شمارهٔ ۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دوری معشوق سخن میگوید. او احساس میکند که به خاطر فاصله از زیبایی معشوق، دچار درد و دلتنگی شده است. شاعر به نزدیکی اجل اشاره میکند و میگوید که مرگ به او نزدیک شده، اما چشم انتظار دیدار معشوق است. این احساسات عمیق و عشق پنهان، محور اصلی شعر را شکل میدهند.
تا من ز رخ خوب تو گشتم مهجورنزدیک تو تا شتافت جان رنجور
هوش مصنوعی: زمانی که از زیبایی چهرهات دور شدم، جانم به شدت دچار رنج و درد گردید و به نزد تو آمد.
شد دست اجل چون تو بجانم نزدیکای چشم بدان همچو من از روی تو دور
هوش مصنوعی: وقتی که تقدیر به من نزدیک میشود، ای چشم، آن قدر به تو وابستهام که حتی به خاطر تو از خودم دور میشوم.