عروس خیال از حجلهٔ اندیشه برون آوردن و او را در نظر ناظران جلوه دادن در تعریف بزمگاه سرور و صفت دامادی منظور
هوش مصنوعی: متن دربارهی عشق و زیبایی است که در آن عروس به دنبال نظم و زیبایی میگردد. خواستگار (دستور) از دل و اندیشه خود ابراز میکند که مایل است با شهزادهای ازدواج کند. وزیر با خرد و دوراندیشی، این نظر را تأیید میکند و اتفاقاتی خوشایند و شاد را پیشبینی میکند. فصل بهار و زیباییهای طبیعت توصیف میشود و در پایان، مراسمی شاداب و باشکوه برای جشن عروسی بر پا میشود. همه چیز فضایی از سرور و شادمانی را ایجاد میکند و عشق دو نفر در این بزم و جشن تجلی پیدا میکند.
عروس نظم را جویای این بکرچنین شد خواستگار از حجلهٔ فکر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی که به زیبایی و نظم شعر علاقهمند است، با اشتیاق به دنبال دانایی و خلاقیت در دنیای فکر و اندیشه میباشد. او به طرز عاشقانهای به جستجوی ایدهها و الهامات میپردازد، همانطور که خواستگاری برای دستیابی به محبوب خود تلاش میکند.
که چون خسرو از آن دشت فرحبخشبه عزم شهر راند از جای خود رخش
هوش مصنوعی: وقتی خسرو از دشت زیبا و خوشبخش به سمت شهر حرکت کرد، اسبش را از مکانش به جلو راند.
شبی دستور را سوی حرم خواندبه آن جایی که دستور است بنشاند
هوش مصنوعی: شبی، کسی دستور را فراخواند و او را به جایی هدایت کرد که در آنجا میتواند بنشیند.
پس آنگه گفت او را کای خردکیشبه دانایی ز هر صاحب خرد پیش
هوش مصنوعی: سپس او به او گفت: ای کسی که کم خردی، در دانایی از هر صاحب عقل و فهمی جلوتر باش.
بر آنم تا نهال نوبر خویشگل نورستهٔ جان پرور خویش
هوش مصنوعی: من قصد دارم که جوانهای تازه و شاداب از وجود خودم بپرورانم که جانم را سرشار از زندگی کند.
سهی سرو ریاض کامکاریگل بستان فروز نامداری
هوش مصنوعی: درختان خوشقد و قامت و زیبا در باغ، با شکوفههای درخشان و نامی پرآوازه، نمایانگر دنیای خوشبختی و زیباییاند.
فروزان شمع بزم آرای عصمتدر یکدانهٔ دریای عصمت
هوش مصنوعی: شمعی که در مجلس پاکی و عفت در قلب دریای پاکی و عفت میدرخشد.
ببندم عقد با شهزاده منظورچه میگویی در این اندیشه دستور
هوش مصنوعی: من در فکر بستن پیمان با یک شاهزاده هستم، اما تو چه نظری داری و دلیلی برای این اندیشهات چیست؟
وزیر از گنج عصمت شد گهر سنجزبان را کرد مفتاح در گنج
هوش مصنوعی: وزیر با دانش و پاکی خود، مانند جواهری گرانبها، زبان را وسیلهای برای دستیابی به ثروت و دانش قرار داد.
کهای رایت خرد را درةالتاجبه عقلت رأی دور اندیش محتاج
هوش مصنوعی: ای کسی که پرچم خرد را به دست داری، برای رسیدن به دانایی و دوراندیشی به عقل و فکر نیاز داری.
نکو اندیشهای فرخنده راییستعجب تدبیر و رای دلگشاییست
هوش مصنوعی: فکر خوب و اندیشه بلند، باعث شادی و خوشحالی میشود و تدبیر و راهحل دلپذیری را به ارمغان میآورد.
از او بهتر نمییابم در این کاراگر واقع شودخوبست بسیار
هوش مصنوعی: اگر کسی در این کار بهتر از او وجود نداشته باشد، بسیار خوب است که او واقعاً در این کار موفق شود.
