قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - در ستایش حضرت علی«ع»
هوش مصنوعی: این شعر توصیف زیبایی و عشق به طبیعت و گلستان است. شاعر به تصویرگری زیباییهای گل و غنچهها میپردازد و عشق و شوق را در هر بخش از باغ به تصویر میکشد. او به رنگها، عطرها و نغمههای زندگی در گلستان اشاره میکند و ویژگیهای علی (ع) را به عنوان محبوبی در باغ طبیعت ستایش میکند. در این شعر، عشق به طبیعت، زیباییهای زندگی و آمیختگی آن با احساسات انسانی به خوبی نشان داده شده است. شاعر در هر بیت از زیباییهای گل و غنچه، خرمی باغ، و عطر اخلاق و احسان سخن میگوید و این مسائل را به ستایش از مقام علی (ع) گره میزند.
تا به روی تو شد برابر گلغنچه بسیار خنده زد بر گل
هوش مصنوعی: وقتی که صورت تو در برابر میآید، غنچهها به شدت شادمانه بر گلها میخندند.
در گلستان ز مستی شوقتجامه را چاک زد سراسر گل
هوش مصنوعی: در باغ گل، به دلیل شوق و محبت، جامهام را پاره کردم و همه گلها را در بر گرفتم.
بر تنش گشته پیرهن خونینکز غمت خار کرده بستر گل
هوش مصنوعی: بر تن او پیراهنی خونین است که به خاطر غم تو، بستر گل را خاره کرده است.
پیش روی تو آفتابی زلفزیر زلف تو سایه پرور گل
هوش مصنوعی: در برابر تو، آفتابی وجود دارد که زلفهای تو به مانند سایهای، گل را پرورانده و محافظت میکند.
چو رخ آتشین برافروزیاز خوی شرم میشود تر گل
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهی آتشینی از زیبایی و جذابیت خود نشان دهی، احساس شرم به سراغت میآید و مانند گلی تر میشوی.
ای خطت بر فراز گل سبزهوی رخت بر سر صنوبر گل
هوش مصنوعی: ای نوشتهات بر بالای سبزهزار و زیباییات بر بالای درخت صنوبر.
سوی باغ آ که سبزه نو برخاسترست از شاخههای نو پر گل
هوش مصنوعی: به سوی باغ برو که سبزههای تازهای از شاخههای نو به وجود آمده و پر از گل هستند.
زیر پا سبزه فرش زنگاریستبر زبر چتر سایه گستر گل
هوش مصنوعی: زیر پا فرشی از سبزههای رنگارنگ پهن شده است و بر روی آن چتر بزرگ گلها سایه افکنده است.
تا کشد بیخبر هزاران رازیر دامان گرفته خنجر گل
هوش مصنوعی: تا زمانی که غافل از خطر هستیم، هزاران نفر را میتواند به زیر دامان خود بکشاند و با خنجر گلی به آنان آسیب بزند.
غنچه تا لب نبندد از خندهریختش زعفران به ساغر گل
هوش مصنوعی: تا زمانی که غنچه لبهایش را نبندد و از خندهاش رنگ زعفران به جام گل بریزد، زیبایی و شادیاش نمایان است.
نیست شبنم که بهر زینت دوختبر کنار کلاه گوهر گل
هوش مصنوعی: شبنم وجود ندارد که برای زیبایی، بر لبهی کلاه گلهای گرانبها دوخته شده باشد.
اثر بخت سبز بین که نمودشهر سبز چمن مسخر گل
هوش مصنوعی: بنگر به تأثیر خوش شانسی که شهر چمن را سبز کرده و گلها را جذاب ساخته است.
سایه بان هر طرف سلیمان وارزد ز بال هزار بر سر گل
هوش مصنوعی: در هر سو، چون سلیمان، سایهای گسترده شده است، به گونهای که هزار پر بر سر گلها سایه میافکند.
تا رود خیل سبزه را بر سرباد را می کند تکاور گل
هوش مصنوعی: تا زمانی که نسیم، سبزهها را به جوش و خروش درآورد، گلها سر به بالا میزنند و به زندگی و زیبایی خود ادامه میدهند.
هست قائم مقام آتش طوربر فراز نهال اخضر گل
هوش مصنوعی: درخت سبز گل تحت نور و پرتو وجود شخصی قرار دارد که مانند آتش کوه طور درخشان و با شکوه است.
