شمارهٔ ۲۴۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جدایی است. شاعر به طرفِ محبوبش میگوید اگر ترک ما کردی و به جمع دیگران رفتی، با هر که میخواهی همراه شو. او از مشروبات و همنشینی با رقبا نیز هشدار میدهد، زیرا آنها به دلیلی بد هستند. شاعر از درد دوری محبوبش صحبت میکند و به صبر خود اشاره میکند، حتی اگر این صبر دشوار باشد. در نهایت، او میگوید که به خاطر عشق و دیدار محبوبش، آماده است هر تلخی را تحمل کند.
ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باشیار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش
هوش مصنوعی: تو ما را رها کردی، حالا برابری با دیگران، در حالی که ما دیگر یاری نداریم. با هر کسی که میخواهی دوست باش، چون در کنار ما نیستی.
مست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکنبد حریفانند آنها گفتمت هشیار باش
هوش مصنوعی: از شراب زیبایی و لذتهای زندگی با رقبا و دشمنان خود نمیتوانی استفاده کنی، زیرا آنها رقبای بدی هستند. به تو هشدار میدهم که حواست را جمع کن.
آنکه ما را هیچ برخورداری از وصلش نبوداز نهال وصل او گو غیر برخوردار باش
هوش مصنوعی: آن کسی که ما هیچ بهرهای از وصالش نداشتیم، از درخت وصل او، غیر از بینصیب بودن نمیتوانیم انتظار داشته باشیم.
گرچه میدانم که دشوار است صبر از روی دوستچند روزی صبر خواهم کرد گو دشوار باش
هوش مصنوعی: با اینکه میدانم تحمل کردن سخت است، به خاطر دوستم چند روزی صبر میکنم، هرچند این کار دشوار باشد.
صبر خواهم کرد وحشی در غم نادیدنشمن که خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش
هوش مصنوعی: من برای دیدن او که نیست، صبر خواهم کرد، حتی اگر این دلتنگی من را به مرگ بکشاند.