اشارت کرد شه تا رفت دستوربیان فرمود حرف او به منظور
هوش مصنوعی: سلطان اشارهای کرد و دستور داد، سپس سخن او با هدف مشخص بیان شد.
جوابش داد منظور خردمندکه ای بگسسته دانش از تو پیوند
هوش مصنوعی: خردمند به او گفت: ای کسی که دانش از تو جدا شده است، این پاسخ را بپذیر.
منم شه را کم از خدام درگاهچه حد بنده و دامادی شاه
هوش مصنوعی: من به اندازه خدمتکاران درگاه شاه خاضع و فروتن هستم، اما در عین حال خود را همانند داماد شاه میدانم.
قبولم گر کند شه در غلامیزنم در دهر کوس نیکنامی
هوش مصنوعی: اگر پادشاه مرا بپذیرد و در خدمت او باشم، برایم فرقی ندارد، زیرا در این دنیا به خوبی و نیک نامی معروف خواهم شد.
بگو باشد که صاحب اختیاریچه گویم اختیار بنده داری
هوش مصنوعی: بگو که شاید کسی که انتخابکننده است، چه میتوانم بگویم در مورد اختیار یک بنده.
زند اقبال من بر چرخ خرگاهشوم گر قابل دامادی شاه
هوش مصنوعی: اگر قسمت من باشد که به خوشبختی برسم، همانند عروسی با شاه، زندگیام سرشار از سعادت خواهد شد.
به نزد پادشه جا کرد دستوربگفت آنها که با او گفت منظور
هوش مصنوعی: پادشاه به مشاوران خود دستور داد تا به کسانی که با او صحبت کرده بودند، توجه کنند و منظور آنها را درک کنند.
از آن گفتار خسرو شاد گردیددلش از بند غم آزاد گردید
هوش مصنوعی: دلش از شنیدن سخنان خسرو شاد شد و از غمهایش رهایی پیدا کرد.
قضا را بود فصل نوبهارانز ابر نوبهاری ژاله باران
هوش مصنوعی: این ابیات به توصیف فصلی از بهار میپردازد که با بارشهای تازه و زیبای بهاری همراه است. بارانهایی که از ابرهای بهاری میبارند، نشانی از تازگی و رونق طبیعت در این فصل هستند. بهار به عنوان زمانی برای renewal و برکت، به زندگی جانی تازه میبخشد.
نسیم صبحدم در مشکباریمعطر جان ز باد نوبهاری
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی در هوای خوشبو و معطر، جان را با لطافت باد بهاری تازه میکند.
هزاران مرغ هر سو نغمه پردازجهان پر صیت مرغان خوش آواز
هوش مصنوعی: هزاران پرنده در جهات مختلف آواز میخوانند و نام جهان پر از آوازهای دلنواز این پرندگان است.
به سوسن از هوا شبنم فتادهشده هر برگ تیغی آب داده
هوش مصنوعی: شبنم بر روی سوسنها نشسته و هر برگ آن مانند تیغی پر از آب شده است.
عروس گل نقاب از رخ گشودهرخ از زنگار گون برقع نموده
هوش مصنوعی: عروس گل چهرهاش را از پوشش برداشته و زیباییاش همچون درخشش و درخشان است.
صبا بر غنچه کسوت پاره کردهبرون افتاده راز گل ز پرده
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی با نرمی بر غنچهها میوزد و راز دلانگیز گلها را از پرده پنهانی خارج میکند.
بنفشه هر نفس در مشک ریزیصبا هر جا شده در مشک بیزی
هوش مصنوعی: بنفشه هر بار که بوی خوشی را احساس میکند، مانند عطر مشک به خود میگیرد و هر جا که باشد، آن عطر را پخش میکند.
تو گفتی زال شاخ مشک بید استکه او در کودکی مویش سفید است
هوش مصنوعی: تو گفتی زال مانند شاخ بید است و این که او در دوران کودکی مویش سفید بوده است.
