شمارهٔ ۸۰
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها به زیبایی و لطافت محبوبش میپردازد. او شب را به تماشای این جمال بینظیر نشسته و هرچند گریه کرده، اما به وصال رسیده است. نازکی تن محبوبش به قدری است که تحمل نگاه را ندارد. شاعر حیران است که محبوبش چقدر لطیف و نازک است. او از زیبایی محبوب میخواهد که همیشه بر دیگران بتابد، زیرا این زیبایی هیچگاه از بین نخواهد رفت. او به سعادت خود اشاره میکند که به گونهای است که آرزویش برآورده شده است، اما در عین حال از غم و اندوهی که همیشه با اوست میگوید، و بیان میکند که هر ماه و سال این غم را تجربه میکند. در نهایت، به گره خوردن زبانش به ابروی محبوب اشاره میکند و این را نشانهای از عشق و احساس او میداند.
شب دیده ام مشاهده ی آن جمال داشتهرچند گریه کرد و لیکن وصال داشت
هوش مصنوعی: در شب، زیبایی او را دیدم، هرچند که اشک ریختم، اما در عین حال به وصال او دست یافتم.
از نازکی نداشت تنش طاقت نظرحیران آن گلم که چه نازک نهال داشت
هوش مصنوعی: به خاطر نازکی و لطافت او، چشمانم از دیدن زیباییاش حیران مانده است. این گل چقدر نرم و ظریف است و این همان نازکناکی است که در وجودش دارد.
رخ بر فروز بر همه کس تا ابد بتابکاین حسن بر کمال نخواهد زوال داشت
هوش مصنوعی: چهرهات را درخشان کن و به همه بنمایان تا همیشه، زیرا این زیبایی هرگز از بین نخواهد رفت و همچنان باقی خواهد ماند.
شد از سعادت تو بدانسان که خواستمسیاره ی مراد که چندین وبال داشت
هوش مصنوعی: به خاطر خوشبختی تو به آن درجه رسیدم که آرزو داشتم، ستارهای که خواستههایم را برآورده کند، گرچه مشکلات زیادی داشت.
بند زبان ما گره ابروی تو شدورنه چه می شدی دل ما صد خیال داشت
هوش مصنوعی: زبان ما به خاطر ابروهای تو گره خورده است و اگر نه، دل ما پر از خیالات مختلف بود.
گریان فغانی از تو همین نوبهار نیستاین کهنه ماتمیست که هر ماه و سال داشت
هوش مصنوعی: این اشک و اندوهی که در بهار جاری است، نشانهای از شادی نیست، بلکه غمی قدیمی و مداوم است که هر ماه و سال تکرار میشود.