شمارهٔ ۲۰۳
هوش مصنوعی: غزل درباره عشق و زیبایی و ناپایداری آن است. شاعر از ناز یا زیبایی عشق سخن میگوید و آن را موقتی و فانی میداند. او به توصیف خوبان و جذابیتهای ظاهری میپردازد و تاکید میکند که این زیباییها عمر و جان حقیقی ندارند و تنها گذرا هستند. در پایان، شاعر به قوت صبر اشاره میکند و میگوید که تا زمانی که عشق و زیبایی واقعی وجود نداشته باشد، تلاش برای رسیدن به آن بیهوده است.
در راسته ناز فروشان که بتانندماییم ونگاهی که به هیچش نستانند
هوش مصنوعی: ما در میان زیباییهای ناز و دلربایان قرار داریم و نگاهی داریم که هیچکس نمیتواند بهدست آورد و از آن بهرهمند شود.
ای عشق شدی خوار بکش ناز دو روزیکاین حسن فروشان همه قدر توندانند
هوش مصنوعی: ای عشق، تو که در نظرها کم ارزش شدهای، به ناز چند روزه به آنها توجه کن؛ زیرا این زیباییفروشان همه به اندازه تو هستند و ارزش زیادی ندارند.
خوبان که گهی خوانمشان عمر و گهی جانبازی مخور از من که نه عمرند و نه جانند
هوش مصنوعی: به کسانی که گاهی آنها را به مهمانی میخوانم، توجه نکنید که نه زندگی واقعی دارند و نه روحی. بازی با من نکنید، زیرا آنها در واقع وجود حقیقی ندارند.
جانند بدین وجه کشان نیست وفاییعمرند از این رو که به سرعت گذرانند
هوش مصنوعی: زندهها به این دلیل که زندگیشان وفایی ندارد، به سرعت به پایان میرسند؛ گویی در حال کشیده شدن به سوی مرگ هستند.
جز رنگی و بویی نه و سد مایهٔ آزاردر پردهٔ گل خار بنی چند نهانند
هوش مصنوعی: فقط رنگ و بویی باقی مانده و زخمهای سرشار از درد در درون گل، خارها را پنهان کردهاند.
بیجوشن فولاد صبوری نروی پیشکاین لشکر بیداد عجب سخت کمانند
هوش مصنوعی: اگر بدون استقامت و صبر بر مشکلتان غلبه نکنید، به جلو نروید؛ زیرا این لشکر ظلم و ستم بسیار قوی و پرفشار است.
وحشی سخن نقص بتان بیهده گوییستخوبند الهی که بسی سال بمانند
هوش مصنوعی: سخن گفتن درباره نقصهای معشوقان بیفایده است، زیرا خوبان الهی مدت طولانی در دنیا ماندهاند.