شمارهٔ ۵۷۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان حال عاشقان میپردازد و به ویژگیهای عشق و عاشق بودن اشاره میکند. او از خواری و خونخواری عاشقانی سخن میگوید که از ناز و سرکشی معشوق رنج میبرند. سپردن جان به دست یار و رهایی از دنیای مادی نیز از نکات اصلی شعر است. شاعر خود را در گوشهای از غم و اندوه تصور میکند و میگوید که یاد معشوق همواره در ذهنش حاضر است. زیبایی روی معشوق که در پرده غیبت است را میستاید اما همچنین از دوری و غم ناشی از آن مینالد. در نهایت، او فغانی از دل پرخون خود سر میدهد و از آوارگی و جدایی از یار سخن میگوید.
دلا در عشق جانان خواری و خونخوارگی اولیز ناز و سرکشی مسکینی و بیچارگی اولی
هوش مصنوعی: ای دل، در عشق معشوق، ذلت و بینوا بودن بهتر است از ناز و لجبازی و آزار دیگران.
سپردن جان بدست یار و گشتن از جهان فارغچو باید کشته شد در عاشقی یکبارگی اولی
هوش مصنوعی: جوانمردانه جان را به محبوب سپردن و از دنیای پر مشکل آزاد شدن، وقتی که در عشق به سرحد جان سپاری میرسیم، یکبار باید با تمام وجود به این مرحله قدم بگذاریم.
من و کنج غم و دردل خیال بزم وصل اوفراغت نیست در خاطر مرا غمخوارگی اولی
هوش مصنوعی: من در گوشهای از غم و در دلگرفتگی، همیشه در فکر وصال او هستم و هیچ گاه از آن فکر و خیال آرامش ندارم. اولین کسی که در غمهای من شریک است، همان غمخوار من است.
خوشست آن روی زیبا جلوه گر در پرده ی غیبتولیکن گهگهی در دیدهٔ نظارگی اولی
هوش مصنوعی: زیبایی آن چهره که در پس پرده پنهان شده است، بسیار دلانگیز و خوشایند است. اما گاهی اوقات، این زیبایی به چشم ناظران میآید و خود را نمایان میکند.
فغانی از سر کویش برون رو با دل پر خونچو یار آواره میخواهد ترا آوارگی اولی
هوش مصنوعی: برای عشق تو باید از سر کوی تو بیرون بیایم، با دلی پر خون. چون یار بیخانمان به تو نیاز دارد، و آوارگی برای او نخستین خواسته است.