شمارهٔ ۸۶ - در مدح علاء الدین اسعد
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر به باد صبح اشاره دارد که با لطافت و خوشبویی خود، فضا را زنده و پر انرژی میکند. شاعر از باد میخواهد که پیامهای محبت و سلامش را به محبوبان برساند و آن را به بهترین شکل ممکن منتقل کند. او همچنین به ستایش شخصیتی بزرگ و با عظمت به نام "علاء دین اسعد" میپردازد، که او را سرور عالم و مایه رادی و سعادت میداند. شاعر هنر و فضائل او را ستایش میکند و او را برتر از هر هنری معرفی میکند. در نهایت، شاعر تاکید میکند که نام این بزرگوار به چهار حرف ترکیب یافته و با نور و لطافتش، تمام جهان را تحت تاثیر قرار میدهد.
ای باد صبحدم که ز دم روح پروریخوشخو چو نوبهاری و خوشبو چو عنبری
هوش مصنوعی: ای باد صبحگاهی که با نفسهای شیرینت جان تازهای به وجود میآوری، مانند بهار دلنشین و خوشبو همچون عطر خوشگلی.
هم طره بنفشه پریشان کنی به صبحهم غنچه را به وقت سحر پیرهن دری
هوش مصنوعی: موهای پریشان و زیبا را در صبح به هم میریزی و غنچهها را در سحرگاه به شکلی دلنشین و زیبا میپوشانی.
آن پیک رایگانی کز مهر پرورانپیغام سر به مهر بر دلبران بری
هوش مصنوعی: پیامی که از سوی مهربانان برای محبوبان فرستاده میشود، بیهزینه و از روی محبت است.
سوگند می دهم به خدا بر تو کان زمانکز جیب صبحدم نفس خوش برآوری
هوش مصنوعی: من به خدا قسم میخورم که تو زمانی فرا خواهد رسید که از دل صبح، نفسی شیرین و خوش به وجود خواهی آورد.
برده گر گره ز درود و سلام منالا به حضرت سر احرار نگذری
هوش مصنوعی: اگر تو کسی را که به تو درود و سلام میفرستد زیر پا نگذاری، فقط به بزرگان و کسانی که در راس امور هستند احترام میگذاری.
راد زمانه سرور عالم علاء دیناسعد که هست مایه رادی و سروری
هوش مصنوعی: این بیت به شخصیت و مقام یک فرد به نام علاء دین اسعد اشاره دارد و او را به عنوان کسی معرفی میکند که در زمانه خود برتر و سرور دیگران است. این افراد به دلیل صفات و ویژگیهای برجستهای که دارند، مایه شادی و رهبری در جامعه هستند.
زو مشتری سعادت کلی همی بردزیرا که اوست اسعد و سعد است مشتری
هوش مصنوعی: از مشتری، که نماد کامیابی و خوشبختی است، همه سعادتهای کلی را به دست میآورد؛ چرا که او خود خوشبختترین و مظهر سعادت است.
داده به مهر چهره زیباش روشنیبر عرش جسته همت عالیش برتری
هوش مصنوعی: چهره زیبا با فروغ خود بر آسمان تابیده و اراده عالی او باعث شده که از دیگران برتر باشد.
با نور رأی او نکند مهر هم رویبا جود دست او نکند ابر هم سری
هوش مصنوعی: با نور رأیِ او، خورشید هم نمیتواند نورافشانی کند و با بخششهای او، ابرها هم نمیتوانند برفراز شوند.
طوقی ز منت او هر مه ز ماه نوبر چشم خلق عرضه دهد چرخ چنبری
هوش مصنوعی: در هر ماه نو، چرخِ فلک از روی لطف و کرم او، نوری تازه به چشم مردم میبخشد و خود را در قالب زیبایی به نمایش میگذارد.
لطف نسیم خلد که جان در تن آوردبا لطف خلق او نکند خود برابری
هوش مصنوعی: نسیم بهشتی جان را در بدن زنده میکند، اما لطف خداوند سبب نمیشود که انسان خود را با او مساوی بداند.
ننشست هیچ کس چو وی اندر صف هنربرخاست لاجرم فلک او را به چاکری
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند او در صف هنر قرار نگرفت و برتری نیافت، به همین دلیل، تقدیر او را به خدمت خود درآورد.
ای آنکه همتت چو کند خطبه علوگردون هفت پایه کند میل منبری
هوش مصنوعی: ای کسی که ارادهات مانند سخنرانی و خطبه در عرش آسمان است، با قدرت و عظمتت میتوانی زمین را به همچون پایهای برای خطبهات درآوری.
قدرت ورای صفحه افلاک خیمه زداز روی صورت ارچه بدین طارم اندری
هوش مصنوعی: قدرت و توانایی فراتر از آسمانها و فضا به وجود آمده و بر دیار زمین سایه افکنده است، اگرچه به ظاهر این دنیا را میبینیم.
فضل و سخا و همت و زین گونه ها هنرهست از ستاره بیش ترا چون که بشمری
هوش مصنوعی: نیکی و بخشش و اراده و امثال اینها هنرهاییاند که از ستارهها بیشترند، اگر آنها را بشماری.
نی آنکه اندرو هنری یا دو یافتنداو را بود مسلم نام هنروری
هوش مصنوعی: نی آنکه در اینجا هنری پیدا کردهاند، بلکه او در حقیقت نامی از هنر است.
آن خلعت رفیع بود لایق کسیکو را رسد حقیقت بر سروران سری
هوش مصنوعی: این لباس با ارزش و شایسته، مخصوص کسی است که حقیقت را در دل خود احساس کند و مقام والایی به دست آورد.
یک اسبه ران هنر که مسمای آن توئیالحق ترا چه لایق و یارب چه در خوری
هوش مصنوعی: تو همان اسب رانی هستی که به خوبی و هنر سوار شدهای، حقیقتاً تو شایستهترین و چه چیزی برای تو مناسب است.
از تو هنر غریب نباشد به هیچ حالاز ماه و صبح طرفه ندارند رهبری
هوش مصنوعی: تو تنها هنری نداری که با هیچ چیز دیگری مقایسه شود؛ چون ماه و صبح هم به سختی در رهبری و هدایت به پای تو میرسند.
ترکیب یافت نام تو از چار حرف و توزان هر چهار نامی هر هفت کشوری
هوش مصنوعی: نام تو از چهار حرف تشکیل شده و تو به واسطه همین چهار حرف در هفت کشور شناخته میشوی.
تا چتر نور بر سر گیتی بگستردسلطان صبحدم ز سر مهرپروری
هوش مصنوعی: تا زمانی که نور خورشید بر زمین پاشیده میشود، شاه صبحدم از دل مهر و محبت برمیخیزد.
خندان نشین و خوش که بهر صبح و شام چرخدر روی بدسگال تو گوید که خون گری
هوش مصنوعی: با لبخند زندگی کن و خوش باش، زیرا هر روز و هر شب، زمانه در حالی که به تو بد مینگرد، به تو اخطار میدهد که ممکن است دلت را به درد آورد.