عیان چون پای مرغابی ز هر سوینهال سرخ بیدی بر لب جوی
هوش مصنوعی: درختان سرخ رنگی به دور جوی قرار دارند و مانند پاهای مرغابی، در سمتهای مختلف دیده میشوند.
ز باران بهاری سبزه خرمدماغ غنچه و گلتر ز شبنم
هوش مصنوعی: بارانهای بهاری باعث شده که سبزهها شاداب و خوشبو شوند و غنچه و گل هم از شبنم خوشحال و تازه به نظر برسند.
بنفشه زان در آب انداخت قلابکه ماهیبد ز عکس بید در آب
هوش مصنوعی: بنفشه با فریب و نیرنگی در آب قلابی انداخت تا ماهی بدی را که به تصویر بید در آب میخورد، به دام بیندازد.
به تارک نارون را زان سپر بودکه از سنگ تگرگش بیم سر بود
هوش مصنوعی: تارک درخت نارون به خاطر سپر بودنش است، چرا که از سنگ و تگرگ آسیب میبیند و نگران است.
به سوی ارغوان چون دیده بگشادشکوفه بر زمین از خنده افتاد
هوش مصنوعی: وقتی به سمت درخت ارغوان نگاه کردم، دیدم که شکوفهها بر روی زمین ریخته و گویی از شادی به زمین افتادهاند.
بلی بیخنده آن کس چون نشیندکه بر هندوی گلگون جامه بیند
هوش مصنوعی: آری، کسی که بر چهرهی زیبا و با رنگ لباس دلنشین هندویی نگاه کند، اگر لبخند به لب نیاورد، در واقع خود را زجر میدهد.
ز شاخ سبز گر گل شد گرانبارعیان قوس قزح را سد نمودار
هوش مصنوعی: اگر از شاخهی سبز گل سنگین شود، قوس قزح را به خوبی نشان میدهد.
دهد تا آب تیغ کوهساراننمد آورد میغ نوبهاران
هوش مصنوعی: باران بهاری باعث میشود که آبهای کوهها روان شود و زمین را سیراب کند.
دمیده سبزه هر سو از دل سنگنهان گردیده تیغ کوه در زنگ
هوش مصنوعی: سبزهها از دل سنگها بیرون آمدهاند و در هر طرف روئیدهاند، در حالی که تیغ کوهها در زنگار و فرسایش پنهان شده است.
درخت گل ز فیض باد نوروزبه رنگ سبزه خرگاهیست گلدوز
هوش مصنوعی: درخت گل به واسطهی وزش باد در نوروز، به رنگ سبز و زیبا مانند تزیینات گلدوزی شده است.
نهال بید شد در پوستین گمدرخت یاسمین پوشید قاقم
هوش مصنوعی: درخت یاسمن که به زیبایی معروف است، در ظاهر خودش به لحاظ پروانهای و نرم بودن مثل یک نهال بید به نظر میآید، اما در حقیقت درونش و در لایههایش یک پیچیدگی و رمز و راز وجود دارد که با یک لایه پنهانی مخفی شده است.
به عزم جشن زد شاه جوانبختبه روی سبزه چون گل زر نشان تخت
هوش مصنوعی: شاه جوان با ارادهای قوی به برپایی جشن پرداخت و بر روی چمنزاری که به زیبایی گلهای زرین میدرخشید، تکیه زد.
سرافرازان لشکر سرکشیدندبه پای تخت خاصان آرمیدند
هوش مصنوعی: سربازان شجاع و برتر لشکر، مبارزه را آغاز کردند و در کنار فرمانروایان ویژه آرام گرفتند.
به پیش تخت خود منظور را خواندبه پهلوی خودش بر تخت بنشاند
هوش مصنوعی: او درخواست را به پیش درگاه خود آورده و پس از خواندن آن، او را در کنار خود بر روی تخت نشاند.
چو جا بر جای خود خلق آرمیدندبه مجلس خادمان خوانهاکشیدند
هوش مصنوعی: وقتی که مردم در جای خود آرام گرفتند، خادمان سفرهها را به مجلس آوردند.
