ترجیع بند
هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر به توصیف زیباییها و رازهای آفرینش میپردازد و به ارتباط میان انسان و زیباییهای الهی اشاره میکند. او با استفاده از استعارهها و تصویرسازیهای زیبا، دنیای طبیعت و موجودات آن را به عنوان پردهای از جمال جانان معرفی میکند. شاعر از عشق، زیبایی، و حیرت در برابر آفرینش سخن میگوید و زندگانی را همچون باغی میبیند که در آن هر چیزی پردهدار جمال معشوق است. در نهایت، او به عشق و معرفت میپردازد و تأکید میکند که شناخت واقعی تنها از طریق تذکر و توجه به این زیباییهای الهی امکانپذیر است.
ای زغیب الغیوب کرده نزولبسراپرده ی نفوس و عقول
هوش مصنوعی: ای کسی که از عالم غیب بر دلها و عقلها فرود آمدهای.
قدسیان را بطاعت تو مدارعرشیان را بحضرت تو وصول
هوش مصنوعی: فرشتگان به اطاعت تو مشغولند و بزرگان آسمانی به حضور تو دست می یابند.
چارطبع از کمال حکمت تواثر و فعل کرده اند قبول
هوش مصنوعی: چهار طبع (عناصر اصلی) از کمال حکمت تو تأثیر پذیرفتهاند و براساس آن عمل کردهاند.
بحر و کانرا زجامعیت تونقدهای خزینه شد محصول
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که وجود و ویژگیهای تو، مانند دریایی بزرگ، باعث شده است که تمام ارزشها و ثروتها به وجود آیند و به نوعی محصول این جمعیت و وجود تو هستند. به عبارت دیگر، تمام نتایج و دستاوردها به خاطر وجود تو و تأثیرگذاریات حاصل شدهاند.
سبزه ها را از اقتضای قضاداده یی گه نمو و گاه ذبول
هوش مصنوعی: سبزهها به خاطر سرنوشت و قضا و قدر، گاهی رشد میکنند و گاهی پژمرده میشوند.
کرده یی زین میان امین انسانهم خودش خوانده یی ظلوم و جهول
هوش مصنوعی: در میان انسانها، فردی که خود را درستکار و قابل اعتماد میداند، در واقع ظالم و نادان است.
تا بحدیست وحدتت با خلقکه نمیگنجد اتحاد و حلول
هوش مصنوعی: تا جایی ارتباط و اتحاد تو با انسانهاست که نمیتوان درک کرد که این اتحاد چگونه است یا چگونه اتفاق میافتد.
حیرتی داشتم درین معنیتا رسید این بشارتم زرسول
هوش مصنوعی: در اینجا شخص دچار شگفتی و حیرت شده است به خاطر یک موضوع خاص که در آن لحظه برایش روشن شده و تا زمانی که آن خبر خوش از پیامبر به او رسید، در این حیرت باقی مانده بود.
که زروی معیت و نسبتعرض و جوهر و فروع و اصول
هوش مصنوعی: این بیت به بررسی رابطه و تعامل بین جنبههای مختلف وجود انسان و جهان میپردازد، از جمله جنبههای ظاهری و باطنی، و اصول و جزئیات. به نوعی به ارتباط میان ماهیت و صفات اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه این عناصر در کنار هم معنا پیدا میکنند.
هر چه در کارگاه امکانستپرده دار جمال جانانست
هوش مصنوعی: هر آنچه در دنیا ممکن است، حاصل زیبایی و جلوه جانان است.
چینیی در نگارخانه ی چینمجلسی ساخت همچو خلد برین
هوش مصنوعی: در خانه هنری چین، چینی هنرمندانه مجلسی برپا کرد که شبیه به بهشت است.
قد رعنا و صورت زیباسرو آزاد و لاله و نسرین
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زیبایی و طراوت او مانند سرو بلند و لاله و نسرین است که جلوهای خاص و دلنواز دارند.
عارض دلفریب و حلقه ی زلفگل سیراب و سنبل پرچین
هوش مصنوعی: زیبایی چهره و موهای دلبر، گل را آبدار و سنبل را در باغچه پرچین کرده است.
غنچه های دمیده ی خندانلاله های شکفته ی رنگین
هوش مصنوعی: گلهای جوان و خندان با شکوفههای رنگارنگ و زیبا در حال ظهور هستند.
