شمارهٔ ۵۵ - قصیده
هوش مصنوعی: این شعر درباره عظمت و برتری یک شخص است که ویژگیهای برجسته او شامل جود، انصاف و تدبیر را مورد ستایش قرار میدهد. شاعر با بیان اینکه مقام و منصب این فرد از دیگران فراتر است، به تمایز او اشاره میکند و مینویسد که حتی آسمان و زمین نیز تحت تأثیر او هستند. ویژگیهای مثبت این شخص نه تنها او را از دیگران متمایز میکند بلکه باعث میشود تا کائنات به او احترام بگذارند. همچنین در این اثر به جود و بخشندگی این فرد، و تأثیر آن بر دیگران و حتی آسمان اشاره شده است. شاعر بیان میکند که هیچ کس نمیتواند از او ناراضی باشد و عدل و انصاف او موجب شده تا ظلم از بین برود. در پایان، شاعر از مقام و عظمت این شخص به عنوان یک الگو یاد میکند و در تمایل خود به ستایش او ضعفهای خویش را نیز میپذیرد.
ای کرده تو بر مُلک تکبروی کرده فلک به تو تفاخر
هوش مصنوعی: تو بر زمین خود بزرگی میکنی و آسمان هم به تو میبالد.
ای پایه منصب رفیعتبرتر ز تصرف تفکر
هوش مصنوعی: تو که مقام و جایگاه والایی داری، بدان که بالاتر از آنچه به فکر و اندیشهات میرسد، وجود دارد.
از قدر تو چرخ در ترفعوز رای تو عقل در تحیر
هوش مصنوعی: قدرت و عظمت تو چنان است که آسمان در شگفتی و عقل در حیرت از تو قرار دارد.
حزم تو مسلم از تهاونعزم تو منزه از تغیر
هوش مصنوعی: احتیاط و دقت تو کاملاً واضح است و ارادهات از هر گونه تغییر و تزلزل پاک است.
در شرح خصایل حمیدتمستغرق مد سبعه ابحر
هوش مصنوعی: در توصیف ویژگیهای نیکویت غرق شدم و به مانند دریایی بزرگ از دانش و زیباییهای تو، بیپایان لطایف برمیافرازم.
در مصعد همتت فلک رااز عجز فتاده سنگ در سر
هوش مصنوعی: در اوج تلاش و کوشش تو، آسمان از ناتوانی به زمین افتاده است.
از جود تو گشته تهی دستوز صیت تو گوش آسمان پُر
هوش مصنوعی: از generosity و سخاوت تو هرچه داشته بودند، خالی ماندهاند و صدای نام تو در تمام آسمانها پیچیده است.
بشنید صدف ز ماهی گنگدر مدح تو لفظهای چون دُر
هوش مصنوعی: صدف از ماهی خاموش شنید که در مدح تو کلماتی زیبا مانند دریا وجود دارد.
شد نامیه طفل حجر تو صُدرشد ناطقه مدح گوی تو حُر
هوش مصنوعی: نام تو مانند یک بچه سنگی (حجر) است که در دل سنگ، به وجود میآید و مانند زبان گویایی است که مدح و بزرگی تو را بیان میکند.
زان ناطقه میکند تحدثزآن نامیه میکند تکبر
هوش مصنوعی: از آن سخنانی که میگوید، برمیآید که از خود بزرگبینی و خودستایی میکند.
با جود تو کیست کهآن که ندهدیک قطره لعل بی تزجر
هوش مصنوعی: با وجود تو، چه کسی است که حتی یک قطره از خونش را بدون هیچ ترسی ندهد؟
انعام تو خاص و عام را هستچون فیض خدای بر تواتر
هوش مصنوعی: نعمتهای تو برای همهی مردم در دسترس است، مانند رحمتهای خدا که به طور مداوم و بیوقفه نازل میشود.
حق از سر کلک شب نگارتچون صبح همی کند تظاهر
هوش مصنوعی: نیکی و زیبایی چهره تو حتی در تاریکی شب هم خود را نشان میدهد و در صبح روشنتر میگردد.
زانصاف تو آهوی سبکدلبا شیر همی کند تنمر
هوش مصنوعی: از لطف و انصاف تو، آهوی بیخبر از خطر، با شیر همنشینی میکند.
گردون ز شرف همی نمایدبر فور به خدمتت توَفُر
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر اعتبار تو به سرعت به خدمتت میآید.
با دست و دل تو کان و دریادعوی نکنند از تکاثر
هوش مصنوعی: با عشق و ارادهی تو، نه کوه و دریا میتوانند به چالش بیایند و نه میتوانند از تفاخر و برتری خود سخن بگویند.
شد عدل تو دشمن تظلمشد عفو تو عاشق تعثر
هوش مصنوعی: عدالت تو در برابر ظلم قرار میگیرد و بخشش تو به عشق تحمل ضعف و مشکل تبدیل میشود.
