شمارهٔ ۱۹۷ - الاسرار
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و تأثیری که زلفهای محبوبش بر او گذاشته سخن میگوید. او از محبوبش میخواهد که به عیوب او نپردازد و اجازه دهد که هر چه که هست، بگذارد. او دلی را در زلف محبوب گم کرده و از خود میپرسد که چرا باید نگران دل خود باشد در حالی که به محبوبش وابسته است.
افتاد مرا با سر زلفین تو کارعیبم مکن و به کار خویشم بگذار
هوش مصنوعی: من در دام زیباییها و جذابیتهای تو گرفتار شدهام. لطفاً عیبهای من را نگو و به حال و روز خودم بگذار.
اندر سر زلف تو دلی گم کردمجویای دل خودم مرا با تو چکار
هوش مصنوعی: در موهای تو دلی را گم کردهام و حالا که به دنبال دل خودم هستم، نمیدانم با تو چه کنم.