شمارهٔ ۱۶۰
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی در عشق میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر دیدار معشوق میسر نباشد، دل انسانی که عاشق است، خود را خوار احساس میکند. او بیان میکند که رنج و آزار بر جان کسانی که در عشق جانبازی نمیکنند، نمینشیند. همچنین، شاعر به دشواری رهبری و فرماندهی در زندگی و عشق اشاره دارد و میگوید که دل نمیتواند در هجران معشوق به وصالی دست یابد. در نهایت، او از زیباییهای عشق و احساسات ناشی از آن صحبت میکند، حتی اگر از سوی معشوق طرد شود، عشق و زیبایی آن را فراموش نمیکند.
گر دیده به دریوزهٔ دیدار نیایددل در نظر یار چنین خوار نیاید
هوش مصنوعی: اگر چشم به درِ درخواست دیدار نیاید، دل در مقابل یار به این اندازه خوار و ذلیل نخواهد بود.
ور دعوی جانبازی عشقی نکند دلبر جان کسی اینهمه آزار نیاید
هوش مصنوعی: اگر عشق را به جانبازی دعوت نکند، دل کسی نمیتواند اینقدر آزار ببیند.
فرماندهی کشور جان کار بزرگیستتو دولت حسنی، ز تو این کار نیاید
هوش مصنوعی: فرماندهی یک کشور مسئولیت بسیار مهمی است و به نظر میرسد که انجام این کار از توانایی تو خارج باشد.
ندهد دل ما گوشهٔ هجر تو به صد وصلعادت به قفس کرده به گلزار نیاید
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر دوری تو، به هیچ چیز جز وصال تو راضی نیست و در این قفس عادت، حتی به باغ گل هم نمیآید.
با بوی بسازم که گل باغچه وصلبیش از بغل و دامن اغیار نیاید
هوش مصنوعی: با رایحهای بسازم که عطر باغچهام از هرگونه آغوش و پیوند با دیگران، دلپذیرتر باشد.
ناپخته ثمر این همه غوغای خریدارنوباوهٔ این باغ به بازار نیاید
هوش مصنوعی: محصول نارس و بیکیفیت، با وجود تمام هیاهوی خریدارانی که به این باغ میآیند، به بازار نخواهد رسید.
بس ذوق که حاصل کند از زمزمهٔ عشقاز وحشی اگر یار مرا عار نیاید
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، چه اندازه شادی و لذت ممکن است از یک صدا و نغمه به دست آید؛ حتی اگر محبوب من از بیپروایی و آزادی عمل من شرمنده نشود.