بخش ۹ - کشته شدن فرهنگ بدست زرفام گوید
هوش مصنوعی: در این شعر، دلاوری از یک جنگجوی نیرومند صحبت میکند که به مبارزه با فیل بزرگی میپردازد و از شجاعت و قدرت خود سخن میگوید. او با فرهنگ گفتگو میکند و به او یادآوری میکند که هنر و روشهای جنگی مردان واقعی را دیدهاست. فرهنگ به او پاسخ میدهد که لاف زدن از مردان نیکو نیست و تهدید میکند که او را خواهد کشت.
جنگ در حال انجام است و تیرها به فیل نمیخورند چون آن فیل از زرهی سخت پوشیده شدهاست. در نهایت، دلاور با ساطور کینهاش به جنگ ادامه میدهد و خطاب به فرهنگ میگوید که بخت او برمیگردد و این جنگ را به سود خود به اتمام میرساند. داستان در نهایت به جنگ و مبارزه پایان مییابد و اتفاقات پرهیجانی را روایت میکند.
دلاور برون راند آن فیل زودخروشان وجوشان بیامد چه دود
هوش مصنوعی: دلیر به سرعت آن فیل بزرگ را بیرون راند و به همراه او سروصدا و خروش زیادی ایجاد شد.
به فرهنگ بربست راه ستیزبه کف داشت از کینه ساطور تیز
هوش مصنوعی: در فرهنگ و آداب و رسوم، راههای مبارزه و جنگ وجود ندارد، زیرا شخصی که از حس انتقام و کینه پر شده، قدرتی مانند ساطور تیز در دست دارد.
به فرهنگ گفتن که اندر نبردندیدی هنرهای مردان مرد
هوش مصنوعی: به فرهنگ گفتند که در جنگ، هنرهای مردان را ندیدهای.
نمودی به مردان ما دستبردولی کس ز من گوی مردی نبرد
هوش مصنوعی: تو توجهی به مردان ما کردی و از آنها چیزی گرفتید، اما هیچکس نتوانسته است از من چیزی به نام مردی بگیرد.
به من در جهان کس هم آورد نیستبمغرب زمین کس چه من مرد نیست
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچکس مانند من نیست و در غرب زمین هم کسی وجود ندارد که به من شباهت داشته باشد. من فردی ویژه و منحصر به فرد هستم.
کنم پیکرت رابساطور نرمکه من چون پلنگم توئی همچو غرم
هوش مصنوعی: من بدن تو را به نرمی در آغوش میگیرم، زیرا من مانند پلنگی تند و چابک هستم و تو مانند شیر میباشی.
بدو گفت فرهنگ کای پرگزافز مردان نه نیکوست آئین لاف
هوش مصنوعی: فرهنگ به او گفت: ای پر از حرفهای بیاساس، از مردان نیکو صحبت نکن، چون اینگونه ادعاها پسندیده نیست.
من امروز بینم یکی مرگ توبکوبم بگرز گران ترک تو
هوش مصنوعی: امروز من کسی را میبینم که به خاطر مرگ تو، با گرز سنگینی بر سر او میکوبد و از این کار ترک تو را نشان میدهد.
بگفت این و زی رزم آورد رویبرآمد ز گردان یکی های هوی
هوش مصنوعی: او گفت این را و به جنگ آمد. از سپاهیان یکی در حال آمدن بود.
یکی تیر برداشت پیکان سترکبزد بر بر زنده پیل بزرگ
هوش مصنوعی: یک نفر تیرش را برداشت و با شدت به سمت فیل بزرگ و زندهای شلیک کرد.
نشد تیر بر فیل او کارگرکه بودی در آهن ز پا تا به سر
هوش مصنوعی: تیرها کارساز نمیشوند بر این فیل، زیرا او از سر تا پا از آهن ساخته شده است.
برافراخت زرفام ساطور کینخروشان و بر ابرو افکنده چین
هوش مصنوعی: ساطور سفیدی بهدست گرفته شده است که خشم و غضب را به نمایش میگذارد و بر روی ابرو چین و چروکی افتاده است.
درآمد خروشان بتنگ اندرشبرافروخت به ساطور و زد بر سرش
هوش مصنوعی: خروشی که به وجود آمد، آتش خشم را در دل او برافروخت و مانند ساطوری بر سرش فرود آمد.
زمن گفت مانا که برگشت بختزمن بخت خواهد بپرداخت رخت
هوش مصنوعی: از من گفتند که خوشبختی به من برگشته است، و من相信 دارم که خوشبختی به زودی نیازهای من را برآورده خواهد کرد.
بگفت این و یکباره جنگ آوریدمر این مغربی را بچنگ آورید
هوش مصنوعی: او گفت که باید به سرعت به جنگ بپردازیم و این شخص مغربی را به چنگ آوریم.