شمارهٔ ۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از سختیها و مشکلاتی که در زندگیاش تجربه میکند، میگوید. او احساس میکند که ستارهها و سرنوشتش بر اساس یک تقدیر ناعادلانه، به او جفا میکنند. او نمیداند در پایان این سفر و تلاشهایش چه نتیجهای خواهد گرفت و خود را مانند دانهای در آسیاب تقدیر میبیند که تحت فشار قرار دارد.
پیوسته مرا فلک جگر خون دارددر سیر و سفر
هوش مصنوعی: سرنوشت همواره باعث آزار و ناراحتی من است و من در سفر و جستجو در زندگی، درد و رنج را تجربه میکنم.
گفتن نتوان که طالعم چون دارددر خون جگر
هوش مصنوعی: نمیتوان گفت که سرنوشتم در اعماق وجودم چگونه است و چه حسی دارم.
دانی که چه حاصلم شود آخر کارزینسان که مرا
هوش مصنوعی: آیا میدانی که نتیجهی این کارها برای من در نهایت چه خواهد بود؟
چون دانه در آسیای گردون داردقسام قدر
هوش مصنوعی: به مانند دانهای که در آسیاب گردان قرار دارد، سرنوشت و تقدیر هر کس به دست خود اوست.