شمارهٔ ۳۲۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و ناز معشوقهای است که شاعر به او اشاره میکند. شاعر از حضور زیبای او در حال مستی و ناز برخوردار است و از او میخواهد که همچنان ناز کند و برود. او بیان میکند که هر جا این معشوقه میرود، جلوههای ناز و غمزهاش وجود دارد و دل او برای این زیباییها بیقرار است. شاعر از درد و رنجی که از ناز و جفاهای معشوقهاش میکشد، سخن میگوید و اشاره میکند که تمام وجودش در فریفتگی ناز او غرق شده است. در نهایت، او به اضطرابی که بر اثر عشق به این زیباییها دارد، اشاره میکند.
مست آمدی کرشمهکنان در قبای ناززینگونه نازنین که تویی هست جای ناز
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و میخواری به مراسمی خاص وارد شدی، با چهرهای دلربا و ناز که هیچکس به زیبایی تو نمیرسد. جای تو در این دنیا واقعاً خاص و پر از ناز و لطافت است.
بخرام و ناز کن که خدا در ریاض حسنآراست سرو قد ترا از برای ناز
هوش مصنوعی: زیبا و با ناز راه برو که خداوند در باغ زیبایی، قامت تو را برای ناز و دلربایی آراسته است.
هر جا که هست، غمزه و نازست کار تودل مبتلای غمزه و جانم فدای ناز
هوش مصنوعی: هر جا که باشی، لبخند و زیبایی تو، دل بیمار من را به درد میآورد و جانم فدای آن زیبایی توست.
یکدم که دست داد ملاقات وصل توشد فوت فرصتم همه در ماجرای ناز
هوش مصنوعی: لحظهای که فرصتی برای دیدار و وصل با تو پیش آمد، همه زمانهای من در ماجرای عشق و جمال تو به هدر رفت.
جور و جفای غمزه و ناز تو میکشمافغان ز جور غمزه و آه از جفای ناز
هوش مصنوعی: درد و رنج ناشی از زیبایی و ناز تو را تحمل میکنم و از این ناز به شدت آه و ناله میزنم.
هر ذرهام فریفتهٔ ناز پیشهایستکافر مباد پیش بتان مبتلای ناز
هوش مصنوعی: هر یک از وجود من تحت تاثیر زیبایی و فریبندگی یک معشوق نازپرور است، کاش که هیچ کس به بتهای بیاساس و لذتهای فانی گرفتار نشود.
از بهر اضطراب فغانی بیقرارپیوسته باد بر سر سروَت هوای ناز
هوش مصنوعی: به خاطر دلنگرانی و بیقراری، همیشه فریادی در سر، به خاطر زیباییهای تو وجود دارد.