شکل لیلی و هیأت مجنوننقش فرهاد و صورت شیرین
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف زیبایی و جذابیت دو شخصیت عاشقانه میپردازد. لیلی و مجنون به عنوان نمادهای عشق و دلدادگی و فرهاد و شیرین به عنوان نمادهای عشق افسانهای معرفی شدهاند. بنابراین، شاعر به زیبایی و شکوه این شخصیتها اشاره میکند و آنها را در یک مقام و جایگاه رفیع قرار میدهد.
آب بیرنگ را بصورت رنگداده در دیده ی خرد تزیین
هوش مصنوعی: آب بیرنگ را به صورت رنگی در چشمهای خردمند تزیین کردهاند.
مابه الامتیاز این همه شکلچون شود طرح لاعلی التعیین
هوش مصنوعی: ما به خاطر وجوه تمایز زیادی که داریم، چطور میتوانیم طرحی بسازیم که فراتر از تعیین و تعریف خاصی باشد؟
آنچه باقی بود چه خواهد بودباز کن دیده را و نیک ببین
هوش مصنوعی: به آنچه که باقی مانده است فکر کن و با دقت به اطرافت نگاه کن تا همه چیز را به خوبی درک کنی.
این مثل را نمودم ای عارفتا شود پاک و روشنت که یقین
هوش مصنوعی: این مثال را به تو نشان دادم، ای آگاه، تا پاک و روشن شوی که به حقیقت پی ببری.
هر چه در کارگاه امکانستپرده دار جمال جانانست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیای ممکنات وجود دارد، نمایانگر زیبایی و جمال محبوب است.
بلبلی ناله یی عجب میکرددر چمن بود و گل طلب میکرد
هوش مصنوعی: یک بلبل به شکل عجیبی در چمن ناله و سوگوار بود و در جستجوی گل میگشت.
شام زلف بنفشه را می دیدیصبح بر روی گل طرب میکرد
هوش مصنوعی: شام، موهای زیبا و تیره بنفشه را میدیدی و صبح، گلی را میدیدی که با شادی و نشاط میرقصید.
بنوا آب را گره میزدبنفس باد را ادب میکرد
هوش مصنوعی: بنوا آب را با لنگر نگه میداشت و برای باد احترامی خاص قائل میشد.
ناله میکرد از کرشمه ی گلگل تبسم بزیر لب میکرد
هوش مصنوعی: گلی با دلربایی و زیباییاش نالهای سر میدهد، در حالی که زیر لب لبخندی به نمایش میگذارد.
جلوه ی شاخ ارغوان میدیدوز دل خونچکان شغب میکرد
هوش مصنوعی: در برابر زیبایی شاخ و برگ درخت ارغوان ایستاده بود و دل پریشانش از شوق و هیجان میتپید.
شب نمیرست از فغان تا روزروز فریاد تا بشب میکرد
هوش مصنوعی: شب از شدت فریاد و ناله هیچ وقت تمام نمیشود و تا روز در حال فریاد زدن است و دوباره به شب برمیگردد.
غنچه میدید و تنگدل میشدبوی گل میشنید و تب میکرد
هوش مصنوعی: غنچه را که میدید، دلش پر از حسرت میشد و وقتی بوی گل را استشمام میکرد، دچار حالتی خاص میگردید.
باز میجست نسبت هر یکهمه را پرسش از حسب میکرد
هوش مصنوعی: او به دنبال ارتباط و نسبت هر یک از افراد بود و از همه دربارهی نیاکان و اعتبارشان سؤال میکرد.
تا نگویی که بلبل مشتاقطلب یار بی سبب میکرد
هوش مصنوعی: تا وقتی که به زبان نیاوری که بلبل بیدلی و بیدلیل برای خواستهاش از یار میخواند.
هر چه در کارگاه امکانستپره دار جمال جانانست
هوش مصنوعی: هر آنچه در دنیای موجودات ممکن است، زیبایی و جمال جانان در آن نهفته است.
آفتاب من از دریچه ی نورمیکند در هزار پرده ظهور
هوش مصنوعی: خورشید من از لابهلای هزار پرده نوری خود را نمایان میسازد.
گه شود آتش و سخن گویدبر فراز درخت ایمن و طور
هوش مصنوعی: گاهی آتش بر افروخته میشود و در بالای درخت ایمن به سخن درمیآید، مانند کوه طور.