هم لطف تو چون هوا روانبخشهم قهر تو چون اجل گلوبر
هوش مصنوعی: اگر لطف تو به من نرسد، مانند فریاد و کمک تو خواهد بود. و اگر غضب تو دامنگیرم شود، مانند اجل و مرگ بر من خواهد بود.
ای با همه کس ترا تفضلوی در همه فن ترا تبحر
هوش مصنوعی: ای کسی که به همه خوب میکنی و در هر علمی مهارت داری.
محکوم تو شد سپهر فاحکممأمور تو شد زمانه فامُر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آسمان و زمانه تحت تسلط و فرمان تو قرار گرفتهاند. یعنی تو قدرت و اختیاری داری که میتوانی بر رخدادها و اوضاع مسلط شوی و آنها را به میل خود هدایت کنی.
با عدل تو ظلم گشت منصفدر عهد تو جود گشت لمتُر
هوش مصنوعی: با انصاف تو، ظلم به پایان رسید و در دوره تو، generosity و بخشش به اوج خود رسید.
با خشم تو نیست ذوق جان حلواز لفظ تو نیست حرف حق مُر
هوش مصنوعی: با عصبانیت تو، شادی روح بهدست نمیآید و از کلام تو، سخن حق برنمیخیزد.
در عهد تو تیغ میکشد مهر؟این باشد غایت تهور
هوش مصنوعی: در زمان تو آیا محبت چنگ به تیغ میزند؟ این نشان از نهایت شجاعت است.
با رأی تو خنده میزند صبح؟اینست نهایت تمسخر
هوش مصنوعی: آیا صبح با رای تو به تمسخر میخندد؟ این نشاندهندهی اوج تحقیر است.
در صف نعال روز بارتجویند صدور دین تصدر
هوش مصنوعی: در روزنامهنگاری و در جریان روزگار، خیلیها به دنبال یافتن صداقت و درستی دین هستند.
از صدمت خشمت اوفتادهستدر سینه آسمان تکسر
هوش مصنوعی: از شدت خشم تو، فریادهای آسمان به لرزه درآمده و به تکههای کوچکی تقسیم شده است.
کردهست ز بهر مرکبت چرخاز جاده کهکشان شب آخور
هوش مصنوعی: برای تو به خاطر تربیت و پرورش درخشانتری از سفر به دنیای کهکشان و شب، اسبسواری میکنم.
اندیشه مدح تو به خاطربهتر ز هزار من بلادر
هوش مصنوعی: فکر ستودن تو به اندازهای برایم ارزشمند است که هزار بار بهتر از خودم به شمار میآید.
هر دم که زنم نه در مدیحتزآن دم زدنم بود تحیر
هوش مصنوعی: هر بار که در محدودهات هستم و چیزی میزنم، آن لحظه باعث سردرگمیام میشود.
جاوید به کام زی که ما راهم بر ز مدیح تست و هم بر
هوش مصنوعی: این بیت به این معنا است که شخصی که به وصف و ستایش ما میپردازد، هم در مدح و ستایش ما فعالیت میکند و هم در کارهای دیگر. این نشاندهنده توانمندی و گستره فعالیت ایشان است.
در بندگیت مرا چه باقیستجز حلقهٔ گوش و نام سنقر
هوش مصنوعی: در خدمتگزاری و بندگی تو چیزی از من باقی نمانده جز یک حلقه در گوش و نام سنقر.
مدح تو و التقات غیریهرگز نکنم من این تجاسر
هوش مصنوعی: هرگز مدح تو را با ستایش دیگران در هم نخواهم آمیخت.
تا هست حواس را تصرفتا هست خیال را تصور
هوش مصنوعی: تا زمانی که حواس و احساسات وجود دارد، میتوان به تخیل و اندیشه شکل داد و آنها را درک کرد.
بادات بقای عمر چندانکهاندر عددش بود تعذر
هوش مصنوعی: زندگی آنقدر پایدار و طولانی است که شمارش آن دشوار باشد.
روزت همه عید و از پی عیدبد خواه ترا کفن به گازر
هوش مصنوعی: روزی شاد و پر از جشن و سرور برای تو آرزو میکنم و از این پس هرکه بخواهد به تو آسیب برساند، به او پاسخ نده و بیتوجهی کن.
اعدای ترا قبول چونانکهامروز بود قبول اشتر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی کسی در برابر تو جویای پذیرش یا پذیرش حرفی است، میتوان همانند آن روز مرگ شتر، به او پاسخ مثبت داد. در واقع، این سخن نشاندهنده این است که برخی مواقع باید به درخواستها پاسخ مثبت داد، حتی اگر آن درخواستها عجیب به نظر برسند.
در منصب جاه تو تقدمدر مدت عمر تو تأخر
هوش مصنوعی: در مقام و جایگاه تو، زمان عمرت به تأخیر افتاده است.