شمارهٔ ۶۳ - ایضاً له
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش مقام و عظمت یک پادشاه میپردازد و از نعمتها و فضائل او سخن میگوید. شاعر از نظرگاههای مختلف به چهره پادشاه مینگرد و او را به عنوان کسی توصیف میکند که در زمینههای مختلف مانند شجاعت و حکمت برتری دارد. همچنین، به تلاشهای پادشاه در تقویت حکمرانی و برقراری آرامش اشاره میشود. شاعر بر این باور است که دیگران از زندگی و تدبیر او الهام میگیرند و امنیت و آسایش را در سایه او مییابند. در پایان، برکات و نعمتهای پادشاهی او را نمایان میکند و از خدای بزرگ درخواست میکند که از بدخواهان دور نگهدارند.
ای بکوجاه برده موکب شاهدیده اقبال شاه بر کوجاه
هوش مصنوعی: این بیت به شکوه و جلال پادشاه اشاره دارد و نشان میدهد که پادشاه چگونه در جایی حاضر شده است و توجه مردم به او جلب شده. در واقع، به زیبایی و عظمت وجود او میپردازد و میگوید که در کدام مکان، نور و اقبال پادشاه درخشیده است.
بوده چون هفتهای شادیهاهفته میزبان شاه و سپاه
هوش مصنوعی: زمانی که شادمانیها به اوج میرسد، مانند هفتهای است که شاه و سپاهیان در مهمانی گرد هم آمدهاند.
نه زرنج کشفته خورده دریغنه برنج گذشته کرده نگاه
هوش مصنوعی: نه زحمتی کشیدم و نه درد و رنجی را تحمل کردم، نه هیچ چیز ارزشمندی را از دست دادهام که بر آن حسرت بخورم.
باد بذل تو جسته بر ارکانیاد خوان تو مانده بر افواه
هوش مصنوعی: باد به نعمتهای تو اشاره کرده و در حالی که یاد تو در دلهاست، نام تو بر زبانها جاری است.
کوه بابل فراشته بخردبحر عمان گذاشته بشناه
هوش مصنوعی: کوه بابل به خوبی و با عظمت خود برجسته است و در کنار دریا عمان قرار دارد.
هم بمردی شده بدیده شیرهم به دستان زده ره روباه
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر یک وضعیتی اشاره شده که شخصی هم از نظر روحی و هم از نظر فیزیکی در حال مبارزه است. آن شخص مانند شیر شجاع و قوی است و در عین حال در دستانش به نوعی به فریب و نیرنگ روباه رفته است. به عبارت دیگر، او با شجاعت و قدرت بر رقبایش غلبه میکند، اما در عین حال ممکن است فریبهای ظریف و ترفندهای دیگران را نیز تجربه کند.
حمله در گرد و هم فتنه هنوزبند عزم تو کرده کوهش کاه
هوش مصنوعی: حمله و آشوب همچنان ادامه دارد، اما عزم و اراده تو مثل کوه، محکم و استوار است.
حیله در جنب مکر فتنه هنوزسد حزم تو بسته پیشش راه
هوش مصنوعی: حیله در کنار فریب و نیرنگ، نتوانسته سد تدبیر و احتیاط تو را بشکند و هنوز راهی برای نفوذ در آن وجود ندارد.
آفتابی ترا ز قرص تو تاجآسمانی ترا ز قطب تو گاه
هوش مصنوعی: خورشید تو را با زیباییاش میپوشاند و آسمان تو را ازقطب قرارش پر از نور و زینت میکند.
عقل عرض تو دید گفت ای عرضعین فضلی علیک عین الله
هوش مصنوعی: عقل به عرض تو نگاه کرد و گفت: ای عرض، تو تجلی فضل خداوندی هستی.
ملک برداشت خامه و بنگاشتصورت طاعت تو بر درگاه
هوش مصنوعی: فرشتگان قلم برداشتند و تصویر اطاعت تو را بر درگاه مقدس ثبت کردند.
تا همت اختلاف خلق نماندزین موافق نموده جز به حیاه
هوش مصنوعی: تا زمانی که تفاوتها و تنوعهای بین مردم از بین برود، دیگر زندگی به شکل طبیعی و بیاشکال ادامه نخواهد یافت.
به نظر پیل و مهد گردانیداستر و مرقد تو همت شاه
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که قدرت و عظمت تو مانند فیل و مهد که در دستان قدرتمندان است، تبدیل شده است. همچنین، آرامگاه تو همچون مقام و منزلت یک شاه محسوب میشود.
زود باشد که از دگر نظرشپیل و مهد تو چرخ گردد و ماه
هوش مصنوعی: به زودی خواهد بود که از دید دیگران، قدرت و آنچه که تو بر آن تکیه داری، تغییر کند و به مرور زمان از اعتبار بیفتد.
تربیت کردی و رسانیدیعرق تخمی به آب و رتبت و جاه
هوش مصنوعی: به تو آموختند و به مرحلهای رساندند که بذر امیدی در دل تو نشسته و به مقام و ارزشی دست یافتهای.
لاجرم سایه مبارک آنگشت پاینده تر ز سایه چاه
هوش مصنوعی: به ناچار، سایه خوشایند او، پایدارتر از سایه چاه شد.
پس از این چون تو فحل کی زاینداین دو زاینده سپید و سیاه
هوش مصنوعی: از این پس، با بودن تو مثل یک نر نازا، دیگر چگونه میتوان انتظار داشت که این دو موجود زاینده، یکی سفید و دیگری سیاه، فرزندی به دنیا آورند؟
وحی و تنزیل و بأس و رفق فلکبر تو بگسست و شد سخن کوتاه
هوش مصنوعی: وحی و نازل کردن پیام الهی، همچنین قدرت و لطف خداوند بر تو تجلی کرد و سخن به پایان رسید.
ایزد از روزگار دولت تودور داراد کامه بدخواه
هوش مصنوعی: خداوند روزگار حکومت تو را از بدخواهان دور نگه دارد.
هر کجا آری و بری لشکرمنزلت سبز باد از آب و گیاه
هوش مصنوعی: هر جا بروی و هر جایی که حضور داشته باشی، امید میرود که محل زندگیات سرسبز و پربار از آب و گیاه باشد.
زایران را مقام تو چو مقامساکنان را پناه تو چو پناه
هوش مصنوعی: فرمانروایی زائری در زمین تو مثل فرمانروایی ساکنان است و پناهگاه او نیز مشابه پناهگاه آنهاست.