روح و روانت
هوش مصنوعی: من میگویم که من گوش و زبان تو هستم، من جان، بدن و روح تو هستم.
ز سر تا پای تو من گشتم ایدوستهمه اعضای تو من گشتم ایدوست
هوش مصنوعی: من از سر تا پا در پی تو گشتم و هر جزئی از وجود تو را به خوبی شناختم و دوست دارم.
مرا از تو گزیر و چاره ئی نیستمرا همچون تو یک غمخواره ئی نیست
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از تو دور شوم و هیچ راهی برای فرار ندارم، چون کسی مانند تو که دردی مشترک داشته باشد، وجود ندارد.
بیا بار دگر همراه باشیمهمیشه همدم دلخواه باشیم
هوش مصنوعی: بیایید دوباره کنار هم باشیم و همیشه با هم رفیق دلخواهمان باشیم.
مرا با تو چکار آید تن و جانمرا بی تو نباید باغ و بستان
هوش مصنوعی: حضور و زندگی من بدون تو هیچ معنا ندارد و هیچ فایدهای ندارد. برای من، هر چیزی در دنیا و زیباییهای آن بیمعنی است اگر تو در کنارم نباشی.
توئی باغ بهار و لاله زارمبه آئینهای تو کاری ندارم
هوش مصنوعی: تو مانند باغی پر از بهار و گلهای زیبا هستی و من به رسم و آئینهای تو توجهی ندارم.
توئی آئینه حسن جمالمتوئی نوشنده بزم وصالم
هوش مصنوعی: تو خود نماینده زیبایی و جمال من هستی و تو هستی که مرا در میخانه وصال و نزدیکی به خود سیراب میکنی.
تجلی رخت با من عیانستولی از دیده هرکس نهانست
هوش مصنوعی: زیبایی و جلوه چهرهات برای من به وضوح روشن است، اما برای دیگران پنهان و ناخودآگاه باقی مانده است.
اگر چه اهل عالم خیل خیلستتوئی مقصود و دیگرها طفیلست
هوش مصنوعی: اگرچه مردم دنیا به گروههای زیادی تقسیم شدهاند، تو هدف اصلی هستی و بقیه تنها در خدمت تو هستند.
درین عالم اگر آدم نبودیتجلی در همه عالم نبودی
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا انسان وجود نداشت، هیچگونه ظهور و نمایشی در تمام جهان وجود نداشت.
چه قربست اینکه در عالم چه قربستکه عارف مست از میدان قربست
هوش مصنوعی: چه نزدیک است این حالت که در دنیا وجود دارد؛ چه نزدیک است که عارف شیدا در عالمانگی قرب و نزدیکی قرار دارد.
کشیده باده و صهبا ندیدهخدا را دیده و خود را ندیده
هوش مصنوعی: آدمی که مشغول نوشیدن لذتها است، نه به خدا توجه میکند و نه به خود و درونش.
جز از وی در نهاد او دگر نیستسر موئی ز خود او را خبر نیست
هوش مصنوعی: هیچ چیز دیگری در وجود او نیست که به اندازهی سر مویی از خود او باشد و او از آن بیخبر است.
چه خوش بزمی که جز جانان نباشددرین محرم بغیر از جان نباشد
هوش مصنوعی: چقدر خوشحال کننده است که در این مهمانی فقط محبوب وجود دارد و کسی غیر از او حاضر نیست.
جمال یار اگر برقع گشایدبتو بیتو جمال خود نماید
هوش مصنوعی: اگر محبوب زیباییاش را آشکار کند، تو را نیز در زیباییاش غرق میکند و جلوهگر میشود.
همه عالم جمال یار بینیجهانرا خالی از اغیار بینی
هوش مصنوعی: هر جا که بروی، زیبایی محبوب را خواهید دید و در تمام جهان، هیچ چیز جز او را نخواهی یافت.
بساط قرب سلطان آتشین استبسوزد هر که با او همنشین است
هوش مصنوعی: محیط و شرایط نزد سلطان بسیار پرخطر و آتشین است و هر کسی که در کنار او باشد، ممکن است دچار مصیبت و خسارت شود.
الهی آتش قربی بر افروزتمام هستی ما را در او سوز
هوش مصنوعی: ای خدا، شعلهای از محبتت را در دل تمام وجودمان برافروز و در آن به سوز و گداز آییم.