گه برون آرد از دل آتشگل سیراب و نرگس مخمور
هوش مصنوعی: گاهی آتش دل، گلی شاداب و نرگسی مست و پرشکوه را به بیرون میآورد.
پرتو آفتاب طلعت اوستداغ جانسوز عاشق مهجور
هوش مصنوعی: نور آفتاب نماد زیبایی و چهره ی محبوب اوست که دل عاشق بیسرنوشت را به شدت میسوزاند.
در طربخانه های هشت بهشتقصر یاقوت و حشمت فغفور
هوش مصنوعی: در باغهای بهشتی، کاخی از یاقوت و ثروتی بیپایان وجود دارد که شادی و نشاط را به همراه دارد.
قدح انگبین و ساغر شیرجام فیروزه و شراب طهور
هوش مصنوعی: لیوان عسل و جام پر از شیر، جامی با رنگ فیروزهای و نوشیدنی پاک و زلال.
سر ما و کمند فتنه ی عشقدست زهاد و عقد طره ی حور
هوش مصنوعی: عشق ما را گرفتار کرده است و زاهدان تلاش میکنند تا ما را از این گرفتاری نجات دهند، اما زیبایی و جذابیت آن مانند موی حوریان ما را میکشاند.
مست و مخمور و خفته و بیدارعشق و معشوق و ناظر و منظور
هوش مصنوعی: عشق و معشوق در حال حاضر در حالتهای مختلفی قرار دارند؛ برخی مست و غرق در عشق هستند، برخی خوابیدهاند و برخی دیگر بیدارند. در این میان، ناظر و منظور نیز وجود دارند که به این رویدادها نگاه میکنند.
هر چه در کارگاه امکانستپرده دار جمال جانانست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در کارگاه دنیا وجود دارد، تحت تأثیر زیبایی و جذابیت معشوق است.
مبتلایی زعشق داغی داشتآتشی در دل از چراغی داشت
هوش مصنوعی: فردی به عشق دچار شده و از این عشق در دلش یک آتش سوزان وجود دارد که مانند شعلهای از یک چراغ میسوزد.
نوبهاران دلش زخلق گرفتکه چو مجنون هوای راغی داشت
هوش مصنوعی: دل او در بهار احساس کرد که مانند لیلی مجنون، آرزوی عشق و زیبایی را دارد.
از ریاحین و لاله در صحراهر طرف نوشکفته باغی داشت
هوش مصنوعی: در دشت، هر سو که نگاه کنی، گلهای خوشبو و لالههای زیبایی در حال شکفتن هستند و باغی سرشار از زیبایی و طراوت وجود دارد.
یکدمش غنچه یی حدیثی گفتیکدمش لاله یی ایاغی داشت
هوش مصنوعی: مدتی غنچهای چیزی گفت و مدتی دیگر، لالهای در حال تماشای آن بود.
چون نبودش نوای مرغ چمنناله ی کبک و بانگ زاغی داشت
هوش مصنوعی: وقتی صدای خوش پرندهای در باغ وجود ندارد، صدای ناله کبک و زنگ زاغ جای آن را میگیرد.
بسته بر عود دل بریشم آهمیسرود و بخویش لاغی داشت
هوش مصنوعی: دل عاشق به مانند عودی که بسته شده، به آه و اندوهی میپردازد و در خود احساس کمحالی و لاغری را تجربه میکند.
یافت در جمله رنگ و بوی حبیبوه چه روشن دل و دماغی داشت
هوش مصنوعی: در میان همهی موجودات، رنگ و عطر محبوب را پیدا کرد و چه دل و ذهن روشنی داشت.
داشت جمعیتی چنان با خودکه زخلق جهان فراغی داشت
هوش مصنوعی: او جمعیتی با خود داشت که به قدری در دل خود آرامش و خوشحالی مییافت که از دیگران و دغدغههای دنیا جدا شده بود.
یار میجست از زمین و زمانوز لب هر کسی سراغی داشت
هوش مصنوعی: یار در جستجوی خود از هر گوشه و کنار دنیا و از لب هر انسان دیگری نشانهای میخواست.
هرچه در کارگاه امکانستپرده دار جمال جانانست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیای امکان وجود دارد، به نوعی نمایانگر زیبایی معشوق است.
