شمارهٔ ۳۴۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس حسرت و غم ناشی از جدایی و فراق پرداخته است. او از اشتیاق و جدایی میسازد و به دوری و سختیهایی که بر سر راه محبتش قرار دارد، اشاره میکند. شاعر به حسرتی که بر دلش سنگینی میکند، اعتراف میکند و میپرسد که آیا چنین درد و رنجی به خاطر نبود کسی یا چیزی است. او به زیباییهای کلام و تصویرسازیاش از قدرت محبت و درد جدایی میپردازد و در نهایت، با نگاهی به نفاق و مشکلات زمانه، از سرنوشت و تقدیر خود lament میکند.
مییابم از خود حسرتی باز از فراق کیست اینآمادهٔ سد گریهام از اشتیاق کیست این
هوش مصنوعی: از خودم احساس حسرت میکنم به خاطر جدایی. نمیدانم این کیست که آماده است تا برای عشق و اشتیاق من بگرید.
سد جوق حسرت بر گذشت اکنون هزاران گرد شدگر نیست هجران کسی پس طمطراق کیست این
هوش مصنوعی: حسرت و غم دیگران بر گذشتهها بسیار زیاد شده است. اگر کسی را نمیخواهیم و در فراق او نیستیم، پس این چه شکوه و زندگی پر زرق و برق است که داریم؟
رطل گران و اندر او دریای زهری موج زنیارب نصیب کس مکن بهر مذاق کیست این
هوش مصنوعی: چیزی سنگین و خطرناک به زیر فشار است، ای کاش برای کسی پیش نیاید که طعم آن را بچشد. این وضعیت چه کسی است؟
اسباب سد زندان سرا چندست بر بالای همجایی استخوش آراسته آیا وثاق کیست این
هوش مصنوعی: چندین وسیله برای جلوگیری از خروج از زندان روی هم قرار گرفته است و در جایی زیبا چیده شدهاند. آیا این بست و محدودیت چیست که بر گرد ماست؟
ای شحنه بیجرم کش این سر که در خون میکشیگفتی که میآویزمش از پیش طاق کیست این
هوش مصنوعی: ای نگهبان بیدلیل، چرا این سر را که در خون غرق شده میکشی؟ گفتی که آن را از پیش میبرم؛ پس کیست این شخص؟
وصلی نمودی ای فلک پوشیده سد هجران در اوتو خود موافق گشته ای کار نفاق کیست این
هوش مصنوعی: ای آسمان، تو با کارهای پنهان خود بر این جدایی فائق آمدی، حالا خودت نیز در این بازی نفاق چه کسی را میخواهی فریب بدهی؟
هجر اینچنین نزدیک و تو در صحبت فارغ دلیوحشی دلیرت یافتم از اتفاق کیست این
هوش مصنوعی: غیبت تو اینقدر نزدیک است و تو در محفل خود مشغول هستی، ناگهان دلی شجاع و بیباک را ملاقات کردم. این دل کیست؟