نه خوانی بوستان دلگشاییبه غایت دلنشین بستان سرایی
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و دلنشینی باغی اشاره شده که بسیار شاداب و دلپذیر است و با خواندن آن، انسان احساس خوشحالی و آرامش میکند.
دراو هر گرد خوانی آسمانیبر او اطباق سیمین کهکشانی
هوش مصنوعی: در هر دور گرد و غباری که به وجود میآید، آسمانی از جنس نقرهای و کهکشانی بر او سایه میافکند.
سماطش گسترانیده سحابیبراو هر نان گرمی آفتابی
هوش مصنوعی: او سفرهای پهن کرده که مانند ابر است و بر روی آن هر نانی که آفتاب بر آن بتابد، گرم و لذیذ میشود.
درخت صحن او فردوس کردارز الوان میوهها گردیده پربار
هوش مصنوعی: درختی که در حیاط او رشد کرده، به خاطر انواع میوههایی که دارد، مانند بهشتی پرثمر و پربار شده است.
چو خوانسالار بیرون برد خوان راز می شد سرگران رطل گران را
هوش مصنوعی: وقتی رئیس مجلس سفره را به بیرون برد، شراب را هم به همراه خود آورد و جام سنگین را برای نوشیدن آماده کرد.
خضر گردید مینای مینابز جوی زندگانی گشته پر آب
هوش مصنوعی: خضر، به نوعی زنده و جوان شده است، گویی که میخوارگی از جوی زندگی پر آب شده است.
حریفان سرخوش از جام پیاییسر ساغر گران گردیده از می
هوش مصنوعی: رقبای خوشحال از نوشیدن شراب، در حال جشنی شاداب و دارای دلخوشی هستند و با شادمانی دور هم جمع شدهاند و از می لذت میبرند.
صراحی لب نهاده بر لب جامگرفته جام از لعل لبش کام
هوش مصنوعی: لیوانی که بر لبش قرار گرفته، جام را از زیبایی لبهایش پر کرده است.
ز میناها فروغ آب انگورچنان کز نخل موسا آتش طور
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و روشنی خنکای شراب انگور اشاره میکند و آن را با شعله آتش کوه طور که حضرت موسی در آنجا با خداوند صحبت کرد، مقایسه میکند. این توصیف نشاندهندهی تأثیر و نیروی جادویی شراب است که میتواند روح را پرانرژی و متعالی کند.
کشیده آتش از مینا زبانهفکنده جام را آتش به خانه
هوش مصنوعی: آتش از مینا به بیرون زبانه میکشد و جام را شعلهور میکند و این آتش به خانه هم رسیده است.
رخ ساقی ز می گردیده گلرنگچو بلبل کرده مطرب ناله آهنگ
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و دلنشین ساقی مانند گل سرخ است که بلبل را به آواز خواندن و نغمهسرایی وامیدارد.
ز هر سو مطربی در نغمه سازیبه زلف چنگ کردی دست یازی
هوش مصنوعی: از هر طرف، نوازندگانی در حال نغمهپردازی هستند و به زلف معشوق چنگ میزنند.
هوای لعل مطرب در سر نیشده دمساز فریاد پیاپی
هوش مصنوعی: هوا پر از عطر و بوی لعل، طوری شده که در سرم نشسته و بارها فریاد میزنم.
ز دف در بزمگاه افتاده آوازز دست مطربان مجلس فغان ساز
هوش مصنوعی: در مجلس شادی، صدای دف به گوش میرسد و نوازندگان، آهنگی غمگین برپا کردهاند.
نواسازان نوا کردند آهنگسخن در پرده قانون گفت با چنگ
هوش مصنوعی: نوازندگان شروع به نواختن کردند و با صدای سازشان، آهنگی از سخن را در زیر سایه قانون بیان کردند.
فتاد از مطربان خوش ترانهبه عالم نغمهٔ چنگ و چغانه
هوش مصنوعی: از دست مطربان خوش صدایی که آهنگهای زیبا میخوانند، نغمهای به یادگار به دنیا آورده شده است که همچون آواز چنگ و چغانهای دلنشین است.