خیز ای مطرب غزل پردازباده در جام ریز و عود بساز
هوش مصنوعی: بیدار شو ای نوازنده و شعر سرای خوش آواز، باده را در جام بریز و عود بسوزان.
هر لطافت که روی بنمایددر حضورش چراغ دل بگداز
هوش مصنوعی: هر زیبایی که در حضور او نمایان شود، باعث ذوب شدن و شادابی دل میشود.
آمد آن شاخ گل کرشمه کنانبر سرم با هزار عشوه و ناز
هوش مصنوعی: یک گل زیبا با ناز و عطرش به سراغ من آمد و با هزار دلبری و جذبه خود، توجهام را جلب کرد.
گره از غنچه ی دلم بگشودمهر برداشت از سفینه ی راز
هوش مصنوعی: دل من همچون غنچهای بود که با محبت و عشق باز شد و رازهایی که در دل داشتم، به سرنوشت من روشنی بخشید.
کای هواخواه حسن ده روزهوی طلبگار رنگ و بوی مجاز
هوش مصنوعی: ای دوستدار حسن، که تنها به مدت ده روز به دنبال زیبایی و جذابیتهای ظاهری هستی، به دنبال این رنگ و بوی فریبندهای که گذرا و موقتی است.
زیر هر پوست مغز نغزی هستمغز میگیر و پوست می انداز
هوش مصنوعی: زیر هر پوستهای چیزی ارزشمند و گرانبها وجود دارد. به دنبال مغز و محتوا باش و ظواهر را کنار بگذار.
نافه را مشک جوی و گلرا بویباغ را حسن و مرغ را آواز
هوش مصنوعی: در میان طبیعت، گلها خوشبو و زیبا هستند، و پرندگان با آواز شیرینشان فضا را پر میکنند.
گشته هر دل بدلبری مایلکرده هر مرغ بر گلی پرواز
هوش مصنوعی: هر دلی به عشق محبوبی دل باخته و هر پرنده با شوق به سوی گلها پرواز میکند.
چشم یعقوب و جلوه ی یوسفدل محمود و عقد زلف ایاز
هوش مصنوعی: چشم یعقوب به یوسف اشاره دارد، یعنی انتظار و امید دیدار. جلوه یوسف نمادی از زیبایی و جذابیت است. دل محمود نشاندهندهی عشق و علاقه است، و عقد زلف ایاز نمادی از پیوند و ارتباط عاطفی میباشد. در مجموع، این جمله بر ارتباط عاطفی و زیباییهای مختلف در زندگی تأکید میکند.
هر چه در کارگاه امکانستپرده دار جمال جانانست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیا وجود دارد، نشاندهنده و نمایانگر زیبایی معشوق است.
می صافی و معاشران ظریفچمن دلکش و هوای لطیف
هوش مصنوعی: شراب صاف و شفاف، دوستان نازکنظری که در کنار هم هستند، باغی زیبا و هوایی دلپذیر.
هر درخت گلی بوصف گلیکرده رنگین رساله یی تصنیف
هوش مصنوعی: هر درختی با گلهایش رنگ و بویی خاص پیدا کرده و مانند یک اثر هنری، زیبایی خود را به نمایش میگذارد.
همه را داده دوست جام مرادکه نکردست قطره یی تخفیف
هوش مصنوعی: دوست به همه چیز مورد خواستهشان داده و هیچ چیز را کم نکرده است.
طاق ابروی ساقیان ملیحشادی روی شاهدان حریف
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت چشمان و ابروهای دختران نوشیدنیخور اشاره دارد که سبب شادی و خوشحالی در جمع دوستان و دوستان نزدیک میشود. ابروهای آنها مانند طاقهایی زیبا هستند که جذابیت و دلربایی را به وجود میآورند.
کرده آهنگ پرده ی عشاقنی لاغر میان و چنگ نحیف
هوش مصنوعی: آهنگ دلنشینی میزند که مهر و محبت عاشقان را به یاد میآورد، در حالی که دل و جان هر یک از آنها به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است.
در سماع از نوای منطق طیرهدهد تاجدار و مور ضعیف
هوش مصنوعی: در حالت نشئه و وجد به سر میبرم، در حالی که صدای پرندهای مانند هدهد و یا جنب و جوش مورچگان ضعیف گوشنواز است.
