بخش ۲ - کشته شدن نیو بدست کنازنگ گوید
هوش مصنوعی: در این متن، به داستانی از جنگ و نبرد پرداخته شده است. در ابتدا، زمین به رنگ لعل درآمده و آسمان به حالت ناامیدی و تیره در آمده است. شخصیتهای اصلی، «نیو» و «کنازنگ»، در میدان جنگ درگیر میشوند. کنازنگ به نیو ضربهای میزند که او را زخمی میکند و در ادامه جنگ، نیو به زمین میافتد و سپاهش برای نجات به سوی شاه فرار میکنند.
شاه، پس از شنیدن گزارشات از جنگ و وضعیت سپاه، دستور میدهد که قهرمانان نزد او بیایند. «توپال»، یکی از پیامرسانان، به نزد شاه میآید و وضعیت جنگ را برای او تعریف میکند. او به شاه میگوید که دو هفته است که قهرمانان آرامش ندارند و به تلاشی بیوقفه برای انتقام و پیروزی مشغولند. شاه به توپال پاسخ میدهد که اگرچه میتوانند آرامش را انتخاب کنند، ولی فرمان او بر سپاه واجب است و آنها نمیتوانند از دستور پادشاه سرپیچی کنند.
در نهایت، شاه دستور میدهد تا «مؤبد» (روحانی) به نزد او بیاید و کنار تخت او بنشیند، که نشاندهنده اهمیت دین و نمایندگان آن در میان جنگاوران و فرمانروائی است. این متن به نوعی چالشهای رهبران و جنگجویان را در برابر مسئولیتهای خود نشان میدهد.
زمین را بخون لعل گون ساختندتو گفتی فلک را نگون ساختند
هوش مصنوعی: زمین را به رنگ قرمز و لعل مانند ساختند، اما تو میگویی که آسمان را به رنگ تیره و سیاه درآوردهاند.
کنازنگ زوبین هندی گرفتبر نیو آمد چو دیو شکفت
هوش مصنوعی: دختر زوبین هندی کنار آمد و مانند دیو شکفت و آشکار شد.
چنان زدش بر سینه زخم درشتچه زوبین برون رفت بازاو پشت
هوش مصنوعی: او به شدت بر سینهاش زخم عمیقی زد، به گونهای که گویی نیزهای از پشت او بیرون آمده است.
چه کوه از بر اسب غلطید نیوبه میدان روان شد کنازنگ دیو
هوش مصنوعی: سوارکاری از روی اسب به زمین افتاد و در میدان به سمت دژ دیو حرکت کرد.
چه شد کشته نیو اندران رزمگاهسپاهش گریزان بشد پیش شاه
هوش مصنوعی: چرا نیو در میدان جنگ کشته شد؟ سپاهش به سمت شاه فرار کردند.
شنیدند آن نامدارن ازویبرفتند پیش یل جنگجوی
هوش مصنوعی: نامآوران از او خبر شنیدند و به سوی یل جنگجو رفتند.
بگفتند توپال خنجر گزارپیام آوریده بر شهریار
هوش مصنوعی: گفتند که مردی ناتوان با خنجر در دست پیام آورده است تا پیامی برای پادشاه بیاورد.
چه فرمان دهد سرور انجمنبگفتا کش آرید نزدیک من
هوش مصنوعی: سرور انجمن فرمان میدهد که نزدیک من بیاورید.
ببردند آنرا بر شاه نوچه توپال آمد بر شاه کو
هوش مصنوعی: آن را به پیش شاه نو بردند، چه خوشحالی و شادی بر شاه حاکم شد.
زمین را ببوسید گفتا بدویکه ای نامورشاه آزاده خوی
هوش مصنوعی: زمین را ببوسید و گفت: ای شاه آزاد و نامدار، به حرکت درآیید.
درودت رسانم بهیتال شاههمی گویدت ای سرافرازگاه
هوش مصنوعی: سلام و درود به تو، ای شاه بزرگوار، که همواره در جایگاه بلند و برجستهای قرار داری.
دو هفته است کاشوب جوئیم و جنگپی کین بهر سوی بربسته تنگ
هوش مصنوعی: دو هفته است که در جستجوی کاشوب هستیم و در جنگی که برای انتقام به پا شده، همه جا به شدت بسته و محدود شده است.
دمی پهلوانان نیاسوده اندیکی جام با هم نپیموده اند
هوش مصنوعی: پهلوانان لحظهای آرامش نداشتهاند و هنوز یک جام را با هم نوشیده و جشن نگرفتهاند.
نه با کام دل هیچ پرداختندنه یک لحظه خوان خورش ساختند
هوش مصنوعی: نه کسی نتوانست به خواستهاش برسد و نه هیچکس حتی برای یک لحظه هم که شده، از زندگی لذت برد.
نه از بستر خواب یکدم غنودنه کس از میان تیغ کین برگشود
هوش مصنوعی: نه از خواب بیدار میشود و نه کسی میتواند در میان دشمنیها آرامش پیدا کند.
سپه را چنین جام می آرزوستاگرچه بسی را شما تندخوست
هوش مصنوعی: سربازان آرزوی یک جام میکنند، هرچند که بسیاری از آنها عصبانی هستند.
دو هفته کنون رامش آریم و جاموز آن پس بکوشیم از بهرنام
هوش مصنوعی: دو هفته است که خوشحالی و شادی را با هم تجربه میکنیم و بعد از آن برای کسب شهرت و نام تلاش خواهیم کرد.
چه بشنید گفتار مرد دلیربدو گفت کای مرد برنای خیر
هوش مصنوعی: مرد دلیر چیزی را شنید و به او گفت: ای مرد نیکوکار، به تو توصیهای دارم.
ز من شاه را گوی پاسخ چنینکه هر چند خواهی تو رامش گزین
هوش مصنوعی: به او بگو که هر چقدر میخواهی میتوانی آرامش را انتخاب کنی.
به چنگ از سر کار خواهی سپاهنپیچیم ما سر ز فرمان شاه
هوش مصنوعی: اگر با برنامهریزی و تدبیر به پیش بروی، ما هرگز از فرمان شاه سرپیچی نخواهیم کرد و در همراهی با او استوار خواهیم ماند.
چه آن گفته بشنید توپال زودبر شاه هیتال آمد چه دود
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به این است که کسی به سرعت خبر بدی را به شاه هیتال میرساند و این خبر به اندازهای ناگوار است که مانند دود در فضا پخش میشود. به عبارتی، موضوع مورد بحث به الماس سنگینی اشاره دارد که بر دلها فشار میآورد و موجب نگرانی میشود.
بیامد بر شاه و آن باز گفتچه بشنید هیتال این درشگفت
هوش مصنوعی: به دربار شاه آمد و آنچه شنید شگفتانگیز بود.
بفرمود تا مؤبد آمد به پیشنشاندش به نزدیکی تخت خویش
هوش مصنوعی: فرمان داد تا معبد از راه برسد و او را نزدیک به تخت خود نشاند.