اشارت کرد شاه هفت کشورکه تا بستند عقد آن دو گوهر
هوش مصنوعی: شاه هفت کشور اشاره کرد که برای به هم پیوستن و ازدواج آن دو گوهر عالی، اقدام کنند.
عروس خور چو شد زین حجله بیرونبه گوهر داد زیب حجله گردون
هوش مصنوعی: وقتی عروس خورشید از این آسمان بیرون میآید، زیبایی آن به زیبایی آسمان افزوده میشود.
به سوی حجله شد منظور خوشحالبه مقصودش عروس جاه و اقبال
هوش مصنوعی: دوست خوشحال به سمت جایگاه شادیاش رفت و به آرزویش که عروس زیبا و خوششانسی است دست یافت.
در آمد در بهشت بیقصوریدر او از هر طرف در جلوه حوری
هوش مصنوعی: به بهشت وارد میشود و بیگناه است. از هر سو زیباییهای حوریها او را محاصره کردهاند.
نظر چون کرد دید از دور تختیبه روی تخت حور نیک بختی
هوش مصنوعی: وقتی نگاه کردم، از دور تختی را دیدم که بر روی آن، حوری خوشبخت نشسته بود.
ز باغ دلبری قدش نهالیرخش از گلشن جنت مثالی
هوش مصنوعی: در باغ عشق، قد او همچون گلی است که از بهشت نمونهاش را آوردهاند.
به اوج دلبری ماهی نشستهبه دور مه ز گوهر هاله بسته
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و دلربایی ماه اشاره شده است که در مرکز توجه قرار دارد و دور آن ابرهایی نرم و درخشان مثل مروارید به دورش حلقه زدهاند. این تصویر نشاندهندهی جذابیت و لطافت این منظره است.
از او خوبی گرفته غایت اوجمحیط حسن را ابروی او موج
هوش مصنوعی: او از خوبیها و زیباییها چنان بهرهای دارد که ابروی او به تنهایی میتواند نشانهای از اوج زیبایی و جذابیت باشد.
سپاه غمزهٔ او تاجدارانصف مژگان او خنجر گذاران
هوش مصنوعی: چشمهای او مانند سپاهی از زیبایی هستند و مژگانش همچون تاجی بر سر دارد که خطرناک و تیز مانند خنجر میباشد.
دو چشم او دو هندوی سیه دلگرفته گوشهٔ میخانه منزل
هوش مصنوعی: دو چشم او مانند دو هندوی دل شکستهای است که در گوشهٔ میخانه نشستهاند.
لب لعلش حیات جاودانیبه وصلش تشنه آب زندگانی
هوش مصنوعی: لبی به رنگ لعل، زندگی جاودانهای را به همراه دارد و با وصالش، به آب زندگی نیازمند است.
به تنگی ز آن دهان ذره مقدارنفس راه گذر میدید دشوار
هوش مصنوعی: به خاطر تنگی آن دهان، نفس کشیدن و عبور از آن مکان برای ذرهای سخت و دشوار بود.
به خوان حسن بهر قوت جانهاز دندان و لب او شیر و خرما
هوش مصنوعی: به برکت حسن، جانها قوت میگیرند و از دندانها و لبهای او شیر و خرما میریزند.
چو گستردی بساط عشوه سازیبه رخ از مهر و مه میبرد بازی
هوش مصنوعی: وقتی که با زیبایی و جذابیت خود دل افراد را میربایی و محبت و زیباییات همه جا را پر کرده، بازی عشق را آغاز میکنی.
به روی تخت جا در پهلویش ساختچو طوقش دستها در گردن انداخت
هوش مصنوعی: بر روی تخت، جایی برای پهلو قرار داد و مانند طوق، دستانش را به دور گردن آن انداخت.
چو خلوتخانه خالی شد ز اغیارنیاز و ناز را شد گرم بازار
هوش مصنوعی: وقتی که جای خلوت از حضور دیگران خالی شد، نیاز و محبت در آنجا رونق پیدا کرد.
