شمارهٔ ۴۵۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق شدیدش به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که هرگاه کسی از زیباییهای معشوقش صحبت کند، با دقت گوش میدهد تا از لعل و زیبایی او بیشتر بداند. او از شدت عشقش نمیتواند تحمل دیدار معشوق را داشته باشد و تنها به سخنانی که از درون او میگوید، بسنده میکند. شاعر به این نتیجه میرسد که هیچ درمانی برای درد دلش وجود ندارد و حتی اگر به او علم و دانشی بدهند، مشکلی از او حل نخواهد شد. او از نغمهها و نالۀ دلهای عاشقان لذت میبرد و احساس میکند که فریاد عشقش به زودی در دنیا شنیده خواهد شد.
هر سخن کز وصف آن لبهای میگون بشنومگوش دارم تا هم از لعل تو مضمون بشنوم
هوش مصنوعی: هر حرفی که در مورد آن لبهای خوشرنگ و زیبا بشنوم، به دقت گوش میدهم تا از لعل و زیبایی تو نیز چیزی بشنوم.
بس که مشتاقم اگر وصف ترا گوید کسیگرچه غیرت سوزدم خواهم که افزون بشنوم
هوش مصنوعی: من به شدت مشتاقانه منتظرم تا اگر کسی تو را توصیف کند، حتی اگر باعث غیرت و حسادت من شود، با کمال میل میخواهم بیشتر بشنوم.
تاب دیدارت ندارم طاقت گفتار هماز درون میگو سخن تا من ز بیرون بشنوم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم تاب دیدن تو را داشته باشم و نمیتوانم به راحتی با تو صحبت کنم. از درون سخن بگو تا من بتوانم از بیرون آن را بشنوم.
چارهٔ درد دلم چون نیست در دست حکیمکی شفا یابد اگر صد درس قانون بشنوم
هوش مصنوعی: وقتی درمان دردی که دارم در دست پزشک نیست، چه فایده دارد اگر صدها درس علمی هم یاد بگیرم؛ دردی که درمانش ممکن نیست، هرگز بهبود نمییابد.
خوشتر آید از نوای عشرتم در گوش جاننالهٔ دردی که از دلهای محزون بشنوم
هوش مصنوعی: صدای خوشی که به من میرسد، از غم و درد دلهای اندوهگین دیگران برایم دلنشینتر است.
بس که از عشق تو فریاد فغانی شد بلندزود باشد کاین صدا از چرخ گردون بشنوم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو چنان فریاد و نالهای بلند شده که به زودی این صدا از آسمان و دنیا به گوشم خواهد رسید.