شمارهٔ ۱۶۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره غم و اندوه ناشی از جدایی از محبوب است. شاعر بیان میکند که دلبر او رفته و این جدایی باعث شده که او به شدت گریه کند. غم او باعث گشت و گذار مثل گردون میشود و به اوج میرسد. در لحظات وصال، او لبخند میزند، اما اکنون از هجران محبوبش میگرید. او به همه میگوید که در فراق یار، هر کس میتواند بگرید، چرا که این احساس مشترک انسانهاست.
دلبر اینک رفت ایدل خون گریدر غمش زابر بهار افزون گری
هوش مصنوعی: عزیزم اکنون رفته است و من در اندوه او اشک میریزم، این غم برایم همچون بهاری است که هر روز بیشتر میشود.
گرد سر یکچند چون گردون بگردوزغمش یکچند چون جیحون گری
هوش مصنوعی: به دور خود بگرد، مانند گردون، و از غم او کمی چون جیحون بگریز.
گه گه اندر وصل او خنده زدیخوش خوش اندر هجر او اکنون گری
هوش مصنوعی: گاهی در کنار او که بودی، خوشحال و خندان بودی، اما اکنون در دوری و جداییاش، فقط غم و اندوه داری.
در فراقش گر نمیدانی گریستبشنو از من تا بگویم چون گری
هوش مصنوعی: اگر در دوری او نمیدانی چگونه به گریه بیفتی، به من گوش کن تا به تو بگویم چگونه باید گریست.
در فراق یار و در هجران اوآب خود هر کس بگرید، خون گری
هوش مصنوعی: در غم جدایی و دوری از محبوب، هر کسی اگر اشک بریزد، به خون تبدیل میشود.