شمارهٔ ۶۸ - ایضاً له
هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر با تجلیل از صفات والای یک فرد حکیم و عادل، او را به عنوان پیشکار و ناظم امور معرفی میکند. او را به مانند کیوان و مشتری میسازد و به روشنایی و فضیلتهایش اشاره میکند؛ فضیلتهایی چون عقل و عدالت. شاعر بر اهمیت برادری و حمایت از اسلام تأکید میکند و بر کارزارها و چالشهایی که در برابر او انتظار میرود، تمرکز دارد. در نهایت، او به فضل و جایگاه ویژه این فرد در جامعه میپردازد و دعا میکند که نام نیک او در دنیا باقی بماند. به طور کلی، این شعر ستایشی از شخصیت و مقام انسانی است که در خدمت عدالت و حقیقت است.
ای پیشکار تخت تو کیوان و مشتریای نجم شرق و غرب ترا گشته مشتری
هوش مصنوعی: ای کسی که در خدمت تخت تو است، کیوان و مشتری، ای ستارهای که در شرق و غرب درخشان شدهای، تو دیگر به کسی دیگر تعلق نداری و مالامال از نعمت هستی.
در جرم عقل طبعی و در جسم عدل جانبر شخص فضل دستی و بر عرض حق سری
هوش مصنوعی: در طبیعت عقل، شناخت و در وجود جسم، عدالت جان نهفته است. بر فردی که دارای فضیلت است، اراده و قدرتی در راستای حق وجود دارد.
اقبال را به همت بهتر طلیعهاسلام را به نصرت مهتر برادری
هوش مصنوعی: اقبال با تلاش و اراده قوی، آغاز دوباره اسلام را به یاری برادران بزرگتر و برتر شکل میدهد.
آن را که کار زار شود روی راحتیوآنجا که کارزار شود پشت لشکری
هوش مصنوعی: کسی که در میدان جنگ، مشغول نبرد است، هیچ وقت نمیتواند به آرامش واقعی دست یابد و در دنیای خطر، محلی برای استراحت ندارد.
اندر تواضع آب روانی نشیب جویگرچه به قدر از آتش رخشنده برتری
هوش مصنوعی: در مورد تواضع، مانند آب روانی است که در پایین جوی حرکت میکند، هرچند که به اندازه آتش درخشان و روشن است، اما با این حال برتری دارد.
نشگفت اگر به کار بزرگی به نام و ننگچون هم عنان دولت و همنام اختری
هوش مصنوعی: عجبی نیست اگر در کارهای بزرگ نام و ننگی وجود داشته باشد، همانطور که دولت و ستارهای که همنام آن است، در کنار هم قرار دارند.
دریا که دید هرگز گوهر مکان اواینک دل تو دریا اینک تو گوهری
هوش مصنوعی: وقتی دریا را میبینی، هرگز نمیتوانی نادیده بگیری که زیبایی و ارزش او در عمق وجودش نهفته است. حالا دل تو نیز مانند دریایی بزرگ و وسیع است و تو خود نیز همانند گوهر باارزشی هستی که در آن جای دارد.
بگرفت سیل عهد تو سهل و جبل چنانکبر زر و سیم خویش ببخشش ستمگری
هوش مصنوعی: سیل عهد تو همه جا را فرامیگیرد، و حتی کوهها را نیز به آسانی تحت تأثیر خود قرار میدهد، درست مانند اینکه یک ستمگر به راحتی زر و سیم خود را میبخشد.
عشری ست از تو عالم سفلی که تو به فضلسر جمله فواید هر هفت کشوری
هوش مصنوعی: دنیای پایین به خاطر تو چهرهای از علم و دانش دارد و تو با عطا و فضل خود، تمامی نیکیها و فواید از هر هفت کشور را در آن به ارمغان آوردهای.
پیراهن تو مشرق دیگر شمرده اندکز وی گه طلوع تو خورشید دیگری
هوش مصنوعی: پیراهن تو را در مشرق دیگری به حساب آوردهاند، زیرا از آنجا خورشید دیگری میتابد.
هر ساحتی که نعل براق تو برنوشتاز ایمنی بساطی به روی بگستری
هوش مصنوعی: هر جایی که اثر نعل اسب سوار تو را مشاهده کنم، نشان از امنیت و آسایش گستردهای برای ماست.
اضداد را خصومت اصلی بر او فتاددر اصل و فرع شهری کانجا تو داوری
هوش مصنوعی: در اینجا به دو طرف متضاد اشاره شده که در اصل و فرع اختلافات خود با هم مواجه هستند. همچنین به داوری که در این میان وجود دارد، اشاره شده است و اهمیت قضاوت در حل و فصل این اختلافات را مورد تأکید قرار داده است. در یک شهر مشخص، این جدالهای اصلی و فرعی رخ میدهد و داور باید به وضعیت رسیدگی کند.
امروز کیست از همه رایان که روز جنگآن را وفا کند که بر او ژرف بنگری
هوش مصنوعی: امروز چه کسی میتواند در میان همه روشنفکران به وعدههای خود وفادار باشد، در حالی که وقتی به عمق موضوع نگاه میکنی، واقعیتها متفاوت است؟
حقا که خاره خون شود ایدون گمان برمگر در میان معرکه بر خاره بگذری
هوش مصنوعی: به راستی اگر در میان جنگ و نبرد از کنار خارها بگذری، باید گمان کنم که خون تو خواهد ریخت.
با تیغ پیش جمع بزرگان هندوانچون پیش خیل خردان سد سکندری
هوش مصنوعی: با شمشیر در برابر جمعیت بزرگ هندیها، مانند سدی در برابر انبوهی از دانایان.
خالی شد از نبات زمینی که خاک اودر کینه آختن به پی باره بسپری
هوش مصنوعی: زمین از گیاهان خالی شد، زیرا خاک آن در حال کینهورزی و انتقامجویی است.
آسانیا که از تو جهان راست گر تو چنداز وی به اختیار به دشواری اندری
هوش مصنوعی: آسانیهایی که از تو در جهان وجود دارد، اگر تو بخواهی، میتوانی به سادگی به آنها دست پیدا کنی؛ اما اگر بخواهی از آنها دور شوی، ممکن است به سختی بیفتی.
گوئی زمانه فتنه بالین و بستر استتا تو به طبع دشمن بالین و بستری
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زمان در حال حاضر پر از مشکلات و سختیهاست، و در این وضعیت تو نیز به دشمن خود مانند یک بستر و محل آسایش رفتار میکنی.
ایزد ترا بهشت به عقبی جزا دهادکاین رنجها نه از پی دنیا همی بری
هوش مصنوعی: خداوند پاداشی به تو در بهشت بدهد، زیرا این زحمتهایی که میکشی، به خاطر دنیا نیست.
چندانکه نام دهر بماند بمان به دهرتا نام نیک ورزی و تا عدل پروری
هوش مصنوعی: هر اندازه که نام و یاد روزگار باقی بماند، تو نیز باید در این دنیا زندگی کنی و تلاش کنی تا نام نیک و عدالت را پرورش دهی.
این مهرگان به کام شمردی و همچنینهر مهرگان که آید مادام بشمری
هوش مصنوعی: در این مهرگان، شمارش کردی و همچنین هر مهرگانی که بیاید، باید تا زمانی که دراز بکشید، بشماری.