تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۶

دل گفت که ای جانِ من آن زهره کِراستکز خاکِ درِ تو توتیا یارد خواست
از ذات منزّهی و از عیب جداتو پاکی و بر تو « قُلْ هُوَ اللَّهُ » گُواست