شمارهٔ ۳۳۲
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر است که به عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند. شاعر به شدت تحت تأثیر زیبایی معشوقش قرار دارد و میگوید که هیچ کس نمیتواند به آن زیبایی دست یابد. او همچنین به وفا و محبت اشاره میکند و بیان میکند که بدون این ویژگیها، هیچ افسون و جاذبهای معنا ندارد. در نهایت، شاعر به حالت تشنگی و آرزوهای خود برای وصال با معشوق میپردازد و بیان میکند که دنیا و زیباییهایش در صورتی که عشق حقیقی وجود نداشته باشد، بیمعناست.
آلوده بمی لعل ترا چون نگرد کسطاقت نبود کان لب میگون نگرد کس
هوش مصنوعی: اگر لب تو به رنگ میگون و زیبا باشد، هیچکس طاقت دیدن این زیبایی را نخواهد داشت و نمیتواند اظهار نظر کند. اگر عشق و محبت تو دلی را آلوده کند، دیگر کسی نمیتواند در برابر آن مقاومت کند.
منت که رسیدم ز تو یکره بزلالیدر ساغر خود چند همه خون نگرد کس
هوش مصنوعی: وقتی به تو رسیدم و از شراب زلالی که در جامت بود نوشیدم، دیگر هیچ کس را در زندگی خود نمیبینم و همه چیز را فراموش کردهام.
خوبی تو، مکن گوش بگفتار بد آموزحیفست که بر مردمک دون نگرد کس
هوش مصنوعی: خوبی تو را نادیده نگیر و به بدگوییها گوش نده، چون حیف است که برای انسانهای پست ارزش والای تو زیر سؤال برود.
مگذار که میرم بنما ان خط اگرچهحیفست که آن فال همایون نگرد کس
هوش مصنوعی: نگذار که بروم، اگرچه خوب است که آن نشان را به من بدهی؛ اما متأسفانه به نظر میرسد که آن سرنوشت نیک برای کسی رقم نخورد.
افسون به چه کار آید اگر مهر و وفا نیستجایی که وفا نیست بافسون نگرد کس
هوش مصنوعی: جادو و افسون در جایی که محبت و وفا وجود ندارد، بیفایده است. در مکانی که وفا وجود ندارد، هیچکس به جادو هم توجه نمیکند.
آن تشنه نیم من که به آبی خردم یاردر آتشم ار بر لب جیحون نگرد کس
هوش مصنوعی: من کسی نیستم که به خاطر کمبود آب تشنه باشم. من در آتش عشق یارم هستم و حتی اگر در کنار جیحون هم باشم، کسی را نمیبینم.
خوش باد فغانی که همه وهم و خیالستگر کوکبه ی حشمت گردن نگرد کس
هوش مصنوعی: خوشا به حال فریادی که فقط در دنیای خیال است، اگر چه تاج و تخت بزرگی بر گردن کسی نباشد.