شمارهٔ ۲۴۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تضاد بین وضعیت خود و دیگران اشاره میکند. او میگوید که در زندگی، حسرت و غم را تجربه میکند و در تنهایی و دردهایش دست و پنجه نرم میکند، در حالی که دیگران در خوشی و شادی به سر میبرند. شاعر از بیتوجهی دیگران به درد و رنج خود ناراحت است و نمیخواهد که کسی برای دور کردن او زحمت بکشد، زیرا خودش با رنجش کنار آمده است. در پایان، با اشاره به حس خجالت و ناراحتی، نشان میدهد که حتی در مواجهه با سختیها و سرزنشها، به نوعی تسلیم و خجالت میکشد.
تو و هر روز و بزم عشرت خویشمن و شبها و کنج محنت خویش
هوش مصنوعی: تو در هر روز و مراسم شادیات غرق شادی هستی، اما من در شبها تنها و در گوشهای از اندوه خودم به سر میبرم.
منم با محنت روی زمین خوشنگه دار آسمان گو راحت خویش
هوش مصنوعی: من در این دنیا با سختیها دست و پنجه نرم میکنم، اما سعی میکنم که آرامش و راحتی خود را حفظ کنم.
ز هجران مردم و بر سر ندیدمکسی را غیر سنگ تربت خویش
هوش مصنوعی: از دوری مردم و جدایی، هیچکس را نمیبینم جز سنگ قبر خودم.
مکش زحمت برای راندن ماکه ما خواهیم بردن زحمت خویش
هوش مصنوعی: زحمت کشیدن برای دور کردن ما فایدهای ندارد، چون ما خودمان به زحمتهای خود ادامه خواهیم داد.
به زیر تیغ او نالید وحشیفتادش سربه پیش از خجلت خویش
هوش مصنوعی: وحشی در برابر تیغ او ناله کرد و سرش را از سر خجالت به زمین انداخت.