بخش ۲۰ - جواب نامه نوشتن ارژنگشاه به هیتالشاه گوید
هوش مصنوعی: در این شعر، فردی نامهای مینویسد که جز رزم و جنگ به هیچ چیز نمیاندیشد. او تصمیم میگیرد تا فردا در میدان نبرد با دشمنی به نام هیتال مقابله کند و کینهای که در دل دارد را در میدان جنگ خالی کند. او خطاب به فرستاده میگوید که صبح زود، هنگامی که خورشید طلوع کند، باید صدای طبل جنگ (کوس) را به صدا درآورد و آماده رویارویی با هیتال باشد. او به خواب میرود و منتظر صبح و آغاز جنگ است، در حالی که فرماندهی نیز به خرگاه باز میگردد و بر تخت زرین میخوابد. این اشعار به انتظارات نبرد و عزم رزمنده برای پیروزی اشاره دارد.
چنین پاسخ نامه گردید زودکه جز رزم نبود دگر هیچ سود
هوش مصنوعی: به سرعت این نامه پاسخ داده شد، زیرا جز جنگ و نبرد هیچ چیز دیگری سودی ندارد.
چو فردا سر از خواب دوشین کشمسپه بار دیگر بدین کین کشم
هوش مصنوعی: وقتی فردا از خواب عمیق بیدار شوم، دوباره به جنگ و کینه پرداخته و انتقام را جستجو میکنم.
درآیم به میدان هیتال شاهیکی رزم سازم درین کینه گاه
هوش مصنوعی: من به میدان نبرد میآیم تا با شاه هیتال یکی از رزمها را در این محل که پر از کینه است، آغاز کنم.
به بینیم تا بر که باشد سپهرسپهر بلند فروزنده مهر
هوش مصنوعی: بیایید ببینیم که در آسمان کیست، آسمانی بلند که خورشید را درخشان میسازد.
فرستاده آن نامه بگرفت بردبه نزدیک هیتال با وی سپرد
هوش مصنوعی: فرستاده نامه را دریافت کرد و به نزد هیتال برد و آن را به او سپرد.
و زین روی ارژنگ فرمود کوسنوازند هنگام بانگ خروس
هوش مصنوعی: به همین دلیل ارژنگ دستور داد که هنگام آواز خروس، طبلها نواخته شود.
که فردا کمر کینه را بسته امکه از رزم هیتال دلخسته ام
هوش مصنوعی: فردا با تمام قدرت و جدیت به مقابله با دشمنان میروم، زیرا از مبارزه و جنگ به ستوه آمدهام.
چو فردا کشد تیغ تیز آفتابغو کوس سازد تهی سر ز خواب
هوش مصنوعی: وقتی فردا خورشید با شدت تابش خود بیدارمان کند، نغمهای برمیخیزد که خواب عمیق را از سرمان میپراند.
یکی رزم سازیم در کینه گاهکه از خون زند موج دریا به ماه
هوش مصنوعی: بیایید در میدان نبرد با هم بجنگیم، تا از خونمان امواج دریا ماه را روشن کند.
بگفت این و شد زی سراپرده شاهبخوابید بر تخت آن نیکخواه
هوش مصنوعی: او این را گفت و از چادر شاه بیرون رفت و بر تخت آن نیکوکار خوابش برد.
سپهدار آمد به خرگاه بازبخوابید بر تخت زر سرفراز
هوش مصنوعی: فرمانده به خیمهگاه بازگشت و بر تخت زرین خود که نشانهی بزرگی و افتخار بود، خوابید.