شمارهٔ ۱۰۲ - قصیده
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش خداوند میپردازد و از بیکرانگی عطای او سخن میگوید. او ذکر میکند که در برابر جود و بخشش خداوند، توانایی شکرگزاری و ستایش کامل را ندارد و حتی اگر تمام عمرش را صرف سپاسگذاری کند، هنوز کم خواهد آورد. شاعر بر این باور است که اگر لحظهای از درگاه معبودش دور شود، هیچ امید و بیمی از دیگران ندارد.
او با نقاشی از معبودش و نوشتن نام او بر روزگار، همواره خود را در خدمت او میداند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که اگرچه ممکن است در مقامهای برتر و مقامات دیگر باشد، اما هیچکس به اندازهی خداوند در زندگیاش اهمیت ندارد. با این تعهد، او به سرایندگی میپردازد و میکوشد تا همواره بر ستایش و مدح معبود خود بپردازد.
ای ز وجود تو کارها چو نگارموی شده از جود تو چوزر همه کارم
هوش مصنوعی: وجود تو باعث زیبا شدن کارهایم شده است و این مهربانی توست که تمامی کارهای من را تحت تأثیر قرار داده است.
جودت ز اندازه رفت با که بگویمنعمتت ا زحد گذشت با که شمارم
هوش مصنوعی: بخشش و مهربانی تو فراتر از تصور است، نمیدانم با که سخن بگویم و بگویم که نعمتهایت از حدی بیشتر رفته و قابل شمارش نیستند.
گرچه ز ابنای دهر هست شکایتهست ز تو شکر صد هزار هزارم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از مردم زمانه گلایههایی دارم، به خاطر تو از صمیم قلب سپاسگزارم.
می نرسم در ثنا و شکر تو هرگزورچه من اندر سخن عظیم سوارم
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم به خوبی تو را ستایش کنم و از تو سپاسگزاری کنم، اگرچه من در بیان و کلام خود بسیار تواناترم.
گر بود از روزگار مهلتم آخربعضی ازین شکر نعمت تو گذارم
هوش مصنوعی: اگر روزگاری فرصتم به پایان برسد، نمیتوانم از بعضی از نعمتهای شیرین تو صرفنظر کنم.
حرز تو بر قرص آفتاب نویسمنام تو بر روی روزگار نگارم
هوش مصنوعی: من نام تو را بر روی روزگار مینویسم و تو را همچون محافظی در برابر آفتاب قرار میدهم.
تا نفسی ماند این نفس زدل و جانخدمت درگاه تو فرو نگذارم
هوش مصنوعی: تا زمانی که این نفس در وجودم باقیست، هرگز خدمت به تو را ترک نخواهم کرد.
تا که زیم بندگی کنم چو بمیرممهر ترا سر بمهر باز سپارم
هوش مصنوعی: زمانی که زندهام به خدمت و بندگی تو ادامه میدهم و زمانی که بمیرم، عشق تو را با تمام وجود به دیگری خواهم سپرد.
من کیم آخر درم خریده جودتداده بها بخشش تو چندین بارم
هوش مصنوعی: من کیستم که به خاطر بخشش تو بها پرداخت کنم، زیرا چندین بار از لطف و بخشش تو بهرهمند شدهام.
گر که برانگشت گیرم آنچه بدادیعاجز گردد همی یمین و یسارم
هوش مصنوعی: اگر چیزی را که به من دادهای بگیرم، دست راست و چپم ناتوان خواهند شد.
از تو چو کعبه در اطلس است سرایموز تو چو معدن پر از زرست کنارم
هوش مصنوعی: خانهام همچون کعبه زیباست چون تو در آن هستی و کنارم مانند معدن پر از طلاست که تو را دارد.
تا که مرا هست سوی درگه تو راهاز دگران هیچ امید و بیم ندارم
هوش مصنوعی: تا زمانی که من به درگاه تو راه دارم، از دیگران هیچ امید و ترسی ندارم.
داده خود گر سپهر باز ستاندغم نخورم کز یمین تست یسارم
هوش مصنوعی: اگر آسمان هم همه چیزم را بگیرد، ناراحت نمیشوم چون تو همیشه در سمت راست من هستی و به من کمک میکنی.
ور حدثان سپهر تاختن آردسایه دهلیز تو بس است حصارم
هوش مصنوعی: اگر حوادث آسمان هم به من حمله کنند، تنها سایهی دهلیز تو برایم کافی است تا از تمامی این خطرات در امان باشم.
فر مدیحت فزود حشمت و جاهمحرز ثنایت ربود خواب و قرارم
هوش مصنوعی: زیبایی و عظمت تو باعث شد که مقام و شکوه من بیشتر شود و ستایش تو آرامش و خواب را از من گرفت.
حرص ثنای تو کرد شاعرم ار نیشرع بدی پیشتر ز شعر شعارم
هوش مصنوعی: شاعر برای ستایش تو حریص است، و اگر اجازه میدادی، قبل از سرودن شعر، به اصول دین و مذهب توجه بیشتری میکرد.
آرزویم میکند که از سر اخلاصمدح تو باشد هر آن نفس که بر آرم
هوش مصنوعی: آرزو دارم هر باری که نفس میکشم، با اخلاص به ستایش تو بپردازم.
