شمارهٔ ۱۱۵ - استاد جمال الدین در جواب نگاشته
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش شخصیتی بزرگ و والامقام پرداخته است که نقش مهمی در آرایش و زیبایی جهان دارد. شاعر از زیبایی کلام و علم این شخص سخن میگوید و او را چون روحی پاک و عقل نیک میداند. خط و نوشتههای او را به نرگس و سوسن تشبیه میکند و مدح او را در قالبهایی چون نثر و نظم توصیف میکند. شاعر تمام کلماتش را در خدمت این شخصیت قرار میدهد و ابراز میکند که در غیاب او زندگیاش تیره و تار است. او به عشق و عقیدهاش به این فرد بزرگ اشاره کرده و با حسرت به اهمیت او در زندگیاش میپردازد. در نهایت، شاعر از تلاش و سختیهایش برای خدمت به این بزرگوار سخن میگوید و تأکید میکند که مثلی که در این حضور بیان میکند، باید اینطور پرمعنا و باارزش باشد.
ای کلک نقشبند تو آرایش جهانوی لفظ دلگشای تو آسایش جنان
هوش مصنوعی: ای قلم هنرمند تو زیباییهای جهان را نقش میزنی و کلام شیرین تو باعث آرامش دلها و راحتی در بهشت میشود.
ای نکته بدیع تو خوشتر ز آرزووی گفته رفیع تو بر تر ز آسمان
هوش مصنوعی: ای زیبایی خاص تو از آرزوها دلپذیرتر هستی و سخنان بلند و عمیق تو از آسمان بالاتر و شریفترند.
چو روح پاک عرضی و چون علم نیکنامچون و هم دوربینی و چون عقل نیکدان
هوش مصنوعی: زمانی که روح انسان پاک و خالص باشد، به مانند شناخت و آگاهی خوب است؛ همچنین، مانند دوربینی است که میتواند حقیقت را به روشنی ببیند و همچنین، به مانند عقل درست و آگاه عمل کند.
نظارگی خط تو نرگس بهر دو چشممدحت سرای فضل تو سوسن بده زبان
هوش مصنوعی: نگاهی به خط زیبای تو مانند نرگس است و برای هر دو چشم، سخنانی از فضیلتهای تو مانند سوسن بگو.
هم نثر زیر پای تو افتاده چون رکابهم نظم زیردست تو گشتست چون عنان
هوش مصنوعی: نثر به اندازهای تحت تأثیر تو قرار گرفته که به طور قابل توجهی به تو وابسته است، و شعر نیز به گونهای دچار تغییر شده که به دست تو هدایت میشود.
اندر سواد خط شریف تو لفظ عذبآب حیات در ظلماتست بی گمان
هوش مصنوعی: در متن زیبای نوشته تو، سخنهایی شیرین و دلانگیز وجود دارد که مانند آب زندگیبخش در تاریکیهاست و در این امر شکی نیست.
بی مجلس رفیع تو بودست پیش ازینکارم بجان و کارد رسیده باستخوان
هوش مصنوعی: قبل از اینکه به این مجلس باعظمت تو بیفتم، کارم به جایی رسیده که جانم به لبم آمده و روزگارم سخت شده است.
زان نو شد اروئی که بر آمیختی بلطفدارم همی کنون طمع عمر جاودان
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و تازهای از تو نمایان شده که دلنشین است. اکنون به لطف تو به زندگی بیپایان امیدوارم.
از جنتیان تو شده ام سرخروی لیکاز بیم لفظ مر رخ من شد چو زعفران
هوش مصنوعی: من از خوبان بهشت شدم و خوشبختم، اما به خاطر ترس از کلمات، صورت من مانند زعفران رنگ باخته است.
ورخواندن و براندن ازین نغز تر بودما بنده ایم خواه بخوان خواهمان بران
هوش مصنوعی: اگر خواندن و دور کردن از این زیباتر بود، ما بندگان هستیم، خواه ما را بخوانی و خواه برانی.