مرا بیتو چو این هستی نپایدچو هستی تو مرا هستی نباید
هوش مصنوعی: اگر وجود تو چنین ناپایدار است، پس وجود من نیز نباید به آن وابسته باشد.
کسی داند که او معشوقبازستو بی یسمع و بی یبصر چه رازست
هوش مصنوعی: کسی میداند که معشوق بهطور عجیبی در دلها نفوذ میکند، حتی اگر کسی او را نبیند یا نشنود، هنوز هم راز و رمز خاصی در او وجود دارد.
چو شد آن گنج پنهان آشکاراازو پر شد همه دریا و صحرا
هوش مصنوعی: وقتی آن گنج پنهان نمایان شد، همه دریاها و دشتها از آن پر شدند.
چگویم شرح این دور و درازستمگر اینها از آن معشوقبازست
هوش مصنوعی: آیا میتوانم بگویم که این ماجرا چقدر پیچیده و طولانی است؟ مگر اینکه اینها از عشق و عاشقی سرچشمه گرفته باشند.
وجود خویش را زانگنج پر سازهمه انبان خود را لعل و در ساز
هوش مصنوعی: برای تکمیل وجود خود و بهرهمندی از گنجهای درونیتان، همه چیزهای ارزشمندتان را مانند سنگهای قیمتی در زندگیتان بیفزایید.
جهان پر گنج و این افلاس از چیستنمیدانم چرا این گنج مخفیست
هوش مصنوعی: دنیا پر از ثروت و منابع باارزش است، اما من نمیدانم چرا ما در فقر و نادانی زندگی میکنیم و این گنجینهها در خفا ماندهاند.
که هر کس قیمت گوهر نداندسفه چون قدر مال و زر نداند
هوش مصنوعی: هرکس ارزش و قیمت سنگهای قیمتی را نداشته باشد، برای او مانند این است که ارزش و قیمت طلا و پول را نمیداند.
نهان در تست این گنج گرانسنگتو خود را نیک کاو ایمرد دلتنگ
هوش مصنوعی: در درون تو گنجی ارزشمند نهفته است، بنابراین باید به خوبی در درون خود جستجو کنی و احساسات و اندیشههایت را بررسی کنی.
عجب گنجیست در ویرانه توعجب جانی بود جانانه تو
هوش مصنوعی: شگفتانگیز است که در خرابیهای تو چه گنجی نهفته است و چه روحی در وجود تو وجود دارد.
فرو رفته همه در عین آن گنجولی کس را وقوفی نیست بی رنج
هوش مصنوعی: همه در عمق آن گنج بزرگ فرو رفتهاند، اما هیچکس از آن آگاه نیست و این آگاهی بدون زحمت به دست نمیآید.
اگر چه کرد با خود بس مداراولیکن گشت آخر بس مدا را
هوش مصنوعی: هرچند که او با خود به خوبی رفتار کرد و صبر نشان داد، اما در نهایت تحملش به سر آمد.
حدیث کنت کنزا را شنیدیازین گنج نهان بر گو چه دیدی
هوش مصنوعی: اگر در مورد حکایتی که از گنج نهان و رازهای پنهان سخن میگوید، چیزی شنیدهاید، پس درباره آن دیدگاههای خود را بیان کنید.
عجب گنجیست گنج جاودانهکه او را نه میان و نی کرانه
هوش مصنوعی: چه نعمت بزرگی است این گنج که ابدی و جاودانه است و نه آغاز و نه پایانی دارد.
درین کان هر که افتد کان شود اواگر جسمیست آخر جان شود او
هوش مصنوعی: هر کسی که در این معدن بیفتد، به طلا تبدیل میشود؛ حتی اگر جسمی باشد، در نهایت به روح تبدیل خواهد شد.
فتاده تا ابد سر مست و قانعچشیده زین می پر شور و نافع
هوش مصنوعی: برای همیشه سرمست و راضی ماندهام، چرا که از این شراب پرشور و مفید چشیدهام.
ازین می گر تو هم خواهی چشیدنتو هم خواهی بیکجائی رسیدن
هوش مصنوعی: اگر تو هم میخواهی طعم این شراب را بچشی، باید به یک نقطه خاص برسیکنید.