پی نقاشی سراچه باغدارد اندر صدف معصفر گل
هوش مصنوعی: در جستجوی زیباییهای باغ، پرندهای به رنگ گلهای خوشبو درون صدفی نرم و زیبا خوابیده است.
بسته یک بند کهربا به میاندر چمن شد مگر قلندر گل
هوش مصنوعی: یک بند کهربا میان چمن قرار گرفت، شاید آن عارف درخشان گل شده است.
گشت یکدل به غنچه تا بگشودخانهٔ گنج باغ را در گل
هوش مصنوعی: یکدل و همسو به سمت غنچه رفت تا دروازهٔ گنجینهٔ باغ را در گل بگشاید.
غنچه را جام جم فتاد به دستیافت آیینهٔ سکندر گل
هوش مصنوعی: غنچه به زیبایی جام جمی را در دست دارد و مانند آیینهای است که زیبایی گل را نمایش میدهد.
کرده اوراق سرخ دفتر خویشسبز کردهست جلد دفتر گل
هوش مصنوعی: کتابش را با برگهای سرخ شروع کرده، اما جلد آن زینت یافته و به رنگ سبز و گلدار درآمده است.
از کششهای قطرهٔ شبنمبر ورقها کشیده مسطر گل
هوش مصنوعی: در اثر کششهای قطرههای شبنم بر روی برگها، نقوش زیبایی به وجود آمده که شبیه خطوط گل است.
تا کند حرفهای رنگین درجبر وی از مدح آل حیدر گل
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخص میخواهد دربارهٔ صفات برجسته و زیبای خاندان حیدر (علی) سخن بگوید و این مدح و تمجیدها بهصورت زیبا و دلنشین بیان میشوند.
شاه دین مرتضا علی که شدشبه هزاران زبان ثنا گر گل
هوش مصنوعی: علی، شاه دین و پیشوای مذهبی، با ذکر و ستایش های فراوان از او همچون شکوفهای در بین هزاران زبان، مورد تحسین قرار گرفته است.
بسکه در دشت خیبر از تیغشرست از گل ز خون کافر گل
هوش مصنوعی: خیبر، سرزمین پر از نبرد و جنگ است که در آن شمشیرش به قدری اثرگذار بوده که گلها از خون دشمنانش به وجود آمدهاند. این تصویر نشاندهنده قدرت و شجاعت او در میدان جنگ است.
گر خزان ریاض دهر شودنشود کم ز دشت خیبر گل
هوش مصنوعی: اگرچه زمانه به سردی و پاییزی بودن بیفتد، اما زیبایی و شکوه دشت خیبر تحتتاثیر این تغییرات قرار نخواهد گرفت و همچنان گلها در آنجا خواهند شکفت.
در کفش از غبار اشهب اومشگ دارد بنفشه عنبر گل
هوش مصنوعی: در پای خود از غبار رنگ شکلاتی او نشانی دارد و گل بنفشه مانند عطر کهربا را میفشاند.
در بغل از خزانهٔ کف اویاسمین سیم دارد و زر گل
هوش مصنوعی: در دستانش، یاسمینهایی به همراه سیم و طلا دارد، گویی گنجینهای است که از زیبایی و ارزش پر شده است.
باد قهرش اگر بر آن باشدندمد تا به حشر دیگر گل
هوش مصنوعی: اگر باد خشمگین بشود، تا روز قیامت بویی از گل به مشام نخواهد رسید.
ور شود فیض او بر این ماندتازه تا صبحگاه محشر گل
هوش مصنوعی: اگر رحمت و نعمت الهی به این دنیا برسد، تا روز قیامت، مانند باغی پرگل و تازه خواهد بود.
بود از رشح جام احسانشکه به این رنگ گشت احمر گل
هوش مصنوعی: وجود نیکوئی و مهربانی او باعث شده که این گل به رنگ سرخ درآید.
باشد از یاد عطر اخلاقشکه بر اینگونه شد معطر گل
هوش مصنوعی: در یاد نداشته باشیم که چه عطری از رفتار خوب او بر این گلها پاشیده شده است.
خلق او هست غنچهای که از اوزیر دامان نهاد مجمر گل
هوش مصنوعی: مردم مانند غنچههای گلی هستند که در سایه و حمایت او رشد میکنند و شکوفا میشوند.
