شمارهٔ ۳۸۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و درد عمیق خود صحبت میکند و میگوید که دیگر قادر به تحمل غم بیشتر نیست. او در حال فریاد زدن است که ای خدا، مرا از آسودگی دور مکن. همچنین به تهمتهایی که درباره عشقش به دیگران به او زده میشود، واکنش نشان میدهد و آن را رد میکند. در انتها، به دنبال درک شتاب و نیاز خود است و از خداوند میخواهد که او را در این جستجو نگه دارد.
چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگیغم بر نتابد بیش ازین باید تن فرمودگی
هوش مصنوعی: به دلیل فشار و سنگینی غم، جسمی که به شدت آسیب دیده و فرسوده شده، دیگر توانایی تحمل بیشتر این بار را ندارد و باید به آن استراحت داد.
نی نالهای نزدیک لب نی گریهای در دل گرهیارب نصیب من مکن اینست اگر آسودگی
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از حالتی شکایت دارد که مانند نالهای از نی و گریهای در دلش وجود دارد. او از خداوند میخواهد که این وضعیت را برایش مقدر نکند، زیرا آسودگی و آرامش در زندگیاش در این شرایط ممکن نیست.
گفتی به عشق دیگری آلودهای تهمت مکنحاشا معاذالله کجا عشق من و آلودگی
هوش مصنوعی: گفتی که به عشق دیگری وابستهای، اما این ادعا را نکن، هرگز! عشق من هیچگونه آلودگی ندارد.
رفت آن سوار تندرو ماند این سگ دنبالهدوبشتاب ای پای طلب یارب مبادت سودگی
هوش مصنوعی: سوار تندرو رفت و تنها این سگ دنبالهرو باقی ماند. ای پای طلب، زودتر حرکت کن، کاش به بیهدفی نیفتی.