دست نیاز به درگاه بینیاز گشودن و از حضرت باری التماس رستگاری نمودن
هوش مصنوعی: این متن دعا و نالهای از زبان یک گنهکار است که از خداوند استغاثه میکند. او به گناهان و خطاهای خود اعتراف کرده و از خداوند طلب بخشش دارد. گنهکار در شعر بیان میکند که تمامی اعمالش خطا بوده و از او جز گناه چیزی صادر نمیشود. او احساس ننگ و سیاهی در نامه اعمالش دارد و از خداوند میخواهد که او را از این تباهی نجات دهد.
وی درخواست میکند که خداوند به او نگاهی رحمتآمیز کند و راهی به سوی خود نشان دهد. او همچنین امیدوار است که با تسبیح و ذکر، از گناهانش پاک شود و از خدا میخواهد که به او کمک کند تا از وسوسهها دور بماند. در نهایت، گنهکار با اشاره به مقام رسولان الهی، از خداوند میخواهد که شفاعت او را از گناهانش بپذیرد.
خداوندا گنهکاریم جملهز کار خود در آزاریم جمله
هوش مصنوعی: پروردگارا، ما همگی گناهکاریم و به دلیل اعمال خود، در رنج و سختی به سر میبریم.
نیاید جز خطاکاری ز ما هیچز ما صادر نگردد جز خطا هیچ
هوش مصنوعی: هیچ انسانی از ما نمیتواند جز اشتباهات چیزی به وجود آورد و تمام آنچه که از ما صادر میشود، تنها خطا است.
ز ما غیر از گنهکاری نیایدگناه آید ز ما چندانکه باید
هوش مصنوعی: از ما جز گناه پیش نمیآید و به اندازهای که باید، خطاهای ما از ما نشات میگیرد.
ز ننگ ما به خود پیچند افلاکزمین از دست ما بر سرکند خاک
هوش مصنوعی: به خاطر شرم و ننگ ما، ستارگان به دور خود میچرخند و زمین از دست ما به خاک بر سر میزند.
سیه شد نامه ما تا به حدیکه نبود از سفیدی جای مدی
هوش مصنوعی: نامه ما آنقدر تیره و سیاه شد که دیگر جایی برای سفیدی و امید باقی نماند.
رهانی گر نه ما را زین تباهیچه فکر ما بود زین روسیاهی
هوش مصنوعی: اگر تو ما را از این بدبختی نرهانی، پس چه فکری دربارهی این سیاهی و ننگ داریم؟
بدین سان رو سیه مگذار ما رابیار آبی بروی کار ما را
هوش مصنوعی: به این شکل، ما را در تیرگی و ناامیدی رها نکن. لطفاً با کمکی که میتوانی ارائه بدهی، به بهبود وضعیت ما کمک کن.
الهی سبحه دست آویز من سازبه سلک اهل تحقیقم وطن ساز
هوش مصنوعی: خدایا، دستانم را زینتداده و به من کمک کن تا از افراد جستجوگر و حقیقتجو باشم و وطنم را تبدیل به جایی برای تحقق اهدافم کنم.
بسان رحل مصحف برکفم نهلب خندان چو رحل مصحفم ده
هوش مصنوعی: مانند قرآن که در دست گرفتهام، لبخند زدن به من نخواهد آمد، چرا که در دل من، اشاره به عمق و معنای این کتاب وجود دارد.
به خط مصحفم گردان نظر بازخط مصحف سواد دیدهام ساز
هوش مصنوعی: به قلم نوشتهام، نگاه کن و دوباره ببین؛ این خط نوشته مانند رنگی است که بر روی چشمانم نشسته است.
بده مفتاحی از سطر کلامموزان بگشای قفل از گنج کامم
هوش مصنوعی: مفتاحی از کلامم به من بده تا با آن قفل را از آرزوی قلبم بگشایم.
ز اوراق کلامم بخش آن مالکه تا جنت توان شد فارغ البال
هوش مصنوعی: از نوشتههای من، آن بخشی که میتواند شما را به آرامش و رهایی بیندازد، انتخاب کنید تا همچون ساکنان بهشت، آسوده خاطر باشید.
