تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۲۲۵

دردا که درین سوز و گدازم کس نیستهمراه درین راه درازم کس نیست
در قعر دلم جواهر راز بسی استاما چه کنم محرم رازم کس نیست