شمارهٔ ۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تمسخر افرادی میپردازد که خود را صاحب نظر میپندارند و به انتقاد از دیگران مشغولند. او بیان میکند که انتقادات چنین افرادی بیاساس است و قدرت واقعی در درک عمیق از زندگی و هنر نهفته است. شاعر به این نکته اشاره دارد که حتی اگر دنیا در آتش بسوزد، ارزشهای واقعی مانند جوهر یاقوت از بین نمیروند. او همچنین به لافزنی و دروغگویی اشاره میکند و میگوید که در این بازار، بیشتر زرق و برقهای بیاساس وجود دارد. در نهایت، او به خاموشی و تأمل دعوت میکند و میگوید آنچه که شنیدهاید بیشتر به حرف و سخن، نه به حقیقت مربوط میشود.
ای مدعی از طعن تو ما را چه ملالستبا رد و قبول تو چه نقص و چه کمالست
ای مدعی، از اذیتها و سرزنشهای تو ما هیچ ملالی نداریم؛ زیرا نه رد کردن تو برای ما کاستی به همراه دارد و نه قبول کردنت موجب کمال ما میشود.
گیرم که جهان آتش سوزنده بگیردبی آب شود جوهر یاقوت محالست
هوش مصنوعی: فرض کنیم که دنیا به آتش بیفتد و آب قطع شود، اما هنوز هم ممکن نیست که جوهر یاقوت از بین برود.
اینجا سر بازارچهٔ لعل فروشیستمگشا سر صندوق که پر سنگ و سفالست
هوش مصنوعی: در اینجا در بازارچهای که لوازم قیمتی و زیبا فروخته میشود، نیازی نیست در صندوق را باز کنی چون پر از سنگ و سفالهای بیارزش است.
مارا به هما دعوی پرواز بلند استباری تو چه مرغی و کدامت پر و بالست
هوش مصنوعی: ما ادعای پرواز و بلندپروازی داریم، اما تو چه نوع پرندهای هستی و کدام پر و بال داری؟
با بلبل خوش لهجهٔ این باغ چه لافدسوسن به زبان آوری خویش که لالست
هوش مصنوعی: در این باغ، بلبل با صدای دلنشینش چه افتخاری به سوسن میدهد، در حالی که خود او نمیتواند حرفی بزند.
خوش باشد اگر هست کسی را سر پیکارناورد گه ما سر میدان خیالست
هوش مصنوعی: اگر کسی در میدان نبرد حضور دارد، خوشحال است؛ اما ما در اینجا فقط در دنیای خیال و تصور هستیم.
خاموش نشین وحشی اگر صاحب حالیکاینها که تو گفتی و شنیدی همه قالست
هوش مصنوعی: اگر در خود حال و هوایی داری، بهتر است که ساکت بمانی و چیزی نگوئی؛ زیرا همه آنچه که تو گفتهای و شنیدهای، صرفاً سخنانی بیاساس و بیمعنی است.