قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - قصیده
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ظلم و بیعدالتی سرنوشت و فلک گلایه میکند و احساس ناراحتی و غم را بیان میکند. او از دردهای خود سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که به خاطر جفاهای روزگار، او دچار رنج و اندوه شده است. شاعر به بیفایده بودن تدبیر و ستارهها اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند درد و غم او را کم کند. او در نهایت به شکایت از بیعدالتی زمانه و اینکه هرچه تلاش میکند، باز هم دچار غم و اندوه است، میپردازد و به درگاه خداوند دعا میکند تا او را از این وضعیت نجات دهد.
ای فلک چند ز بیداد تو بینم آزارمن خود آزرده دلم با دل خویشم بگذار
هوش مصنوعی: ای آسمان، چرا این قدر ظلم و ستم تو را میبینم؟ من خودم در درونم رنج میبرم، پس چرا قلبم را به دل خودم رها نمیکنی؟
چند ما را ز جفای تو دَوَد اشک به رویما به روی تو نیاریم تو خود شرم بدار
هوش مصنوعی: ما را به خاطر ظلمهایت به اندازهای آسیب زدهای که اشکهایمان مانند دود بر روی ما نشسته است، اما ما این بلا را بر تو نمیآوریم، پس خودت کمی شرم کن و به خودت بیا.
از جفا گر غرضت ریختن خون من استپا کشیدم ز جهان تیغ بکش دست برآر
هوش مصنوعی: از آنجا که هدف جفاگر این است که خون مرا بریزد، از دنیا فاصله میگیرم و ای کاش تو نیز دستت را از من کوتاه کنی.
گشت بر عکس هر آن نقش مرادی که زدمجُرم بازنده چه باشد که بد افتاد قمار
هوش مصنوعی: هر بار که نقشهای برای رسیدن به هدفی ترسیم کردم، نتیجهاش بر خلاف میل من شد. حالا میپرسم که چه نیازی به سرزنش کردن کسی است وقتی که خودم در قمار زندگی باخت کردهام؟
فلک از رشتهٔ تدبیر نگردد به مرادنافه را تار عناکب نتوان کرد مهار
هوش مصنوعی: سما ممارست و برنامهریزی نمیتواند برآورده کنندهٔ خواستهها باشد و نمیتوان با تلاش و تدبیر بر شرایطی که خارج از ارادهٔ ماست، تسلط پیدا کرد.
داغ اندوه مرا باز مپرسید حسابنیست آن چیز کواکب که درآید به شمار
هوش مصنوعی: دیگر از من دربارهٔ غم و اندوهم نپرس، چراکه آنچه را که محاسبهپذیر نیست، نمیتوان شمارش کرد.
گر فلک مرهم زنگار کنم کافی نیستبسکه این سینه ز الماس نجوم است فکار
هوش مصنوعی: اگر آسمان بتواند زخمی را درمان کند، کافی نیست؛ زیرا این سینه به اندازهای در برابر دردها مقاوم است که همچون الماس درخشان و محکم، چارهای برای آن وجود ندارد.
سنگباران شدم از دست غم دهر و هنوزبخت سرگشتهام از خواب نگردد بیدار
هوش مصنوعی: در برابر مشکلات و دردهای زندگی بارها ضربه خوردهام، اما هنوز شانس من به حالت خوابیده باقی مانده و بیدار نمیشود.
چند باشم به غم و غصهٔ ایام صبورچند گیرم به سر کوچهٔ اندوه قرار
هوش مصنوعی: چند وقت دیگر را باید با اندوه و غم سپری کنم؟ چند بار باید در کوچهٔ ناراحتی آرامش بگیرم؟
میروم دادزنان بر در دارای زمانآنکه بر مقصد او دور فلک راست مدار
هوش مصنوعی: به سمت درگاه کسی میروم که زمان را در اختیار دارد و در حالی که فریاد میزنم، دوری راه را تحمل میکنم.
آصف ملک جهان خواجهٔ با نام و نشانسایهٔ مرحمت شاه سلیمان آثار
هوش مصنوعی: آصف، شخصیت معروفی است که در زمان خود مقام بالایی داشته و زیر سایهی محبت شاه سلیمان آثار و نشانههای بزرگی از خود به جا گذاشته است.
چرخ پیش نظر همت او پاره مسیستکه درین مهره گل گشته نهان در زنگار
هوش مصنوعی: چرخ زندگی در نظر او فقط یک تکه مس است که در این دنیای فانی به خاطر عشق و محبت، در زیر لایهای از زنگ و کهنگی پنهان شده است.
آنکه چونگل به هواداری او خندان نیستکه درین مهرهٔ گل گشته نهان در زنگار
هوش مصنوعی: شخصی که مانند گل، به محبت و دوستی او شاداب و خندان نیست، در واقع دردرون خود، زیبایی و شادابی پنهانی دارد که پشت لایهای از غم و نارسایی پنهان شده است.
آنکه چون گل به هواداری او خندان نیستهست با سبزه گلنار مدامش سر و کار
هوش مصنوعی: کسی که مانند گل به خاطر عشق و محبت او شاداب نیست، همیشه درگیر و مشغول گلها و سبزههاست.
لیک زهری که بود در ته جامش سبزهلیک خونی که بود بر سر داغش گلنار
هوش مصنوعی: اگرچه در انتهای این جام سبز رنگ زهر وجود دارد، اما همانند آن، بر روی سر این داغ، گلنار به عنوان نشانهای از خون قرار دارد.
توسن قدر تو زان سوی فلک تا بجهدسدرهاش رایض اندیشه کند میخ جدار
هوش مصنوعی: سوار خوب تو به حدی از زمین بلند میشود که حتی درختانی که در آسمان هستند را هم تحت تأثیر قرار میدهد و به اوضاع و احوال فکر میکند.
رشک احسان تو زد در دل دریا آتشهست دود دل دریا که شدش نام بخار
هوش مصنوعی: رشک و حسادت نسبت به احسان و خوبیهای تو در دل دریا باعث شده است که در آن آتش بزند؛ همانطور که دود دل دریا به بخار تبدیل میشود.
نیست سر برزده هر گوشه حباب از سر آبچشم بر راه کف جود تو دارند بحار
هوش مصنوعی: در هر نقطهای که نگاه میکنم، حبابی از آب بیرون نمیزند. به همین دلیل، چشمانم به راههایی که نعمتهای تو در آنها جاری است دوخته شدهاند.
گر کمان یک جهت خصم بداندیش تو نیستاز چه رو تیر دو شاخه کندش از سوفار
هوش مصنوعی: اگر دشمن بداندیش تو بداند که کمان (نیرو و قدرت) را در یک سمت قرار دارد، نمیفهمد که چرا تیر (حمله) دو سو را نشانه میگیرد و از سختی میکشد.