گهی این دست آنرا بوسه دادیگهی آن سر به پای این نهادی
هوش مصنوعی: گاهی دست کسی را میبوسی و گاهی هم سر خود را به پای او میگذاری.
دمی این نار او چیدی به دستاندمی آن سیب این کندی به دندان
هوش مصنوعی: لحظهای، آن نارنج را در دست گرفتی و لحظهای دیگر، سیب را با دندان گاز زدی.
به سوی باغ شد منظور مایلشکفت از شوق باغش غنچه سان دل
هوش مصنوعی: به سمت باغ رفت تا به آنجا برسد، و از شوقی که داشت، دلش مانند غنچهای در حال شکفتن بود.
خدنگش کرد صید اندازی آهنگز خون صید پیکان گشت گلرنگ
هوش مصنوعی: یک شکارچی با تیر و کمانش خون نشانهاش را میزند و به این ترتیب رنگ گلها را به خون بدل میکند.
به سوی گنج دزدی راه پیمودبه سوزن قفل را از گنج بگشود
هوش مصنوعی: به سمت گنجی که دزدی کرده بود، رفت و با استفاده از یک سوزن، قفل آن را باز کرد.
به گردابی درون شد ماهی سیمالف پیوسته شد با حلقهٔ میم
هوش مصنوعی: در اعماق آب، ماهی به گودالی فرو رفته و به طور مداوم با حلقهای از الفها و میمها مرتبط شده است.
چکید از شاخ مرجان لؤلؤ ترلبالب گشت درج از لعل و گوهر
هوش مصنوعی: از شاخ مرجان، مرواریدهایی درخشان چکیده شده و دریا با سنگهای قیمتی و گوهرها پر شده است.
هوا داری ز بزمی دور گردیدسرشک از دیدهٔ نمناک بارید
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که شخصی از یک جشن یا محفل شاد دور شده و از چشمانش اشک میریزد. این اشکها نشانهای از اندوه و غم او هستند که به خاطر فاصله گرفتن از آن لحظات خوشایند به وجود آمدهاند.
نخستین گشت گلگون عرق بارز میدان چون برون شد رفت از کار
هوش مصنوعی: اولین برش گلهای سرخ مانند عرقی که از بدن بیرون میآید، از میدان خارج شد و کارش تمام شد.
سحر چون گشت منظور نکو نامز خلوتخانه آمد سوی حمام
هوش مصنوعی: زمانی که صبح طلوع کرد و نام نیکو مشخص شد، از خلوتی به سمت حمام رفت.
طلب فرمود ناظر را سوی خویشبه دمسازی نشاندش پهلوی خویش
هوش مصنوعی: او خواست که ناظر را به سوی خود دعوت کند و او را در کنار خود نشاند.
ز هر جاکرد با ناظر حکایتبه جا آورد لطف بینهایت
هوش مصنوعی: از هر جایی که ناظر داستانی را به خوبی ببیند، لطفی بیپایان را به نمایش میگذارد.
غرض این داشت آن سروگل اندامگهی از خانه گر بیرون زدی گام
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و ظرافت یک فرد با قامت بلند و خوشساخت اشاره دارد که گاهی از خانه خارج میشود. به نوعی میخواهد بگوید که این شخص با وجود زیبایی و جاذبهاش، گاهی اوقات خود را از محیط خارج کرده و در معرض دید دیگران قرار میدهد.
که با ناظر درآید از در لطفنظر بر وی گشاید از سر لطف
هوش مصنوعی: کسی که با نگاهش به دیگران توجه میکند، از روی محبت و مهربانی در دل آنها در را به روی خود باز میکند.
هزاران جان فدای دلربائیکه تا بخشد نوای بینوایی
هوش مصنوعی: هزاران جان آماده فدا شدن برای کسی که با زیباییهایش، نوای دلنوازی برای بینوایان به ارمغان میآورد.
طریق دوستاری آورد پیشکند قطع نظر از شادی خویش
هوش مصنوعی: راه دوستی را انتخاب کن و در این مسیر، به خوشیهای خود فکر نکن و همیشه از طرف دوستیت پیش قدم باش.