شمارهٔ ۵۳۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت کسی میپردازد که با خنده و شیطنت خود توجه دیگران را جلب میکند. او از این شخص میپرسد که چه کاری میکند در حالی که همه جا پر از زیبایی و خنده است. شاعر به احساس عاشقانهاش اشاره میکند و از او میخواهد که لبهایش را که از شراب رنگین شده، به نمایش بگذارد. همچنین به اینکه خوابش برده و نشانههایی از عشق و شوق در لبانش وجود دارد، اشاره میکند. در نهایت، شاعر به حسرت و شوقی که در دل عاشقان وجود دارد اشاره میکند و از آن شخص میپرسد که با این همه احساساتی که برانگیخته، چه میکند.
هرسوی جلوهای گل خندان چه میکنیخود را بهر کنار خرامان چه میکنی
هوش مصنوعی: هر جا که بروی، زیباییها و گلهای خندان وجود دارند و تو چه کاری میکنی که به طور خاص به آنها توجه کنی و خود را به خاطر آنها به زحمت بیندازی؟
جایی دگر نماند که گیرم عنان تورفتم ز کار این همه جولان چه میکنی
هوش مصنوعی: جایی دیگر نیست که بتوانم تو را در دست بگیرم، من از این همه بیداری و سرگردانی رها شدم، تو چه کار میکنی؟
بنما به عاشق آن لب آلودهٔ شرابآتش به خلق در زده، پنهان چه میکنی
هوش مصنوعی: به عاشق آن لبهای رنگین و شرابی خود را نشان بده که آتش را به جان دیگران انداخته است، پس چرا پنهانکاری میکنی؟
خوابت برد ز چهره پریشانی خماردارد لبت نشانهٔ دندان چه میکنی
هوش مصنوعی: چشمانت خمار و چهرهات آشفته است، و نشانهای از دندان روی لبت وجود دارد. حالا در این وضعیت چه کاری میخواهی انجام دهی؟
رشکی نیازموده چه دانی که پیش غیربا جان عاشقان پریشان چه میکنی
هوش مصنوعی: غیر از آنچه که خودت تجربه نکردهای، چگونه میتوانی بفهمی که دیگری با جان عاشقان چه حالتی دارد و چه کارهایی انجام میدهد؟
بیداری کسان همه از بهر خواب تستداری دعای خلق، نگهبان چه میکنی
هوش مصنوعی: بیداری همه مردم برای خواب توست. دعای مردم را چه فایدهای دارد، وقتی تو خودت را محافظت نمیکنی؟
چون شد فغانی از هوس آن بدن هلاکمستانه چاکها به گریبان چه میکنی
هوش مصنوعی: زمانی که شور و شوق عشق و هوس به اوج خود میرسد، چه کار میکنی وقتی که چاکهای پیراهن و زیبایی آن بدن، تو را به جنون میکشاند؟