شمارهٔ ۳۵۹
هوش مصنوعی: در این غزل شاعر با زبان عاشقانه به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند. او میگوید اگر بخواهد احساسات خود را در قالب نوشتن بیان کند، یک کلمه از این عشق در هزار خط جا نمیشود. صورت معشوق آنقدر زیباست که هیچ گرد و غباری نمیتواند آن را تحت تأثیر قرار دهد. شاعر از معشوق میپرسد که تا وقتی چهرهای به این زیبایی وجود دارد، چه نیازی به نوشتن و خطاطی است. عشق و زیبایی معشوق به قدری برجسته است که دیگر خط و نویسندگان را بیاهمیت میکند. در انتها، شاعر از قاصد میخواهد که یک بار نامهای از طرف فغانی برای معشوق بیاورد، دور از خط و مشغولیات روزگار.
گر من ز شوق یار فرستم بیار خطیکحرف ازان ادا نشود در هزار خط
هوش مصنوعی: اگر من از سر شوق محبوبم نامهای بنویسم، حتی اگر هزار کلمه بنویسم، باز هم نمیتواند احساساتم را بهخوبی منتقل کند.
خوش صفحه ییست روی تو یا رب که تا ابدهرگز بر آن ورق نفشاند غبار خط
هوش مصنوعی: روی تو مانند یک صفحه خوش خط و زیباست، خدایا! که امیدوارم هیچ وقت بر آن صفحه غبار و کدری ننشیند.
ما را بدور حسن تو با نوخطان چکارتا روی ساده هست نیاید بکار خط
هوش مصنوعی: ما را به دور زیبایی تو و جوانان چه کار، چونکه چهرهی سادهای داریم که با خط و خطوط زیبایی نمیسازد.
خط گو مباش گرد رخت وه چه حاجتستمجموعه ی جمال ترا بر کنار خط
هوش مصنوعی: به خودت نپرداز و به زوایای ظاهرت توجه نکن، زیرا زیبایی تو به اندازه کافی واضح و مشهود است و نیازی به شناختن محدودیتها و خطوطی که در اطرافت وجود دارد نیست.
زین پیش خط حسن بتان معتبر نبوددر دور عارض تو گرفت اعتبار خط
هوش مصنوعی: از قبل، خط و زیبایی چهرهی معشوقان ارزش چندانی نداشت، اما اکنون با زیبایی صورت تو، زیبایی و خط نیز اعتبار و ارزش پیدا کرده است.
از خط روزگار مکش سر که عاقبتبر دفتر حیات کشد روزگار خط
هوش مصنوعی: از پیچیدگیهای زندگی خود را دور نکن، چرا که در نهایت، زندگی مسیری را برای تو ترسیم خواهد کرد.
قاصد بغیر، چند بری خط دوست رایکبار هم بنام فغانی بیار خط
هوش مصنوعی: برو به دوست من بگو که نامهاش را برای من بیاورد و اگر تو نمیتوانی، بار دیگر نام فغانی را بیاور تا پیامی ارسال کنم.