لیک ز بیم سخای بیهده بخشتپیش تو خود نام شعر برد نیارم
هوش مصنوعی: اما به خاطر ترس از بخشش بیsense و بیمناسبتی، دیگر به تو نام شعر را نمیآورم.
مونس من مدح تست چون بغم افتممدح تو پیش آرم و غمی بگسارم
هوش مصنوعی: دوست من تو همچون مونس و همراهی هستی که وقتی به غم و اندوه دچار میشوم، با یاد تو و تعریف از تو، غم و ناراحتیام را فراموش میکنم و آرام میشوم.
چونکه دهم جلوه طبع را بمدیحتچرخ کند ماه و آفتاب نثارم
هوش مصنوعی: وقتی که استعداد و نبوغ خود را در ستایش تو به نمایش بگذارم، ماه و خورشید برایم احترام و تکریم میکنند.
فخر بخاک در تو آرم اگرچهاز مه و از آفتاب باشد عارم
هوش مصنوعی: اگرچه من به ماه و خورشید افتخار میکنم، اما اگر بر خاک تو بگذارم، این برایم ارزش و بزرگی بیشتری دارد.
من نزنم لاف، تو محک جهانینیک شناسی که من تمام عیارم
هوش مصنوعی: من به خودم نمیبالم، تو باید دنیا را به خوبی بشناسی؛ چون من واقعاً تمام خصوصیات و ویژگیهای خوب را دارم.
آز ندیده بهیچ مجمع شوخمحرص نکرده بهیچ محفل خوارم
هوش مصنوعی: من هرگز دست به آز و طمع نزدهام و در هیچ جمعی خود را بیارزش نمیبینم.
در ندوم هر در ی چو سایه و خورشیدزانکه نه من شاعری گسسته مهارم
هوش مصنوعی: در دل من هر در به مانند سایه و آفتاب است، زیرا من نه شاعری هستم که بتوانم از احساساتم به راحتی جدا شوم.
گرد خسیسان نگردم ار چه خسیسمتخم طمع در زمین شوره نکارم
هوش مصنوعی: من هرگز به جمع مردم ناکام و بیاراده نمیپیوندم، حتی اگر خودم هم مانند آنها باشم. همچنین در دل خود امید و آرزوهای بیاساس نمیکاشتم.
ابرم و جز گرد بحر نیست طوافمچرخم و جز گرد قطب نیست مدارم
هوش مصنوعی: من به مانند ابر هستم که فقط دور دریا میچرخد و چرخش من نیز تنها حول قطب است.
پای چو گل بر بساط هر خس ننهمورچه تهی دست همچو شاخ چنارم
هوش مصنوعی: من پاهایم را بر زمین نرم مانند گل نمیگذارم و اگر حس کنم که بیچیز و بیارزش هستم، مانند شاخهای از درخت چنار باقی میمانم.
ور تو کنی امتحان من بگه شعرپیش تو پیشانی سپهر بخارم
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی مرا امتحان کنی، بگذار تا شعری که برایت مینویسم مانند آسمان بر شامهام نقش ببندد.
من گه مدح آفتاب نور فشانممن گه هجو آسمان مردم خوارم
هوش مصنوعی: گاهی من از آفتاب ستایش میکنم و نور او را ستودم، و گاهی به آسمان طعنه میزنم و آن را مورد تمسخر قرار میدهم.
شهد چشاند بمدح لفظ چو نوشمزهر فشاند بهجو کلک چو مارم
هوش مصنوعی: خداوند به من طعمی از مدح گوید به شیرینی، اما من زهر بدخواهی را میچشم. مانند رنجی که از نیش مار میبرم، از کلماتی که به زیبایی بیان میشود، رنج و زهر را احساس میکنم.
اشرف و وطواط و انوری سه حکیمندکز سخن هر سه شد شکفته بهارم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اشرف، وطواط و انوری هر سه از حکما و دانشمندان هستند و سخنان آنها باعث رونق و شکوفایی بهار علم و دانش شده است.
رابعهم کلبهم اگر تو نگوئیخادمت این هر سه شخص راست چهارم
هوش مصنوعی: اگر تو نگویی که این سه نفر، خدمتگزار تو هستند، سگ آنها هم رابع (که به معنای رفیق و همراه است) محسوب میشود.
چون تو کنی تربیت من از که کم آیمورچه کهین همه صِغار و کبارم
هوش مصنوعی: زمانی که تو به تربیت من بپردازی، از هیچ کسی کمتر نخواهم بود، هرچند که همه بزرگتر و کوچکترها در اطراف من باشند.
گر همه عیبم، دل تو کرد قبولمورچه همه آهویم بر تو شکارم
هوش مصنوعی: اگر تمام عیبهایم را داشته باشم، تو با دل باز مرا قبول میکنی، و هرچقدر هم که به نظر بیایم که در دام تو افتادهام.
باد گل دولتت همیشه شکفتهتا ننهد چرخ با شکوه تو خارم
هوش مصنوعی: باد خوشبختی و موفقیت تو همیشه در حال وزیدن و شکفتن است، تا زمانی که چرخ روزگار بر من غم و نیشی نگذارد.