در ازل بسته است قدرت اواندر این شیشهٔ مدور گل
هوش مصنوعی: قدرت او از همان ابتدا در این دنیای گرد و محدود مشخص شده است.
گر نهد در ریاض لطفش پایدمد از ناخن غضنفر گل
هوش مصنوعی: اگر لطف او در باغی قدم گذارد، از ناخن شیر هم گل میروید.
حرز خود گر نساختی نامشکی شدی بر خلیل آذر گل
هوش مصنوعی: اگر برای خود حرز و محافظی نساختهای، چگونه میتوانی نام خود را در کنار خلیل آذرگل قرار دهی؟
ای که باغ علو قدرت راچرخ نیلوفر است و اختر گل
هوش مصنوعی: ای کسی که باغ شرف و عظمت تو به مانند چرخ نیلوفر و ستارهای درخشان است.
دم ز لطفت اگر خطیب زنددمد از چوب خشک منبر گل
هوش مصنوعی: اگر از لطف تو سخنوری بگوید، حتی چوب خشک منبر هم به گل تبدیل میشود.
گر دهندش ز باغ قهرت آببردمد همچو خار نشتر گل
هوش مصنوعی: اگر از باغ خشم تو به او آبی داده شود، برمیخیزد همانند خار که در کنار گل رشد میکند.
گر اشارت کنی که در گلشننبود رو گشاده دیگر گل
هوش مصنوعی: اگر اشاره کنی که در گلستان کسی نیست، دیگر گلها هم رو نخواهند گشود.
پیچد از بیم شحنهٔ غضبتغنچه سان خویش را به چادر گل
هوش مصنوعی: از ترس خشم تو، مانند غنچهای که در چادر گلی پنهان شده، خود را به دور از نگاه دیگران میپیچم.
گر نسیم بهار احسانتسوی گلزار بگذرد بر گل
هوش مصنوعی: اگر نسیم بهار با مهربانی تو به باغی بگذرد، بر روی گلها تاثیر خواهد گذاشت.
گردد از دولت حمایت توبر سپاه خزان مظفر گل
هوش مصنوعی: با حمایت تو، نیروهای خزان در گلهای پیروز میشوند.
باد قهرت اگر به خلد وزدخرمن آتشی شود هر گل
هوش مصنوعی: اگر باد خشم و غضب تو به بهشت بوزد، هر گلی به آتش خواهد افکند.
ور به دوزخ رسد نم لطفتدود گردد بنفشه اخگر گل
هوش مصنوعی: اگر به جهنم هم برسی، آن نم و رطوبت محبت تو تبدیل به دودی خواهد شد که گل بنفشه را به آتش خواهد کشید.
خشک ماند درخت گل برجایگر بگویی دگر میاور گل
هوش مصنوعی: اگر به درخت گل بگویی که دیگر گل نیاورد، آن درخت دیگر خشک و بیحاصل میماند.
گر به اژدر فسون خلق دمیآورد بار شاخ اژدر گل
هوش مصنوعی: اگر جادوهای اژدها لحظهای در دل مردم ایجاد کند، شاخ اژدها را مانند گل میسازد.
گر نیاید ز جوی لطف تو آبنخل طبعم کی آورد بر گل
هوش مصنوعی: اگر لطف تو مانند آب به من نرسد، نخل وجودم چگونه میتواند بر گلهای دیگر شکوفا شود؟
خیز وحشی که در دعا کوشیمزانکه بسیار شد مکرر گل
هوش مصنوعی: برخیز ای وحشی، چون ما در دعا تلاش کنیم، زیرا گل در حال تکرار و شکوفایی بسیار شده است.
تا شود از نتیجهٔ صرصرپست و با خاک ره برابر گل
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در نهایت، نتیجهٔ سختیها و مشکلات زندگی میتواند ما را به یک حالت برابر و مشابه با خاک و گل برساند، به طوری که در برابر سختیهای زمان و حوادث زندگی، به سادگی از بین میرویم یا فراموش میشویم.
باد آزار آه خصم تراآنچه دارد ز باد صرصر گل
هوش مصنوعی: نسیم به ستم از درد دل دشمن تو، آنچه دارد از طبع تند، گل است.