شمارهٔ ۳۳۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حالت ناامیدی و انتظارش اشاره میکند. او در بستر افکنده، در آرزوی آرامش و بازگشت به خانهاش است. در مدت طولانی منتظر محبوبش بوده و چراغ دلش را در آستان خانهاش روشن نگاه داشته است. شاعر تأکید میکند که کسانی که ارزش لحظهها را درک کنند، به هیچ چیزی در این دنیا دل نخواهند بست. او با شیطنت و زیبا شناسی، دلبری کرده و درباره حسودان تنگنظری که از غمهای او میسوزند، سخن میگوید. همچنین به قدرت و ثروت اشاره میکند و میگوید که درهای سعادت تنها به دست افراد خاصی باز میشود و تصمیمش به خود وابسته است. نهایتاً به یاد آشیانهاش و نظر به گذشتهاش اشاره میکند و هشدار میدهد که غم و فراق احتمالی او را میآزارد.
به بستر افتم و مردن کنم بهانهٔ خویشبدین بهانه مگر آرمش به خانهٔ خویش
هوش مصنوعی: به بستر میروم و بهانه مرگ را بهانهای میکنم تا شاید به آرامش در خانهام برسم.
بسی شبست که در انتظار مقدم توچراغ دیده نهادم بر آستانهٔ خویش
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در انتظار آمدن تو نشستهام و چشمانتظاریام را در آستانهٔ در خانهام روشن نگه داشتهام.
بیا که هر که بدانست قیمت دم نقدبه عالمی ندهد عیش یک زمانهٔ خویش
هوش مصنوعی: بیایید تا بفهمیم ارزش لحظه حال چقدر بالاست، به گونهای که کسی که این را درک کند، هرگز لذت یک لحظه از زندگیاش را به هیچ چیز دیگری حتی در کل دنیا نمیدهد.
به عشوهٔ می و نقلت به دام آوردمدلت چگونه ربودم به آب و دانهٔ خویش
هوش مصنوعی: بسته به زیبایی و لذت نوشیدنی و صحبتهای شیرین، دل تو را فریب دادم و تو را در دام محبت و نعمتهای خود گرفتم.
حسود تنگنظر گو به داغ غصه بسوزکه هست خاتم مقصود بر نشانهٔ خویش
هوش مصنوعی: اگر حسود و بدبین هستی، باید زحمت و غصه خود را تحمل کنی چرا که در نهایت، هدف و خواسته اصلی همیشه در دسترس خود توست.
سگ عنان خودم خوان که دولتم اینستسرم بلند کن از خط تازیانهٔ خویش
هوش مصنوعی: ای سگ، هدایت من را بر عهده بگیر؛ زیرا حالتی که دارم این است که سرم را از ضربههای تازیانه خود بالا ببرم.
کلید گنج سعادت به دست شاهوَشیستکه بر فقیر نبندد در خزانهٔ خویش
هوش مصنوعی: کلید دستیابی به خوشبختی و سعادت در دستان کسی است که در برابر نیازمندان و فقرا درهای خیری که دارد را ببندد.
نه مرغ زیرکم ای دهر سنگسارم کنچرا که بردهام از یاد آشیانهٔ خویش
هوش مصنوعی: ای زمانه، مرا به خاطر اینکه مثل پرندهای در بند هستم، مورد آزار و عذاب قرار نده؛ زیرا من خانه و زادگاه خود را فراموش کردهام.
مرو که سوز فغانی بگیردت دامنسحر که یاد کند مجلس شبانهٔ خویش
هوش مصنوعی: برو و از جایی که ممکن است درد و اندوهت را بیشتر کند دوری کن، چرا که یادآوری شبهای شاد و بهیادماندنیات میتواند تو را از این حال خارج کند.