بزمگاهی بدان صفت که خردمیشود مست و بیخود از تعریف
هوش مصنوعی: جایی که ویژگیهای خاصی وجود دارد، عقل انسان تحت تأثیر قرار میگیرد و به حالت نشئگی و بیخبری از خود میرسد.
مطرب از تار ارغنون طرببلبل از پرده ی ثقیل و خفیف
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به لذتهای موسیقی و تأثیر آن بر احساسات اشاره دارد. آوازخوان یا نوازنده با نواختن ساز، شادی و سرور را به ارمغان میآورد، همانطور که بلبل با نغمهسرایی خود، زیبایی و احساسات لطیف را منتقل میکند. هر کدام به نوعی دنیای خاصی از احساسات را به وجود میآورند و بر روح انسان تأثیر میگذارند.
این نوا میزنند کز ره عشقپری و آدمی وضیع و شریف
هوش مصنوعی: این نوا را میسرایند که عشق باعث میشود هم موجودات زیبا و هم انسانهای معمولی و با مقامهای متفاوت در کنار هم قرار بگیرند.
هر چه در کارگاه امکانستپرده دار جمال جانانست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در کارگاه دنیا وجود دارد، نشانهای از زیبایی و جذابیت محبوب حقیقی است.
داشتم لعل پاره یی من هستاز کفم ناگهان فتاد و شکست
هوش مصنوعی: من یک گوهر قیمتی داشتم که ناگهان از دستم افتاد و شکست.
سودم آن پاره ها بزیر قدمتوتیا ساختم بقوت دست
هوش مصنوعی: من آن تکههای طلا را زیر پای تو قرار دادم و با قدرت دست خودم از آنها چیزی ارزشمند ساختم.
نور خورشید از دریچه ی صبحچون بدین خاک تیره در پیوست
هوش مصنوعی: نور خورشید با آغاز صبح از پنجرهها به زمین تیره اش میتابد و به آن میرسد.
دیدم آن ذره های نورانیجملگی گشته آفتاب پرست
هوش مصنوعی: دیدم که تمام ذرات نورانی و کوچک به مانند آفتابپرست شدهاند و حالتی از تغییر و دگرگونی به خود گرفتهاند.
یار خورشید و لعل پاره دلیستکه درو غیر مهر نقش نبست
هوش مصنوعی: دوست من مانند خورشید و سنگ قیمتی است که در وجودش جز محبت و محبتورزی هیچ چیزی ثبت نشده است.
تا شود ذره و بمهر رسدزیر سنگ غمش بباید خست
هوش مصنوعی: برای اینکه دل را تحت تأثیر عشق قرار دهیم، باید که درد و غم آن را تحمل کنیم و به سختیها و مشکلات آن دل ببندیم.
کی بود کی که بشکنند خمارجرعه نوشان بامداد الست
هوش مصنوعی: چه کسی بود که در صبح روز الست، خمار و نشئهی نوشیدنیها را بشکند؟
که درین صیدگاه شیر شکارزاهوی دام تا بماهی شست
هوش مصنوعی: در این مکان شکار، شیر به دنبال صیدش است و از زاهوی دام تا ماهی در دریا را هدف قرار داده است.
کبک کهسار و مرغ دریا بارمیزنند این نوا بلند نه پست
هوش مصنوعی: کبکهای کوهستان و پرندگان دریا آواز خوشی سر میدهند. این نوا، صدای بلندی است و هیچگاه پایین نمیآید.
هر چه در کارگاه امکانستپرده دار جمال جانانست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در عالم هستی امکان وقوع دارد، در واقع جلوهای از زیبایی محبوب واقعی است.
باغبان از درخت چند ورقچید و در کوره کرد بهر عرق
هوش مصنوعی: باغبان از درخت تعدادی برگ چید و آنها را در آتش سوزاند تا عصارهای از آنها به دست آورد.
کوره چون کار خویش کرد تمامشد لباب پیاله یی زمرق
هوش مصنوعی: وقتی کوره تمام کارش را انجام داد، نتیجهای مانند عصارهای از بهترین شراب به دست آمد.
آنچه باقی بماند از آنهمه گلپاره یی خاک بود بی رونق
هوش مصنوعی: از تمام زیباییها و شکوهی که وجود داشت، تنها چیزی که باقی میماند، تکهای خاک بیزندگی و بیاتفاق است.
