شمارهٔ ۲۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر بیان میکند که احساساتی جدید نسبت به یک معشوق دیگر پیدا کرده و تصمیم دارد دلش را به او بسپارد. او از معشوق قبلیاش میگوید که احساس خوار کردگی نسبت به او دارد و برای همین به سمت دیگری رفته است. همچنین، به معشوق قبلیاش تأکید میکند که بین آنها دیگر ناز و نیاز وجود ندارد و باید به وضعیت جدید عادت کند. شاعر در انتها به صیاد (عاشق) خود پیشنهاد میدهد که به دنبال شکار جدیدی برود و از انکار عشق قدیمیاش خموش باشد، زیرا این احساسات و تغییرات قابل تکرار نیستند.
روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگرهوای یار دگر دارم و دیار دگر
هوش مصنوعی: به جایی دیگر میروم و قلبم را به کسی دیگر میسپارم. به یاد و خیال محبوب جدیدی هستم و به دیاری دیگر میاندیشم.
به دیگری دهم این دل که خوار کردهٔ تستچرا که عاشق تو دارد اعتبار دگر
چرا که عاشق نو دارد اعتبار دگر
میان ما و تو ناز و نیاز بر طرف استبه خود تو نیز بده بعد از این قرار دگر
هوش مصنوعی: بین ما و تو دیگر از ناز و نیاز خبری نیست، بهتر است خودت هم بعد از این هیچ قرار دیگری نگذاری.
خبر دهید به صیاد ما که ما رفتیمبه فکر صید دگر باشد و شکار دگر
هوش مصنوعی: به صیاد ما اطلاع دهید که ما دیگرخواستهایم و به فکر شکار دیگری هستیم.
خموش وحشی از انکار عشق او کاین حرفحکایتیست که گفتی هزار بار دگر
هوش مصنوعی: سکوت کن ای عاشق سرکش، زیرا که این بحث درباره عشق او، داستانی است که بارها و بارها گفتهای.