به ذکر خود بلند آوازهام کنرفیق لطف بیاندازهام کن
هوش مصنوعی: دوست عزیز، لطفاً به یاد من باش و مرا در ذکر خود گنجان. به من، که به اندازهای بینهایت محبت دارم، لطف کرم کن.
که از من رم کند مرغ معاصیروم تا بردر شهر خلاصی
هوش مصنوعی: این بیت به حسری از جدایی و longing اشاره دارد. گوینده آرزو میکند که خویشتن را از گناهان دور کند و به مکانی بیدغدغه و آرام برود. او تمایل دارد تا از محیطی که باعث بروز مشکلات و معاصی میشود دور شود و در نهایت به جایی برسد که آزاد و رها باشد.
سرشکم دانهٔ تسبیح گردانمرا زان دانهٔ کن تسبیح گردان
هوش مصنوعی: ای دل، من مانند دانههای تسبیح به دور خود میچرخم و در این حالت، من را از دانهٔ محبت خود جدا نکن.
بود کاین سبحه گردانیدن منبرد آلودگی از دامن من
هوش مصنوعی: این سخن به این معنی است که با به دست گرفتن تسبیح، آلودگیها و ناپاکیها از زندگی و وجود من دور شده است.
بیفشان از وضو بر رویم آن آبکه از غفلت نماند در سرم خواب
هوش مصنوعی: بگذار بر صورت من آب وضویی بریزند که باعث شود از خواب غفلت بیدار شوم و در سرم چیزی باقی نماند.
دهم مسواک و تسبیح توکلکه دیو طبع خود را ز آن کنم غل
هوش مصنوعی: دهم مسواک و تسبیح به دست میگیرم تا به وسیله آن، روح و نفس سرکش خود را مهار کنم.
کمندی ساز پیچان سبحهام راکز آن در کاخ فردوسم شود جا
هوش مصنوعی: من با زنجیری که دور گردنم پیچیده، از آن، در کاخ بهشتیام جا پیدا میکنم.
چو در طبعم شود میل گناهیز رحل مصحفم ده سد راهی
هوش مصنوعی: زمانی که در وجودم تمایل به ارتکاب گناه پیدا میشود، کتاب مقدس را از دستم میگیرم تا مانع از آن شوم.
به گل مگذار تخم آرزویمدهش سرسبزی از آب وضویم
هوش مصنوعی: به گل اجازه نده تا بذر آرزوهایم را نابود کند، زیرا که خواستهام را از آب وضویم سیراب میکنم.
منم چون نامه خود روسیاهیسیه رو ماندهٔ بی روی و راهی
هوش مصنوعی: من همچون نامهای هستم که از بیسمتی و ناامیدی، چهرهام سیاه و بیفروغ مانده است و راهی برای رهایی ندارم.
نگاهی کن که رو آرم به سویترهی بنما که جا گیرم به کویت
هوش مصنوعی: به من نگاهی بینداز و راهی نشانم بده تا بتوانم در کنار تو زندگی کنم.
الهی جانب من کن نگاهیمرا بنما به سوی خویش راهی
هوش مصنوعی: ای خدا، به من نگاه کن و مرا به سوی خودت هدایت کن.
چو وحشی جز گنه کاری ندارمتو میدانی که من خود در چه کارم
هوش مصنوعی: من مانند یک وحشی فقط به خطاهایم مشغولم و تو بهتر از هر کسی میدانی که من در چه حالتی هستم.
اگر بر کرده من میکنی کارعذابی بدتر از دوزخ پدید آر
هوش مصنوعی: اگر به من ظلم کنی، عذابی بس شدیدتر از عذاب دوزخ برایت فراهم میکنم.
که جرم من چوجرم دیگران نیستگناهم چون گناه این و آن نیست
هوش مصنوعی: من مرتکب انواع اشتباهات شدم، اما گناهان من با گناهان دیگران متفاوت است و به همین دلیل، مسئولیت من نیز خاص خودم است.
به چشم مرحمت سویم نظر کنشفیع جرم من خیرالبشر کن
هوش مصنوعی: به چشمان مهربانت نگاه کن و از من که گنهکارم، شفاعت کن ای بهترین بشر.