شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس درد و رنجی است که از ظلم و ستم یار و دیگران ناشی میشود. شاعر به وضعیت خود اشاره میکند که همیشه تحت فشار و ظلم بوده و از یار خود ناامید است. او به تغییرات جامعه و ظلمی که گاهی از سوی افراد غیرمنتظره نشأت میگیرد اشاره میکند و از ترس عواقب این ظلمها سخن میگوید. در نهایت، شاعر نگران است که این ظلمها ممکن است باعث شوند که او بدون کنترل و به طور ناخودآگاه واکنش نشان دهد.
خوش نیست هرزمان زدن از جور یار دادورنه ز دست تست مرا سد هزار داد
هوش مصنوعی: هرگاه به ظلم و ستم یار دچار شوم، خوشایند نیست، چون اگرچه درد میکشم، باز هم التیام آن در دست خود توست و تو میتوانی هزاران راه حل برای مشکل من ارائه دهی.
شد یارِ غیر و داد قرار جفا به مایاران نمیتوان به خود اینها قرار داد
هوش مصنوعی: دوست غیر ما شد و محبتش را به ما ظلم و ستم کرد. ما یاران نمیتوانیم به خود این درد و رنج تسلی بدهیم.
رفت وز دست اهل تظلم عنان کشیدداد از عنان کشیدن آن شهسوار داد
هوش مصنوعی: رفت و کسانی که به شکایت و ظلم مشغول بودند، کنترل و قدرت را از دست دادند. آن سوار دلیر، از سرکشی و نافرمانی دیگران به دادخواهی و کمک به مظلومان پرداخته است.
آن ترک ظلم پیشه دگر میرود که بازاز خلق برخاست بر سر هر رهگذار داد
هوش مصنوعی: آن جوان ترک که با ظلم و ستم خود زندگی میکند، اکنون به راهی دیگر میرود، در حالی که همچنان در هر گذرگاه بر سر مردم فریاد میکشد.
وحشی تو ظلم دیده و آن ترک تند خوستترسم که سر زند ز تو بیاختیار داد
هوش مصنوعی: وحشی، تو به ظلم و ستم دچار شدهای و آن ترک خشمگین هم هست. میترسم ناخواسته از تو صدای فریاد و داد بلند شود.