تناجی
جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی

شمارهٔ ۸۵

کارم نه بر مراد دل ریش میرودروزم همه بکام بد اندیش میرود
با کافران نمیرود اندر دیار رومآنچ از فراق بر من درویش میرود
دیده نگاه کرد و دل اندر بلا فتاددیده پی هلاک دل ریش میرود
دل گشت اسیر حلقه زلفش بحرص وصلبس سر که در سر طمع خویش میرود
تلخ است پاسخ تو و آنهم زبخت ماستکزنوش تو سخن همه چون نیش میرود
کج میدهی تو وعده و بالله که خوب نیستکاندر جهان حدیث کم و بیش میرود
میکن جفا و جور که در گنجد اینهمهمیکن عتاب و نازکت از پیش میرود