تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۲۲۸

غافل منشین که این زمانی است عزیزهر دم که برآید از تو جانی است عزیز
عمری که بیاید و بخواهد رفتنضایع مکنش که خون بهایی است عزیز