شمارهٔ ۳۵۷
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از رنجها و غمهای جهانی که از آن رنج میبرد، خلاص میشود. او از فریاد و زاری خلق دنیا رهایی مییابد و در کنار پیر، در غم عشق جوانی پندهایی میشنود و خود را از غمهای پیر و جوان آزاد میکند. در لحظات خوشی و مستی، او توانسته است از محدودیتهای دو جهان رها شود. در بازار دی، او درباره عشق صحبت کرده و سعی میکند دیگران را نیز از نگرانیهای مالی و دنیوی رها سازد. در انتها، وقتی از یک سوختن در هجران میگوید، مخاطبش جواب میدهد که او مسأله را از عذاب ابدی خلاص کرده است.
مردم و خود را زغمهای جهان کردم خلاصخلق عالم را ز فریاد و فغان کردم خلاص
هوش مصنوعی: من از غمها و مشکلات زندگی آزاد شدم و توانستم دیگران را نیز از رویدادهای دردناک و سر و صداهای حاکم بر جهان رهایی بخشم.
در غم عشق جوانی می شنیدم پند پیرخویشتن را از غم پیر و جوان کردم خلاص
هوش مصنوعی: در دوران جوانی، وقتی در غم عشق بودم، نصیحتهای یک پیر را گوش میدادم. اما حالا از غم جوانی و پیری رها شدهام.
خوش زمانی دست داد از عالم مستی مراکز دو عالم خویشرا در یکزمان کردم خلاص
هوش مصنوعی: زمان خوشی پیش آمد و من از حالت مستی احساس کردم که از هر دو دنیا به یک باره رها شدم.
بر سر بازار دی می گفتم از سودای عشقمردمان را از غم سود و زیان کردم خلاص
هوش مصنوعی: در بازار دی، به دیگران میگفتم که عشق چقدر شگفتانگیز است و آنها را از نگرانیهای مالی و مشکلاتی که دارند، رها میکردم.
گفتمش آخر فغانی را ز هجران سوختیگفت او را از عذاب جاودان کردم خلاص
هوش مصنوعی: به او گفتم که آخر چرا فریاد زدی و از دوری کسی به شدت رنج میبری؟ او پاسخ داد که من از عذاب ابدی نجات یافتم.