شمارهٔ ۳۷۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از گذر زمان و تجربیات زندگی خود صحبت میکند. او به یادآوری میپردازد که چگونه در جستجوی حقیقت و عشق به سراغ دیگران رفتهاند و در این راه، با تلخیها و ناامیدیها مواجه شدهاند. شاعر اشاره میکند که در روابط اجتماعی دچار جفا و دلسردی شدهاند و خواستهاند از این پیوندها رهایی یابند. در نهایت، او به تأثیر درد و اندوه بر دلش اشاره میکند و از ناپایداری و سرنوشت محتوم زندگی سخن میگوید.
چند گردیم درین دیر کهن پیر شدیمآنقدر بیهده گشتیم که دلگیر شدیم
هوش مصنوعی: ما مدتی در این مکان قدیمی گشتیم و پیر شدیم. به قدری بیهدف وقت گذراندیم که حالا دلمان گرفته است.
کس ندیدیم که تلخی نشنیدیم ازوگرچه با پیر و جوان چون شکر و شیر شدیم
هوش مصنوعی: هیچ کس را ندیدیم که ناراحتی نداشته باشد، هرچند با همه، چه پیر و چه جوان، مانند شکر و شیر رفتار کردهایم.
هر کجا دیده ی امید گشودیم بصدقبیشتر از همه آنجا هدف تیر شدیم
هوش مصنوعی: هر جا که به آرزو و امید دل بستهایم، بیشتر از همه جا به هدف تیر حسرت و ناامیدی تبدیل شدهایم.
تا کی از همدمی خلق توان دید جفابگسلیم از همه پیوند نه زنجیر شدیم
هوش مصنوعی: تا کی باید از ظلم و رفتار نادرست دیگران رنج ببریم؟ باید از تمامی ارتباطات و وابستگیها جدا شویم، چون دیگر به زنجیر تبدیل شدهایم.
اثرش آتش دل بود و ثمر قطره ی اشکآنکه عمری ز پی لعبت کشمیر شدیم
هوش مصنوعی: عشق و احساسات عمیق او مانند آتشی در دل من بود و نتیجهی آن، اشکهایی است که بر من میریزد. این حالتی است که از مدتها قبل به خاطر زیباییهای دلفریب کشمیر به آن دچار شدهام.
این چه دامست و چه صیاد که با شیردلانبهوا داری آن سلسله نخجیر شدیم
هوش مصنوعی: این چه دام یا چه شکارچی است که با دلیران و شجاعان، تو به اشتباه اسیر این رشته شکار شدهای؟
راه اگر راست فغانی و اگر نقش خطاستهمچنان بر اثر خامه ی تقدیر شدیم
هوش مصنوعی: اگر راه درست باشد، خوشحال و شادمانیم، و اگر نقشه نادرست باشد، باز هم طبق سرنوشت خود پیش میرویم.