عقل در شیشه ماند ازین حیرتتا کجا رفت آن گل چو شفق
هوش مصنوعی: عقل در شگفتی و حیرت مانده است و نمیداند تا کجا باید برود، همانطور که آن گل مانند شفق (پیدایش رنگهای گوناگون در آسمان) در مسیر خود حرکت کرده است.
رنگ زرد و بنفش و سیمابیسبز و گلگون و مشکی و ازرق
هوش مصنوعی: رنگهای زرد، بنفش، سبز آبی، سرخ و سیاه و آبی به تصویر کشیده شدهاند.
همه در نیل عشق یکرنگستهیچیک را نشد جدا زورق
هوش مصنوعی: همه در عشق به یک اندازه و یک رنگ هستند و هیچکس نتوانسته بهتنهایی از این قایق جدا شود.
از من و از تو نام عاریتستاوست باقی بذات خود صدق
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که ما و آنچه در ما وجود دارد، در واقع موقتی و عاریتی است. آنچه که باقی و پایدار است، حقیقتی است که مختص خود اوست و در وجود او صداقت و حقیقت آسمانی وجود دارد.
گل چو رو از نقاب غنچه نمودپرده چون باز شد زروی طبق
هوش مصنوعی: زمانی که گل، پوشش خود را کنار زد و نمایان شد، همچون پردهای که از روی صحنه کنار میرود.
از ره علم عین و صدق یقینگشت چون روز روشنم الحق
هوش مصنوعی: به وسیله علم، حقیقت و صداقت برای من مانند روز روشن روشن شد.
هر چه در کارگاه امکانستپرده دار جمال جانانست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیای ممکن وجود دارد، در واقع تجلی زیبایی و شکوه محبوب حقیقی است.
من و ساقی و یکدو یار ندیمبر در گلشنی شدیم مقیم
هوش مصنوعی: من و ساقی و دو دوست دیگر در کنار یک باغ زیبا دور هم جمع شدهایم و اقامت گزیدهایم.
ناگه از بوستان نسیمی خاستهمرهش نکهت بهشت نعیم
هوش مصنوعی: ناگهان بادی از سمت بوستان وزید و بوی خوشی شبیه به بوی بهشت را به همراه خود آورد.
کیست آگاه تا بگوید راستکه چه باشد نسیم و چیست شمیم
هوش مصنوعی: کیست که بداند و بتواند به درستی بگوید که نسیم چه چیزی است و عطر چیست؟
آنکه از بوی گل شود بیخودچه کند امتیاز بوی نسیم
هوش مصنوعی: هر کس که از عطر گل مست و بیخود شده است، چه تفاوتی برای او دارد که بوی نسیم را از کجا بیابد.
جان نسیمست و معنی او یارزنده دل زان نسیم جسم رمیم
هوش مصنوعی: جان تو مانند نسیم خنکی است و معنای آن، یار زندهدلی است که به خاطر آن نسیم، از جسم دنیوی فاصله میگیرد.
چکنم حیرتی عجب دارمدلی از درد و غصه گشته دو نیم
هوش مصنوعی: دچار حیرت شدهام و از درد و غصه، دلم به دو نیم شده است.
کو نسیمی زبوستان وصالتا کنم جان و دل باو تسلیم
هوش مصنوعی: نسیمی از بهشت وصال بیاید تا بتوانم جان و دل خود را به آن تسلیم کنم.
ای فغانی بدانکه کشف رموزنشود از تعلم و تعلیم
هوش مصنوعی: بدان ای فغان که درک حقایق و اسرار با یادگیری و آموزش ساده به دست نمیآید.
هر کرا جوهریست در فطرتباز یابد زفکر و طبع سلیم
هوش مصنوعی: هر کسی که در نهادش کیفیتی خاص داشته باشد، میتواند از اندیشه و طبیعت سالم خود بهرهبرداری کند.
که زر و لعل و لؤلؤی شهوارگوهر شبچراغ و در یتیم
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف جواهرات و زیورآلات گرانبها اشاره میشود، مانند طلا، سنگهای قیمتی و مروارید، که در شب درخشندگی خاصی دارند و مانند چراغی روشنایی بخش هستند، حتی اگر متعلق به یتیم باشند، نشاندهنده زیبایی و ارزشهای معنوی و دنیوی است.
هر چه در کارگاه امکانستپرده دار جمال جانانست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیای ممکنات وجود دارد، زینت و زیبایی جانان را به نمایش میگذارد.