شمارهٔ ۹۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و وفاداری اشاره میکند و میگوید که عاشق واقعی باید یاری وفادار داشته باشد. او از زیبایی و ناز طرف مقابل میگوید و به فاصلههای عاشقی اشاره میکند که دیدن از دور لازم است. در انتها، شاعر تأکید میکند که اگر در دل کسی رحم نیست، باید از او دوری کرد، چرا که جان انسان توان آزار را ندارد.
عاشقِ یکرنگ را یارِ وفادار هستبندهٔ شایسته نیست ورنه خریدار هست
هوش مصنوعی: عاشقانی که احساساتشان پاک و صادقانه است، همواره به محبت و وفاداری از طرف معشوق نیاز دارند. اگر این وفاداری وجود نداشته باشد، نشاندهنده این است که آن عاشق ارزش و مقام لازم را ندارد، در غیر این صورت، آن عشق ارزشمند و قابل توجه خواهد بود.
میرسدت ای پسر بر همهکس ناز کنحسن و جمالِ تو را نازِ تو در کار هست
هوش مصنوعی: ای پسر، به همه کس خود را بباز و فخر کن به زیبایی و خوشروییت، که ناز و زیبایی تو در زندگیات تأثیر دارد.
گرچه لبت میدهد مژدهٔ حلوای صبحمانده همان زهرِ چشم تلخیِ گفتار هست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه لبهای تو نوید خوشی را میدهند، اما همچنان تلخی کلامت مانند زهر چشم باقی مانده است.
لازمهٔ عاشقی ست رفتن و دیدن ز دورورنه ز نزدیک هم رخصتِ دیدار هست
هوش مصنوعی: عاشق بودن یعنی گاهی دور شدن و از دور به محبوب خود نگاه کردن؛ زیرا حتی از نزدیک هم اجازهٔ ملاقات وجود ندارد.
وحشی اگر رحم نیست در دل او گو مباششکر که جانِ تو را طاقتِ آزار هست
هوش مصنوعی: اگر دل وحشی رحم ندارد، تو هم در او نباش. اما شکر کن که جان تو قدرت تحمل آزار را دارد.