شمارهٔ ۳۷۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حالت ناامیدی و بیاعتباری خود به خاطر رفتارهای کسی که به او نزدیک بوده، سخن میگوید. او احساس میکند که دیگران نمیدانند او چگونه ناامید و شرمنده شده است. شاعر از آن فرد درخواست میکند که بیشتر او را تحت فشار نگذارد و به یادآوری روزهای خوب گذشته میپردازد. او از وضعیت زار و نزار خود میگوید و احساس میکند که این فرد باعث شده تا چنین حالتی به او دست دهد.
سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهایتا نداند کس که چون بی اعتبارم کردهای
هوش مصنوعی: به خاطر بیاحترامیهایی که به من کردهای، دیگر به میهمانیات نمیروم تا کسی از وضعیت نابههام آگاه نشود.
چون بسوی کس توانم دید باز از انفعالاینچنین کز روی مردم شرمسارم کردهای
هوش مصنوعی: وقتی به کسی نگاه میکنم، این احساس را دارم که نمیتوانم جبران کنم؛ این حالت انفعال من باعث شده که از نگاه مردم خجالت بکشم.
ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریزچون به لطف خویشتن امیدوارم کردهای
هوش مصنوعی: من ناامیدم و دیگر اجازه نده که خون من بریزد، زیرا تو با لطف و مهربانیات به من امید دادهای.
تو همان یاری که با من داشتی صد التفاتکاین زمان با صد غم و اندوه یارم کردهای
هوش مصنوعی: تو همان دوستی هستی که زمانی با من مهربان بودی، حالا اما با دلی پر از غم و اندوه، همراهم شدهای.
ای که میپرسی بدینسان کیستی زار و نزاروحشیم من کاینچنین زار و نزارم کردهای
هوش مصنوعی: تو که در حال پرسش از حال و روز من هستی و میبینی که چقدر زار و بینوا هستم، باید بدانی که این حالت من را تو به این روز انداختی.