بخت من ار مساعد بودی بهیچ حالیک لحظه برنداشتمی سر ز آستان
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت من مساعد بود، هرگز در هیچ حالی سرم را از درگاه تو برنمیداشتم.
لیکن بخدمت تو اگر کمترک رسمآنرا توهم زخدمتهای بزرگ دان
هوش مصنوعی: اگر من در خدمت تو کم کاری کنم، تو هم این را جزو خدمات بزرگ من به حساب نیاور.
در حضرتی که مشک نیارد زدن نفسمن سوخته جگر چه نهم اندرین میان
هوش مصنوعی: اگر در جایی که بوی مشک نمیرسد، نفس من که دلشکسته و سوخته است، کجا باید برود؟
در حضرتی که مشک نیارد زدن نفسمن سوخته جگر چه نهم اندرین میان
هوش مصنوعی: در جایی که از من بویی از محبت و عشق نیست، من با قلبی آتشین و غمگین چه کار کنم؟
جائی که آفتاب فلکه شعله زد سهامعذور باشد ارشود از دیده ها نهان
هوش مصنوعی: هر جا که آفتاب به شدت درخشان باشد، عذر ستاره سها (ستارهای در آسمان) پذیرفته است اگر از چشمها پنهان شود.
گیرم که خود عطارد گشتم بنظم و نثربا آفتاب فضل چگونه کنم قران
هوش مصنوعی: فرض کن که من به حدی پر talent و باهوش شدم که بتوانم مانند عطارد به زیبایی شعر و نثر بنویسم، ولی حالا با نور فضل و دانش چه کار کنم تا بتوانم قرآن را به درستی درک کنم؟
بر من ز عرض پاک گمانی همی بریترسم که چون ببینی باشد خلاف آن
هوش مصنوعی: من از اینکه به من نیکی کنی، خیلی خوشحالم و امیدوارم وقتی مرا ببینی، نتوانی خلاف آنچه در ذهن داری را ببینی.
نزدیک من چو گوئی این خام نیک خویخوشتر از آنکه گوئی این لنگر گران
هوش مصنوعی: وقتی به من میرسی، میگویی این فرد سادهدل از هر چیزی که بهتر است و خوشخویتر از آن است که بگویی این لنگر سنگین.
پس گر بدین گرانی مقبول خدمتمدر بخت این مراد همی یافتن توان
هوش مصنوعی: اگر در زمینه این دشواریها مورد قبول قرار بگیرم، در سرنوشت خود به این آرزوی بزرگ دست پیدا میکنم.
رنجه مکن قلم که رهی خود قلم صفتآمد میان ببسته و بر سر شده دوان
هوش مصنوعی: دست از زحمت قلم بردار، زیرا که خود قلم به خوبی میداند که چگونه باید عمل کند و به سمت هدفش میدود.
اول خطای بنده تو این بیتها شناساندر برابر سخنی پاکتر ز جان
هوش مصنوعی: در ابتدا، اشتباه من این است که این شعرها را به درستی نمیشناسم و نمیتوانم سخنی خالصتر از ذات خود را بیان کنم.
صد بار عقل گفت بتهدید کاین سخنکرمان و زیره بصره و خرماست هان و هان
هوش مصنوعی: عقل بارها با تردید به من گفت که این سخن به کاهلی و بیتوجهی شبیه است، مانند این که میگویی چیزهایی مانند کرمان، زیره، بصره و خرما وجود دارند، اما اینها واقعی نیستند و تنها در خیال به نظر میرسند.
تا اختران بتابد چون اختران بتابتا آسمان بماند چون آسمان بمان
هوش مصنوعی: تا زمانی که ستارهها میدرخشند، تو نیز درخشان باش و همچنان که آسمان ثابت و پایدار است، تو نیز پایدار و ثابت بمان.
قدر تو از سعادت افلاک در علوجاه تو از حوادث ایام در امان
هوش مصنوعی: تو از نعمتهای آسمانی بهرهمند هستی و در جایگاه بلندی قرار داری و از مشکلات زمانه در امان هستی.