شمارهٔ ۴۰
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از حال و روز خود در یک سفر صحبت میکند. او در جستجوی آب و آبادی به بیابان رفته و با سختیها و مشکلاتی مانند کم آبی مواجه است. او به نوعی از سرگردانی و بیپناهی خود در میان تودههای سیم و دلالت به قلابی بودن آن اشاره دارد و احساس تنهایی و غربت را در زندگی خویش بیان میکند.
برخاسته ام دوش به دبابی منبر توده سیم کرده قلابی من
هوش مصنوعی: دیشب از خواب بیدار شدم و در حالتی از شور و هیجان به جایی رفتم که دورم را با احساسات و افکار مختلف احاطه کرده بود. در آنجا چیزی را به دست آوردهام که برای من ارزشمند و جذاب است.
در بادیه رفته ز بی آبی منکانجا همه عاج بود و اعرابی من
هوش مصنوعی: در بیابان به خاطر تشنگی، من تنها بودم و آنجا همه چیز خشک و بیجان بود.